هادی صدیقی
نقدی بر خوانش کلمه " اوز" و معانی ذکر شده برای آن
زمان انتشار: 29 تير 1393 ساعت 22:04:17
تعداد بازدید: 6044
در سالهای اخیر پیرامون خوانش نام شهر «اوز» مناقشه بوده و هنوز این مناقشه پا برجاست. عده ای آنرا با فتح الف یعنی «اَوَز» و عده ای آنرا با کسر الف یعنی «اِوَز» می خوانند و هر کدام برای خود دلایلی دارند که قابل احترام است. در این مقاله از جنبه های مختلف به این مقوله می پردازم و نظر نهایی خود را اعلام می کنم.
در کتاب تاریخ دلگشای اوز نوشته ی زنده یاد حاج محمد هادی کرامتی در زیر عنوان اوضاع جغرافیایی «اوز» آمده است:« «اوز» بکسر همزه و فتح «واو» و سکون «ز» لفظ عربیست. معنی لغوی آن اسم «بط» مرغابی است و اسم قصبه «اوز» معروف از ممالک محروسه ایران، از مضافات فارس واقعه در جنوب و در نواح گرمسیرات و از قرای لارستان بشماراست. »
 
دکتر عبدالمجید ارفعی اوزی – متولد 1318 داراي دكتراي فرهنگ و زبان هاي خاور نزديك با تخصص رشته ايلامي- اکدی از دانشگاه شيكاگو، زبان شناس و یکی از انگشت شمار مترجمان خط و زبان ایلامی و اکدی جهان و نخستین ایرانی که فرمان کوروش بزرگ را از روی نسخه ی اصلی بابلی نو به فارسی برگردانده است – در مصاحبه ای که در سال 1383 با ایشان داشتم  ودر شماره 46 عصر اوز، مهرماه 1383 صفحه ی 14 به چاپ رسید در رابطه با خوانش درست نام اوز که همواره بر آن تاکید ویژه ای نیز دارد، می گوید: «  «اَوز» داراي يك صورت تحولي است و شكل ديگري است از كلمه «اهواز»، «خوز» و «خوزستان» كه اين اسم را زمان هخامنشي داشته ايم و به ايلامي هاي خوزستان گفته مي شده است. اين واژه كه با فتح «الف» و «واو» و سكون «ز»  درست مي باشد، ريشه اش در فارسي باستان « اوجه » (UVAJA)  و (UVJA)  مي باشد. از همين كلمه هم «خوز» آمده است ( «او» تبديل به «خو» و «ج» تبديل به «ز») و هم اهواز ( «او» تبديل به « اه » و «ج» تبديل به «ز»). در «اوز» «او» (UVA) خودش مانده و «ج» تبديل به «ز» شده است. »
 
همچنین در مقاله ی «ایلام نو زیر آب می رود» به قلم نرگس روحانی سرامی چاپ شده در روزنامه شرق شماره ی 307، صفحه 26 مورخ 14 مهر 1383به بودن کلمه «اَوز» در کتیبه های ایلامی اشاره شده است که بخشی از آنرا در عصر اوز شماره 48 آذرماه 1383 صفحه 7 نیز به چاپ رساندم با هم می خوانیم: « خوزستان در تاریخ به نام های گوناگون خوانده شده است و در گذشته ی دور جزیی از کشور ایلام بوده که پیشینه آن به هشت هزار سال پیش از میلاد می رسد. در آن زمان خوزستان «حال تمتی/ هتم تی» یعنی سرزمین خدایان و یا سرزمین مقدس نامیده می شد.
 
این واژه در نبشته های ایلامی کتیبه های هخامنشی و همچنین کتیبه های محلی ایلام دیده شده است. اکدی ها واژه (حال تمتی) به معنی سرزمین ایپرتی ها را (الامتر) بیان کرده اند. الامتر در تورات به گونه الام نوشته شده است. از سده 13 پیش از میلاد کشوری به نام اشان سوسنکا یعنی کشور اشان و شوش نامیده شده است.
 
اشان سوسنکا تا آغاز روی کار آمدن خاندان هخامنشی برجا بود ولی از این به بعد یعنی هنگامیکه «چیش پیش دوم» نیای کوروش(پدر کوروش بزرگ) جد هخامنشی، «اشان» را حدود 640 پ.م گشود و جزو قلمرو هخامنشی شد، بابلی ها و آشور ها آن جا را «الام» می گفتند و از اینجا می توان پی برد که الام یا ایلام در یک نقطه جغرافیایی و تشکیلات اداری و حکومتی که در آن سرزمین برقرار بوده اطلاق می شده که پایتخت آن شهر شوش بوده و «اشان» و «خووج» یا اوژ از ولایت های تابع آن بوده است. در سنگ نبشته های ایلامی به گونه های «خوز» و «اوز» خوانده می شده است. خوزستان چندین بار در سنگ نبشته های داریوش هخامنشی هووجیه نامیده شده است. .... »
 
حال با توجه به اینکه زبان اوزی و گویشی که در این شهر استفاده می شود و نیز با توجه به نظر کارشناسان اهل فن و زبانشناسان و آنچه در مورد زبان لارستانی و گویشهایی که در این منطقه بدان صحبت می شود، نوشته و ثبت شده است این زبان ادامه زبان پهلوی ساسانی است که تا به امروز در این نواحی مردم در گفت و گوهای روزانه به وفور از واژه های کهن ایرانی استفاده می کنند. پس روایت شادروان محمد هادی کرامتی (1274 قمری تا 1355 قمری) ( درگذشته بتاریخ 8 شهریور ماه 1315 خورشیدی) در مورد عربی بودن نام اوز اشتباه می نماید.  
 
شادروان کرامتی خود نیز به سابقه ی پیش از اسلام اوز اشاره می کند و در صفحه 41 کتاب تاریخ دلگشای اوز می نویسید: « ... و این نقطه «اوز» در قدیم الایام قریه مختصری بوده از بنای زمانه «فرس» و از قراین و آثار عتیقه که مشهود است می توان استنباط کرد که در زمان سلف قریه عامره بوده منجمله سه رشته فاریاب که منابع آنها از کوه بریده و از مستحدثات کبریست و نیز آثار قلعچه بنام «کلاتو» که بالای یک تپه کوه ساخته شده می نماید که از برای حفظ فاریاب بوده است.» روانشاد کرامتی سپس درباره قلعه پرویزه توضیح می دهد و می گوید شاید از بنای زمان خسرو پرویز باشد و می نویسد:« و خندق، قدرتی دارد که از عجایبست و بعد از انقراض دولت فرس و استیلای اسلام غالبا این قلعه معمور بوده و گاه بگاه بدست سرکشان و مرکز یاغیان میبوده و تا این زمان در بعضی اوقات مستحفظین«اوزی» از برای حراست مقرر بوده....». پس جایی که از پیش از استیلای اعراب بر این سرزمین آباد بوده و مردمش هنوز پس از نزدیک به هزار و پانصد سال از ورود اعراب بدین سرزمین زبان خود را حفظ کرده و با زبانی که مملو از واژه های فارسی می باشد گفت و گو می کنند حتما دارای نامی مربوط به همان سرزمین بوده و نمی تواند نامش عربی و از زبانیکه با آن بیگانه بوده اند، باشد.
 
حمیرا کمال در صفحه 25 کتاب «بررسی آثار تاریخی و هنری اوز» می نویسد: « بقایای متعدد به جا مانده از عصر ساسانی در منطقه اوز و دیگر قسمتهای لارستان گویای رونق جنوب فارس در این محدوده ی زمانی است. تپه های باستانی موجود در دشت فیشور، چهارطاقی محلچه، تپه ساسانی واقع در نزدیکی روستای کهنه، آثار ساسانی موجود در روستای کوره و قلعه پرویز که جملگی در همسایگی اوز قرار دارند، از جمله بقایای بازمانده از دوران ساسانی در منطقه ی مذکور به شمار می روند. افزون بر این، بقایای رشته فاریاب های قدیمی واقع در اطراف اوز را نیز نباید نادیده انگاشت.»
 
به نظرم همانطور که خانم کمال نیز عنوان داشته بقایای رشته فاریاب های قدیمی که نزدیکترین آثار باستانی به شهر کنونی اوز هستند بسیار مهم هستند. هشتم فروردین ماه 1391به همراه دکتر عباس علیزاده، استاد کرسی باستانشناسی پیش از تاریخ ایران در دانشگاه شیکاگو، بازدیدی از قنات های فاریاب انوه در شمال شهر اوز و در نزدیکی مسکن مهر اوز داشتیم. دکتر علیزاده تخمین سن قنات را بسیار مشکل دانستند ولی عنوان کردند با توجه به معماری و چگونگی ساخت این قناتها به نظر می رسد مربوط به دوران ساسانیان باشد و اضافه کردند ساختن اینگونه قناتها در تخصص ساسانیان بوده است.
 
از طرفی بقایای قلعه ای باستانی در بالای کوه مشرف به این قناتها به نام قلعه «کلاتو» موجودست که بین مردم به قلعه «گبری» معروف است و می گویند این قلعه که به نظر می رسد برای حفاظت از قناتها ساخته شده، توسط زرتشتیان ساخته شده است که نشان می دهد جمعیتی در آنجا ساکن یا به کار کشاورزی می پرداخته اند که چنین قنات و استحکاماتی برای آن درست کرده اند. حمیرا کمال در صفحه 200 کتاب «بررسی آثار تاریخی و هنری اوز» به صفحه 63 کتاب تاریخ لارستان  نوشته علاالدین مورخ لاری به تصحیح و تحشیه دکتر محمدباقر وثوقی چاپ انتشارات راهگشا اشاره می کند و می نویسد:« مورخ لاری در ادامه این مطالب(راجع به قلعه پرویز اوز) از وجود یک لوح سنگی یاد می کند که تا یک قرن و نیم پیش موجود و تاریخ بانی قلعه را به خط میخی نشان می داده است.»
 
حمیرا کمال درباره این لوح و در صفحه 204 کتابش می افزاید:« خط میخی در واقع خط رایج در زمان هخامنشی بوده است. با این توضیح حال اگر وجود چنین لوحی درگذشته صحت داشته باشد، باید پذیرفت که خط لوح مذکور از نوع پهلوی ساسانی یا خط اوایل دوره اسلام باشد که به اشتباه میخی عنوان شده است. بدین دلیل که تا کنون از آثار متعلق به تمدن هخامنشی در لارستان مدرکی به دست نیامده است؛ در مقابل با توجه به آثار و مدارک موجود در عصر ساسانی است که لارستان به رونق و شکوه فراوان دست می یابد. تعداد زیاد بقایای عصر ساسانی در اطراف اوز و کل لارستان دلایلی است بر صحت این مدعا.»
 
البته به دلیل نبود کتیبه یا نوشته ای قابل اعتنا نمی توان بدرستی قدمت شهر اوز را تعیین کرد و چنانچه می نماید قصبه، قریه یا روستایی آباد بوده که همواره جمعیتی در آن زندگی می کرده اند و به نوشته حمیرا کمال «از زمان ملامحمد شهیر[کرامتی] است که اوز به دنبال تحولات اجتماعی و سیاسی ایجاد شده به دوران شکوفایی وارد می شود.
 
تاریخ 1194 ه.ق (1154 خورشیدی) که بر سر در منبر مسجد جامع مکتوب است، و بنای عظیم برکه ملامحمد نمونه هایی از یادگارهای متعلق به دوران افشاریه می باشند.» از قدیمیترین آثار مکتوب بجا مانده ی شناسایی شده از اوز به نقل از حمیرا کمال در کتاب «بررسی آثار تاریخی و هنری اوز» صفحه 27 به کتیبه طاق جنوبی برکه معروف به «سلفی» که تاریخ آن 891 هجری قمری (864 خورشیدی) در اواخر دوره تیموریان و نیز سال 1104 هجری قمری ( 1071 خورشیدی) در دوره صفوی مربوط به تعمیر گنبد معروف به پیر اولیا در مرکز شهر اوز می توان اشاره کرد. حمیرا کمال- کارشناس ارشد باستانشناسی- در صفحه 19 کتابش می نویسد: « آنچه مسلم است این که، وجود آثار وبناهای به جا مانده از قرون مختلف اسلامی در دل شهر و بقایای پیش از اسلام واقع در اطراف آن، تاریخی بودن منطقه اوز را اثبات می کند. با این حال از شواهد چنین بر می آید که قبل از دوران قدرت نمایی اوز، آبادی های متعددی در منطقه اوز برقرار بوده که بنا به دلایلی به تدریج متروک گردیده و بخشی از ساکنانشان به مکان اوز که از امنیت بالایی نسبت به قریه های اطراف خود برخوردار گشته بود، مهاجرت کردند و به عنوان جزیی از اقوام و طایفه های اوز در سرنوشت آن سهیم گشتند.»
 
 حال با توجه به آنچه در مورد سابقه ی تاریخی اوز گفته شد درستی نظریه ی دکتر عبدالمجید ارفعی بیش از پیش مشخص می شود چرا که همانطور که گفته شد اگر نام شهر واژه ای عربی بود نشان می داد مردمانی که نخستین بار در این ناحیه ساکن شده اند عرب بوده اند یا به زبان عربی گفت و گو می کرده اند که نام شهر خود را با واژه ای عربی برگزیده اند که با واقعیت و شواهد تاریخی جور در نمی آید. اگر بخواهیم در رابطه با تلفظ درست واژه «اَوَز» علاوه بر آنچه دکتر ارفعی عنوان می کنند دلیلی بیاوریم می توان به قدیمی ترین سند شناخته شده که  به زبان لاتین نوشته شده است درباره اوز اشاره کرد که در آن اوز به صورت «Ahvas» نوشته شده است.  دکتر ویلم فلور هلندی درباره جنوب ایران و بنادر خلیج فارس از اسناد شرکت هند خاوری هلند در اوایل 1700 میلادی نوشته هایی دارد که در ایران نیز ترجمه و چاپ شده اند. در قسمت شورش شیخ احمد مدنی در زمان اواخر صفویه و همزمان با حمله ی افاغنه به ایران و اوایل دوره ی نادرشاه افشار چندجا به نام اوز و قلعه اوز در وقایع سال1725و 1726 میلادی اشاره می شود که به لاتین نام اوز با فتح الف خوانده می شود که نشان می دهد در آنزمان نیز یعنی حدود سیصد سال پیش اَوَز با فتح الف خوانده می شده است. علاقمندان می توانند به کتاب « صنعتی شدن ایران و شورش شیخ احمد مدنی» ترجمه دکتر ابوالقاسم سری مراجعه کنند.
 
همزمان با تاریخی که اسناد هلندی نوشته شده اند، میرزا مهدی خان منشی استرآبادی، منشی و مورخ نادرشاه افشار که در جنگ ها و سفرها همراه نادر شاه بوده است، در کتاب جهانگشای نادری درباره قیام محمدخان بلوچ و شیخ احمد مدنی دوبار به نام اوز اشاره می کند و آنرا «عوض» می نویسد. البته بایستی توجه داشت تنها می توان به تلفظ درست اوز با فتح الف در کتابت میرزا مهدی خان استرآبادی توجه داشت چرا که منشی به علت اینکه خود هیچگاه به اوز نیامده است نوشتن درست «اوز» را نمی دانسته و تنها مبتنی بر گزارشهایی که به نادر می رسیده و با توجه به آنچه می شنیده است مطلب را به رشته تحریر در می آورده و وقتی واژه «اَوَز» را شنیده به اشتباه آنرا با «عین» و «ض» نوشته است.
 
استرآبادی می نویسد: « غنی خان حاکم جهرم با امیرخان بیک (حاکم فارس)آغاز محالفت کرده از در خود رایی درآمده، میرزا باقر کلانتر لار نیز جمعی از اعراب قلعه عوض را که مسکن شیخ احمد مدنی بود جمع و بر سر ولی خان بیگدلی حاکم لار ریخته او را مقتول و اموالش را غارت کرده به گرمسیرات نزد شیخ احمد گریخت.»(1144 هجری قمری). در جای دیگر استرآبادی می نویسد: «همایون وقت پس از انتظام امور اصفهان در 12 محرم الحرام (1147 هجری قمری) عزیمت از راه همدان به جانب مقصد افراشته در عرض راه خبر رسید که طهماسب قلی خان سردار بعد از مرخصی از درگاه جان پناه به تسخیر قلعه خنج و قلعه عوض که مسکن اعراب بندر است پرداخته بعد از انجام کار ایشان به محاصره قلعه باغ مشغول شده است.»
 
علاوه بر مدارک و اسناد ذکر شده در این نوشتار می توان به آنچه خود مردم در شهر اوز و به ویژه کهنسالان استفاده می کنند اشاره کرد که همگی وقتی به زبان اوزی می خواهند درباره اوز مطلبی بگویند اوز را با فتح الف یعنی: «اَوَز» تلفظ می کنند و حتی اوزیهایی که در کشورهای حوزه ی خلیج فارس ساکن شده و بازرگانانی موفق گشته و حتی به مقامات بالای سیاسی همانند وزارت در کشور کویت دست یافته اند در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، قطر، بحرین و کویت پسوند «العوضی» را در پاسپورتهای عربی خود قرار داده اند و به لاتین آنرا « Al Awadhi» می نویسند و با این نام شناخته می شوند که باز موید فتحه بر روی الف است و نه کسره. در گفت و گویی که با عنایت الله نامور پژوهشگر زبان و فرهنگ اوز داشتم و در واقع از طریق ایشان به نوشته های ویلم فلور هلندی دست یافتم، اشاره داشتند که در قباله هایی چند صدساله نام اوز را دیده اند که حتی با «ال» عربی نیز به گونه ی «الاوز» نوشته شده است و در سربرگ تجارتخانه های اوزیها در هند نیز اوز با حرف «A» انگلیسی نوشته شده است که باز نشان می دهد تلفظ درست آن «اَوَز» می باشد.
 
 
حال در آخر جا دارد از دید زمین شناسی نیز به معنای واژه ی «اِوَز» و دلیلی که برخی برای درستی آن استفاده می کنند، پرداخته شود. عده ای که می گویند نام شهر را بایستی با کسره بر روی الف و به صورت «اِوَز» تلفظ کرد و دلیل می آورند که: « در عربی این واژه به معنای بط و مرغابی است و بدین خاطر به عنوان نام اوز استفاده شده که در قدیم دورتا دور اوز را آب فرا گرفته بوده و اوز همچون بط و مرغابی در آن میان شناور بوده است که وجود فسیل و سنگواره در اطراف اوز نشان از آن دارد.» دکتر محمد یوسف محمودی زمین شناس و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی در اینباره می گوید: « تمامی مکان فلات ایران در دورانهای زمین شناسی گذشته را دریای نسبتا کم عمق تا عمیق فرا گرفته بوده است که قسمتهای مختلف آن در دوره های مختلف در اثر چین خوردگی رسوبات دریایی از آب خارج شده اند.
 
رسوبات حوضه ی زاگرس نیز از حدود 5 میلیون سال قبل شروع به  چین خوردگی نموده و در حدود 2 میلیون سال قبل جنوب فارس و منطقه اوز از زیر آب خارج شده است و دریا پسروی نموده است. سنگواره های یافت شده در اطراف اوز مربوط به رسوب گذاری در دریای قبل از آنزمان بوده است  دورانی که هیچ انسانی بر روی کره ی خاکی نمی زیسته است.» حال سوالی که اینجا مطرح می شود اینست که چگونه پیشینیانمان فهمیده اند زمانی که هنوز هیچ انسانی بر روی این کره خاکی نمی زیسته است اوز همانند مرغابی بر روی آب شناور بوده و نامش را بط و مرغابی گذاشته اند؟!!! از طرفی اگر بگوییم اطراف اوز را دریاچه هایی فرا گرفته بوده که مملو از آب بوده و اوز شبیه مرغابی میان آن دریاچه ها محصور بوده  است دیگر به چه دلیلی در زمان تیموریان اقدام به ساخت برکه یا آب انباری مانند برکه سلفی یا آب انبار بزرگی مانند برکه ملامحمد در زمان افشاریه می شود؟ مگر نه آنکه آب انبار ویژه مناطق کم آب است؟ وجود قناتهای باستانی پیش از اسلام نیز حاکی از کم آب بودن منطقه از زمانهای دور دارد که همه اینها این نظریه را رد می کند.
 
آنچه مشهود است از وقتی ارتباطات بیشتر می شود و سواد مردم و نیز رفت و آمد با مناطق فارسی زبان زیادتر می شود مردم که نمی خواستند نام شهرشان «اَوَز» با معنای «عَوَض» و اصطلاح «عَوَضی» به جای «اَوَزی» اشتباه شود فتحه ی روی الف را به کسره بدل کرده اند و آنرا «اِوَز» خوانده اند که با توجه به اینکه عده ی زیادی این اشتباه را مرتکب می شوند رفته رفته این نام فراگیر شده است و به صورت غلطی مصطلح درآمده است. در گفت و گویی که با دکتر عبدالرسول خیراندیش استاد تاریخ و مدیر گروه تاریخ دانشگاه شیراز داشتم ایشان گفتند: چون این غلط مصطلح شده است بکار بردن آن مجاز است ولی بایستی در کتابها و نوشته های تاریخی به اصل واژه و خوانش درست آن «اَوَز» اشاره کرد. 
 
در خاتمه وقتی درباره معنای «اَوَز» از دکتر ارفعی پرسیدم اینگونه پاسخ دادند:« هیچ وقت اسم محل را معنی نمی کنم چون که نمی دانم واقعا این اسم مربوط به چه قومی بوده و آیا ایلامی بوده یا خیر؟ چرا که این اسم را از زمان هخامنشی داشته ایم و به ایلامی های خوزستان اطلاق می شده است. ولی به طور کلی ریشه شناسی نام های جغرافیایی اشتباه است. زیرا امروزه برخی اسامی را می دانیم که چیست و از کجا آمده و برخی دیگر نیز ساختار مشخصی دارند ولی در مورد بقیه جاها نمی دانیم از چه زمانی بدان نام مرسوم گشته یا مربوط به چه قومی بوده است، چرا که ایران یک چهارراه بوده و اقوام مختلفی  وارد این سرزمین گشته، ماندگار یا حل شده اند و یا گذر کرده و از کشور خارج گشته اند و ما تنها می توانیم رد پایشان را در نام های جغرافیایی پیدا کنیم و وقتی این اطلاعات رانداشته باشیم اجازه ی ریشه یابی را نداشته و از لحاظ علمی، کاری اشتباه است.»
 
در انتها آنچه کاملا روشن و مبرهن است آنکه بایستی به صورت قاطع معنای «بط و مرغابی» را رد کرد و این فرضیه را باطل اعلام کرد. باشد که با پژوهشهای بیشتر و کاوشهای باستانشناسی این منطقه بیش از پیش شناخته شود.
 
گفتنی است اوز شهری است در جنوب استان فارس در ۴۰ کیلومتری شمال غربی شهر لار و ۳۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز مرکز استان فارس . این شهر در ارتفاع افزون بر ۱۰۰۰ متری از سطح دریا در دشتی میان دو رشته کوه از دنباله ی کوه‌های زاگرس جنوبی واقع شده است.
 
پژوهشگر زبان و فرهنگ اوز آقای عنایت الله نامور پس از انتشار این نوشتار در فضای مجازی درباره متن نوشته شده راجع به نام اوز در کتاب  تاریخ دلگشای اوز که درباره آن بحث شد می نویسد: «مرحوم کرامتی چرا در کتاب تاریخ دلگشا آن متن را نوشته است؟
 
این سوالی است که اگر با دقت به آن توجه کنیم می توان به استفاده غیر صحیحی که رایج است خاتمه داد . واقعیت آن است که مرحوم کرامتی در دهه اول قرن جاری یعنی قریب به هشتاد پنج سال قبل در اوز کتاب را نوشته است. منابع کتاب تاریخ دلگشا را مرحوم بعضی نام برده است مانند تاریخ جهانگشای نادری و بعضی اشاره کرده است. منابع مهم او کتابخانه مدرسه دینی احمدیه اوز بوده است . کتابخانه ای که عمدتا کتاب های عربی و مذهبی را در بر می گرفته است.
 
کرامتی هنگام تالیف کتاب با این سوال روبرو بوده است که این واژه «اوز» به چه معنا می تواند باشد؟ همین جا خوب است دقت کنیم که ایشان دنبال معنای واژه«اوز» بوده است و نه واژه «عوض»، همین خود می رساند که اسم شهر در آن زمان و قبل تر هم به صورت « اوز» رایج بوده است . و این البته از شخص فهیم و دانا و صاحب قلمی مانند ملا محمد هادی کرامتی انتظار هم می رود که دنبال « عوض» نباشد . چرا که صد ها قباله قدیمی - لا اقل تا 200 سال قبل- را به چشم دیده است که همه جا در ان «اوز» نوشته شده است.
 
خوب حال ایشان باید دنبال معنایی برای این واژه باشد. و برای آن کار به کتابهای در دسترس خود مراجعه کرده است و آن هم قاموس های عربی بوده است . و در آنجا بوده که شکلی مشابه «اوز» را دیده است و برای همین هم نوشته لفظ عربی است که به معنای بط است. توجه کنیم که آن زمان هنوز در ایران واژه نامه دهخدا یی در کار نبوده و معین و مصاحب و ... هنوز 30 تا 40 سال بعد است که منتشر خواهند شد. علم زبانشناسی شناخته شده نیست و به غیر معدود کسانی که خود راغب بوده اند مانند هدایت و پورداوود کسی از آن اطلاعی ندارد و کتابی هم به فارسی منتشر نشده است و اگر هم کتابی بوده باشد در اوز ایشان از آن بیخبر بوده و یا در دسترس ایشان نبوده است.
 
مرحوم محمد رسول کرامتی در شرح زندگی مولف در مقدمه کتاب تاریخ دلگشای اوز می نویسد که او علاوه بر فارسی و عربی، اردو را هم می دانسته ولی اشاره ای به زبان انگلیسی و یا فرانسوی نشده است تا ما گمان بریم که شاید او از کتاب های انگلیسی زبان شناسی اطلاعی داشته است. مطلب که ریشه شناسی علمی بر مبنای زبانهای گذشته برای ایشان شناخته شده نبوده است. پس محققی مانند کرامتی تنها جایی که توانسته است مراجعه کند کتاب های عربی بوده است و در آنجا هم این معنا را یافته و نوشته است.
 
دقت هم باید کرد که چنانچه در دیباچه آن هم آمده اصولا عربی دانی و آوردن الفاظ عربی از نشانه های فخر کلام بوده است و سنت قدما بر این بوده که هر آنچه که نادانسته است را باید از زبان عربی گرفت. این عقیده هم بوده است که عربی زبان کاملی است. به هر روی ایشان از سر خود نیامده و اوز را معنی کند - چنانکه بعضی ها مثلا می گویند اوز به معنای بدل کردن جا و مکان است-  بلکه رفته و در کتابها ( و صد البته کتابهای عربی ) جستجو کرده و به این نتیجه رسیده و یاد داشت کرده است. همین دید و شناخت ایشان صد ها بار قابل تقدیر است که جستجو گر بوده است.
 
ولی  اکنون که قریب 90 سال از نوشته ایشان می گذرد دیگر وقتش رسیده است که با تکیه بر دستاورد های علمی موجود به آن واژه و معنای آن بنگریم و مجال تحقیق را گسترش دهیم و این کاری است که از جمله در این مقاله  انجام گرفته است.»
 
هادی صدیقی – تیرماه 1393 خورشیدی
 
 
 

 

کد امنیتی:   
 [2 نظر]

هادی صدیقی
Iran, Islamic Republic of
31 تير 1393   ساعت: 11:14:58

با سلام و آرزوی شادکامی و سپاس از انتشار این نوشتار. خواهشمند است تیتر مقاله را تصحیح فرمایید. کلمه "اوز" جا افتاده است. با سپاس

 
هادی صدیقی
Iran, Islamic Republic of
31 تير 1393   ساعت: 09:32:12

با سلام و آرزوی شادکامی برای گردانندگان سایت صحبت نو و مردم لارستان از انتشار این نوشتار در سایت سپاسگزارم. امیدوارم بابی گشوده شود و پژوهشگران بیشتر در اینباره کار کنند.

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام