گزارش قیام عشایر لر و نفر/ لارستان 1343
زمان انتشار: 16 خرداد 1393 ساعت 12:15:14
تعداد بازدید: 5537
کاظم رحیمی نژاد: آنچه در پی می آید خلاصه ای از گزارش قیام عشایر لر و نفر در سال های 42 و 43 است که در آینده صفحاتی از کتاب" تاریخ معاصر لارستان" را به خود اختصاص خواهد داد.
پس از حوادث خرداد 1342 روحانیون لارستان و در راس آنها آیت الله ایت اللهی مقدمات هماهنگ نمودن طوایف مختلف جنوب فارس را برای اقدام علیه رژیم پهلوی فراهم آوردند.
 
 به گفته‌ی آیت‌الله آیت اللهی طوایف دولخانی(دولو خانلو)، لر و نفر، قائدی (مستقر در شهرستان‌های مهر و لامرد) و طوایف مستقر در ناحیه‌ی یزد خواست واقع در شهرستان زرین دشت کنونی مخفیانه آمادگی خود را برای آغاز قیام به اطلاع وی رسانده بودند؛ اما حادثه‌ای غیر مترقبه برنامه‌ها را به هم زد.
 
 
در اسفند ماه 1342 اولین اقدام مسلحانه از سوی طایفه‌ی نفر صورت گرفت. در این زمان مردان این طایفه به فرماندهی زیادخان نفر به پاسگاه‌های منطقه‌ی صحرای باغ حمله کردند. چریک‌های طایفه‌ی نفر، با مسدود نمودن مسیر ژاندارم‌ها و مأموران پاسگاه عمادده با آن‌ها به صورت مسلحانه درگیر شدند و پس از کشتن علی مفرادی ـ فرمانده پاسگاه ـ حسین دوستگر، عباس نشمی و ناصر سوار اسلحه‌های آن‌ها را به غنیمت بردند.
 
با رسیدن خبر این حادثه به لار ژاندارمری لارستان در بیست و ششم اسفند 1342 سه گروه از افراد خود را به منطقه صحرای باغ ـ محل اسکان طوایف لر و نفر ـ گسیل کرد. دسته‌ی نظامی به فرماندهی سروان محمودی به اتفاق چند راهنمای محلی در تنگه‌ای به نام تنگ هون با افراد لر و نفر درگیر شدند. در این درگیری علی منوچهری و سید اسماعیل حسینی ـ کدخدای قلات ـ از نیروهای مهاجم کشته و دو تفنگچی مجروح شدند. از افراد لر و نفر نیز نصیرخان و حیدر، جان خود را از دست دادند.
 
 با رسیدن خبر این درگیری به شیراز و تهران و انعکاس وسیع آن در منطقه‌ی جنوب فارس، تیمسار سپهبد مالک (فرمانده‌ی ژاندارمری کل کشور)، تیمسار سرلشکر اردوبادی را مأمور ختم این ماجرا کرد. سرلشکر اردوبادی ابتدا معاون خود ـ سرهنگ اشرفی ـ را با نیروهای ژاندارمری و با کمک نظامیان تیپ 23 شیراز برای ختم غایله، به سوی لار و صحرای باغ روانه کرد؛ سپس با تهدید و فشارهای سیاسی و روانی بر آیت‌الله آیت¬اللهی اجازه هیچ گونه رابطه ای با قیام کنندگان را به وی نداد.
 
در این شرایط مبارزان لر و نفر متوجه شدند که نظامیان قصد دارند خانواده‌هایشان را به مناطق دوردست کوچ دهند؛ از این رو شبانه خانواده‌های خود را به نقاط نسبتا امنی منتقل کردند. برخی از خانواده‌های لر و نفر نیز تسلیم نیروهای دولتی شدند. 
 
در این میان گروهی از خانواده‌های لر و نفر به رهبری زیاد خان و رستم خان سر تسلیم فرود نیاوردند و پس از دریافت خبرهای ضد و نقیض مبنی بر قیام احتمالی بهمن¬خان قشقایی در نواحی شمالی لارستان علیه رژیم پهلوی به سمت آن منطقه حرکت کردند؛ اما با مشخص شدن اشتباه بودن اخبار و عدم یاری بهمن خان به طوایف لر و نفر، آن‌ها به سمت خنج حرکت کردند و در حدود فدویه و گرمشت از توابع خنج مستقر شدند.
 
 عملیات نظامی علیه طوایف لر و نفر از پانزدهم فروردین ماه 1343 آغاز شد. فرمانده‌ی نیروهای نظامی«سرهنگ ناصر اشرفی» با نیرنگ درصدد نزدیک شدن به پناه‌گاه افراد ایل برآمد. وی با وساطت داریوش قشقایی فرزند سهراب خان قشقایی و برادر بهمن قشقایی و با مهر کردن قرآن و سوگند خوردن مبنی بر اینکه اگر کلیه¬ی افراد به نیروهای دولتی تسلیم شوند از اعدام و محاکمه¬ی آنان ممانعت می¬شود، در 17 اردیبهشت ماه صمصام و لهراسب فرزندان زیادخان و رستم خان را تسلیم نظامیان نمود. سرهنگ اشرفی این دو جوان را با خود به هنگ ژاندارمری لارستان برد و پس از بازجویی‌هایی که در قالب گفت و گوهای ظاهرا دوستانه با این دو جوان داشت، بخشی از اسرار ایل را کشف کرد.
 
 وی سپس این دو نفر را به وسیله¬ی هلی¬کوپتر و پرواز روی مناطق محل اتراق ایل به مقر ایل بر گرداند. سرهنگ اشرفی با این اقدام هم به موقعیت مکانی استقرار ایل پی برد و هم توانست اعتماد نسبی آنان را جلب کند. پس از چند دور مذاکره، سران لر و نفر به نیروهای دولتی اعلام می‌کنند که اگر لهراسب و صمصام را به آن‌ها برگردانند، تسلیم خواهند شد. فرمانده‌ی نیروهای دولتی با این پیشنهاد موافقت می‌کند و لهراسب و صمصام نزد خانواده خود باز می گردند. 
 
بعضی از خانواده‌های لر و نفر، از اواخر فروردین تا اواسط اردیبهشت1343 بدون قید و شرط تسلیم نظامیان شدند و از معرکه مبارزه کناره جستند.
 
 به دستور زاهدی فرماندار لارستان تسلیم شدگان تحت شکنجه و فشارهای روانی برای افشای مسایل پشت پرده‌ی این قیام قرار می‌گیرند. باز ماندگان این ماجرا درخواست‌های زاهدی را در بازجویی‌ها موارد زیر ذکر کرده‌اند: «چه کسی شما را وادار و تحریک به این قیام کرده و راهنما، هدف و نیت شما از این کار چیست و باعث اصلی این قیام کیست.» تسلیم شدگان با این ذهنیت که اگر ماهیت قیام را افشا کنند خیانت به آیت‌الله آیت اللهی نموده¬اند، از افشای اسرار قیام خوداری می‌کنند. این افراد تحت الحفظ به شیراز منتقل می‌شوند. (برگرفته از مصاحبه دکتر محمدباقر وثوقی با منوچهر بیگلری)
 
پس از بازگردانده شدن لهراسب و صمصام، سران ایل لر و نفر از نیروهای دولتی خواستار فرصت یک ماهه برای تسلیم شدند؛ اما نیروهای دولتی این فرصت را ندادند و مدعی شدند که افراد لر و نفر قصد وقت¬گذرانی و اغفال نظامیان را دارند. نیروهای دولتی پس از اطلاع کامل از محل استقرار ایل و مستقر ساختن نیروهای نظامی در ساعت چهار صبح روز 28 اردیبهشت 1343/ 7 محرم سال 1384 قمری با چهار ستون عملیاتی به طرف محل اتراق ایل حرکت کردند و محل استقرار مردان و زنان و کودکان لر و نفر را محاصره و زیر آتش شدید گرفتند. در این هجوم ده‌ها تن از مردان، زنان و کودکان لر و نفر کشته شدند. یک روز پس از این حادثه در گزارشی به استانداری فارس آمده است:
 
«آخرین گزارشی که از سرباز سرهنگ اشرفی فرماندهی ستون عملیاتی لارستان واصل گردیده حاکیست که یکی دو روز قبل برای آنکه ... را وادار به تسلیم سازند اقداماتی در جریان بود تا اینکه زیاد و رستم توسط آقای داریوش قشقایی تقاضا می کنند که اگر لهراسب و صمصام فرزندانشان را به آنها ارائه دهند اطمینان حاصل کرده و تسلیم خواهند شد که فرماندهی ستون موافقت و با هواپیما به وسیله آقای قشقایی آنها را به نزد پدرانشان اعزام ولی....فرزندان خود را نگهداری و از معرفی آنها خوداری می نمایند و سپس برای اغفال مأمورین وقت گذرانی به مذاکرات بی نتیجه شروع که بلافاصله با بررسی¬های کامل چهار ستون عملیاتی به طرف اختفای اشرار حرکت و در ساعت چهار صبح روز 28/3/43 [28 اردیبهشت درست است] به مواضع نزدیک و آنها را مورد محاصره قرار داده و زد و خورد بی سابقه¬ای آغاز می¬گردد. در این زد و خورد کلیه ...به شرح زیر کشته می¬شوند.
 
1. زیاد بیگلری سردسته ... نفر 2. رستم قاسمی سردسته ... لر 3. لهراسب بیگلری فرزند ارشد زیاد 4. صمصام فرزند ارشد رستم 5. علیجان فرزند حاجی ظاهر میرزا دایی زاده زیاد 6. امیر ارسلان فرزند حاجی ظاهر میرزا دایی زاده زیاد 7. شهباز فرزند کاظم 8. خانی فرزند بهمن برادر زاده کاظم 9. درویش فرزند قاسم خان 10. اسد فرزند کوچکعلی برزو برادر یدالله نام که تسلیم شده 11. صفدر فرزند درویش خان
 
در این مصادمه 9 قبضه اسلحه گلوله زنی برنو و فشنگ برنو خورو ایران که از اسلحه¬های گرانبها هستند به دست مأمورین افتاده است. ضمناً بر اثر ترکش‌های خمپاره نیز عده¬ای زن و بچه که ... آن‌ها را نزد خود پناه داده بودند به شرح زیر مقتول گردیدند:
 
1. صغرا دختر امیر ارسلان مقتول ردیف6 2. زلیخا یکی از زنان زیاد بیگلری 3. زینب دختر زیاد بیگلری 4. شلیله دختر قاسم عمو زاده زیاد 5. رقیه دختر رستم 6. سلطنت زن حاجی طاهر میرزا و مادر مقتولین ردیف¬های 5 و 6 7. باختر عیال درویش و خواهر زیاد 8ـ ذراره دختر امیر ارسلان. عده مشروحه زیر نیز مجروح گردیده اند که به وسیله آمبولانس و کامانکار جهت معالجه به لار اعزام شده¬اند: 
 
 
1. مطلب فرزند امراس 2. کاوس فرزند کوچک علی خان 3. یوسف فرزند نصیر برادرزاده زیاد 4. ابراهیم فرزند زیاد 5. اسد فرزند زیاد 6. فرنگیس عیال رستم 7. شاه صنم عیال اله قلی تسلیم شده 8. رقیه دختر سلطنت 9. خواب ناز عیان علی فرزند طاهر میرزا10. همسر حیدر اسفندیار که در زد و خورد مورخه 29/12/42 به قتل رسیده است 11. زهرا بانو عیال زیاد 12. عذرا دختر حاجی طاهر میرزا 13. جهان سلطان دختر حاجی طاهر میرزا 14. عیال علیجان 15. زلیخا عیال امیر ارسلان 
 
 پس از سرکوب قیام لرو نفر، گزارش قتل عام به دادگاه لار اعلام شد و دادگاه به سروان محمودی نمایندگی داد که با حضور ستوان یکم دکتر کبیری برای انجام تشریفات قانونی اقدام کند و کشته شدگان پس از انجام روال قانونی دفن شوند. چند تن از مجروحان این حادثه نیز در بیمارستان‌های شیراز جان خود را از دست دادند و عده ای معتقدند که این افراد به وسیله‌ی آمپول هوا کشته شده‌اند.
 
سپهبد مالک پنج روز پس از این حادثه در نشستی مطبوعاتی به تحلیل وقایع لر و نفر پرداخت. روزنامه اطلاعات در تیتر شنبه 2 خرداد 1343 در این باره نوشت: بامداد امروز تیمسار سپهبد مالک فرمانده ژاندارمری کل کشور در یک مصاحبه مطبوعاتی پیرامون قلع و قمع افراد شرور طایفه لر و نفر در لارستان فارس اطلاعاتی در اختیار نمایندگان مطبوعات گذاشت.
 
روزنامه اطلاعات در تاریخ 10 خرداد 1343 در مورد تسلیم شدگانی که به شیراز منتقل شده بودند نوشت: چون این عده در جریان زد و خورد دخالتی نداشته اند با کمال مهربانی از آنان نگهداری خواهد شد. همچنین با افراد خانواده‌های «لر و نفر» که در چادرهای عشایری زندگی می کنند کمک‌های لازم از جهت تامین آذوقه و لباس و سایر مایحتاج زندگی به عمل آمده و اقداماتی صورت گرفته است. تا سایر افراد این دو طایفه که تحت تاثیر سخنان سوء قرار نگرفته و قبلا خود را به پاسگاه‌های ژاندارمری به کارهای کشاورزی مشغول شوند.» (اطلاعات، دهم خردادماه 1343، شماره 1399، ص 14)
 
حجـﺔ‌الاسلام و المسلمین خلخالی که در اوایل سال 1357 مدت کوتاهی از تبعید خود را در لار می‌گذراند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی درصدد دستگیری عاملان این واقعه و مجازات آنان برآمد؛ اما با فرار سرهنگ اشرفی به اروپا موفق به این کار نشد. آیت‌الله خلخالی در خاطرات خود می¬نویسد:«یکی از خاطرات روزهای اقامتم در لار این بود که من هر روز صبح زود به زیارت قبور صحرای باغ، واقع در قریه خور که در فاصله شش کیلومتری لار است، می رفتم. در آن‌جا حدود پنجاه نفر از جمله حاج زیاد و اقوام او که به دست جلادی به نام سرتیپ اشرفی، برادر ناتنی سید غلامحسین شیرازی، به درجه شهادت نایل شده بودند، مدفون هستند.
 
بنده در آن‌جا عبا را کنار می گذاشتم و برای هر یک از آن‌ها فاتحه¬ای می خواندم. مردم می گفتند که این شیخ از این قبور چه می خواهد؟ این امر مایه‌ی خوشحالی من می شد و تا زمانی که در لار بودم به این زیارت ادامه می دادم و همه این موضوع را می‌دانستند. پس از انقلاب هرچه دنبال سرتیپ اشرفی می گشتم تا او را پیدا کرده و به جزای اعمالش برسانم، ولی او را نیافتم. او فرار کرده و به اروپا رفته بود. بعداً شنیدم که در آن‌جا سقط شد.» (خلخالی، 1380: 215)
 
 

 

کد امنیتی:   
 [6 نظر]

محمد رضا
Iran, Islamic Republic of
29 شهريور 1396   ساعت: 05:24:16

منظور از کوچک علی خان چه کسی است؟؟ لایا منظور ما همان فریدون بیگ هست؟؟

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
2 آبان 1395   ساعت: 20:09:37

با سلام اصل مطالب واقییعت دارد

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
6 ارديبهشت 1395   ساعت: 18:19:04

نقش سید حمزه قلاتی در این میان چه بوده و چه سرنوشتی داشته است

 
امید
Iran, Islamic Republic of
9 مهر 1394   ساعت: 11:52:00

لعنت بر ....کثیف وملعون که جوانان وانسانهای بیگناهی را کشت لعنت بر ذات کثیفش خوب وبد را با هم کشت

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
7 مرداد 1394   ساعت: 12:13:43

انچه من شنیده ام اغاز ماجرا انطور بوده که بر اثر شکایت صاحبان زراعت از چریدن دامهای طایفه لر موجب میشود که پاسگاه بعضی از دامها را نگهداری و صاحبان این دامها معترض و در گیری بین پاسگاه و نیروهای لر ونفر شروع میشود

 
صمد کامجو
Iran, Islamic Republic of
16 خرداد 1393   ساعت: 12:48:38

ایت الله خلخالی در شهر قدیم لار که تبعید شده بود در یکی از خانه های محله قنبربیگی اقامت داشت . این شیخ هر روز صبح اورا می دیدیم که پیاده به طرف جاده شهرقدیم خور می رود بعد از پیروزی انقلاب که دعوت به لار شد واستقبال خوبی از اوکردند فهمدیم که ایشان همان خلخالی معروف است. خدا رحمتش کند

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام