احمد خضری
روزه و رمضان در اشعار مولوی
زمان انتشار: 2 مرداد 1393 ساعت 20:56:31
تعداد بازدید: 2836
 بزرگمرد عرفان و ایمان، مولانا جلال الدین محمد رومی به گونه ای متفاوت به روزه و ماه رمضان می نگرد، چون نگاه او بسیار عمیق تر و عارفانه تر نسبت به سایر شعر او عرفاست.
 پرهیز از حرام یکی از معانی روزه نزد مولانا است:
 
روزه گوید کرد تقوا از حلال/ در حرامش دان که نبود اتصال
 
مولانا آنقدر به روزه و ماه رمضان علاقه داشته است که عروسی فرزندش سلطان ولد را در ماه مبارک رمضان انجام می دهد. به این غزل توجه فرمایید:
 
مبارکی که بود در همه عروسی ها/ در این عروسی ما بادای خدا، تنها/ مبارکی شب قدر و ماه روزه و عید 
 
در غزلی دیگر مولانا به معشوقش می گوید:اگر با قند لبانت روزه ام را نگشائی و وصال ننمائی، تا قیامت روزه ام را نخواهم گشود. 
 
توجه فرمایید: در هوایت بی قرارم روز و شب / سر ز پایت بر ندارم روز و شب/ تا نه بگشائی به قندت روزه ام/ تا قیامت روزه دارم روز و شب
 
و یا در ستایش روزه و رمضان در غزلی دیگر می فرماید: آمد رمضان و عید با ماست/ قفل آمد و آن کلید با ماست/
 
بگذشت مه روزه، عید آمد و عید آمد/ بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد
 
مولانا معتقد است همچنان که غوره از خامی می رهد و شیرین می شود. آدمی هم به کمک روزه شیرین و عید می شود:
 
چو غوره است ز خامی خویش، شد شیرین/ چو ماه روزه به پایان رسید عید شود
 
این عارف کم نظیر دنیا در بشارت آمدن عید رمضان می گوید: بگذشت مه روزه و آن جمله ریاضت ها/ اینک ز کمال غیب آن غره عید آمد
 
و می فرماید: اغلب عید را نمی دانند ولی اگر عاشق شوند و دولت عشق را بیابند و باخبر شوند هر لحظه ایشان را عیدی است و هر زمان سروری
 
عیدی که همی جستند صدقرن ندید ستند/ در دولت عشق او امروز پدید آمد/ هر لحظه تو را عیدی است از آن که خبر دادی/ و آن کس که نمی داند، عیدش بعید آمد 
 
در پایان باید گفت که نگاه عمیق و عرفانی حضرت مولانا به روزه و ماه مبارک رمضان متفاوت یا دیدگاههای سایر شاعران است که تفسیر آن نیاز به کارشناس دارد. از شادی آن کز تو، کرده ست قبول ایزد این روزه و طاعت را، شکرانه همی یابد
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام