روایتی از سرنگونی مجسمه شاه در لار
زمان انتشار: 13 بهمن 1393 ساعت 23:21:51
تعداد بازدید: 3544
محرم سال 1357 شمسي بود. اشعار و نوحه‌هاي دسته‌هاي سينه‌زني و عزاداري بر عليه طاغوت زمان (شاه) تنظيم و در مراسم عزاداري خوانده مي‌شد.
 در روز تاسوعا پس از عزاداري و تظاهرات عليه رژيم شاه، مردم لار در حسينيه اعظم تجمع نمودند و به سخنراني حجت‌الاسلام نسابه گوش دادند. در همین حال عده‌اي نوجوان و جوان انقلابي از بين جمعيت جدا شده و با موتورسيكلت به طرف شهرجديد حركت نمودند ...
 
ادامه ماجرا از زبان آقاي علي اکبر عسكرپور*
 
شب تاسوعا به صورت ناشناس با كلانتري شهرجديد تماس تلفني گرفتیم و اعلام نموديم صبح فردا مجسمه شاه با ديناميت منفجر مي‌‌شود به همين خاطر بايد نيروهاي شهرباني  در اطراف مجسمه نباشند.
 
صبح روز تاسوعا در حالي كه  همه مردم در شهرقديم مشغول عزاداري و تظاهرات بودند  با چند نفر از دوستان به نام‌هاي محمود قنادي (شهيد) – عباس شاهين و يكي دو نفر ديگر به فلكه فرمانداري محل نصب مجسمه شاه مراجعه کردیم و مشاهده نموديم نيروهاي شهرباني  در اطراف مجسمه شاه به نگهباني مشغول هستند.
 
به صورت ناشناس با سرهنگ مستوفي در شهر باني تماس گرفتیم و اعلام نموديم تا ساعاتي ديگر مجسمه توسط مواد منفجره  كه از قبل كار گذاشته شده منفجر می شود  و نيروهاي نظامي مستقر در اطراف مجسمه به هلاكت مي‌رسند. پس از دقايقي اين هشدار كارساز شد و همه نيروهاي شهرباني ميدان را خالي نمودند و به محل استقرار خود برگشتند.
 
در ابتدا حلقه لاستيك مستعمل اتومبيل كه با خود داشتيم به گردن مجسمه انداختیم  و به آتش كشيديم كه هيچ اثري نكرد و در اثر آتش‌سوزي چند جاي بدنم سوخت.
 
سپس  مقداري ديناميت كه شهید محمود قنادي با خود آورده بود در پايين پاي مجسمه جاسازي كردیم و آن را  منفجر نموديم. با این کار مجسمه از جا كنده شد ولي از بالاي سكو پايين نيفتاد.
 
در همين حال به كمك يك كاميون باري و سيم بكسل مجسمه را از بالا به پايين انداختیم.  پس از آن راننده كاميون که به شدت ترسيده بود،  سيم بكسل را رها نمود با كاميون فرار كرد.
 
حالا تعداد انقلابيون به 40-50 نفر ‌رسيده بود كه يكي از انقلابيون بنام سيدكاظم جوادپور (مرحوم) با ماشين‌ باري  تويوتا از راه رسيد.  ما هم فرصت را غنيمت شمردیم و با سيم‌بكسل  و ماشين آقاي جوادپور مجسمه را به طرف شهرقديم حمل کردیم. مردم در طول مسير از اين حركت انقلابي با نقل و شيريني استقبال کردند  و از سرنگوني مجسمه شاه خوشحالي و شادماني ‌نمودند .
 
وقتي به شهرقديم رسيديم مجسمه را در محل ميدان بار مركزي لار در نزديكي مسجد جامع لار انداختیم و سپس سر مجسمه كه جدا شده بود به منزل مرحوم حضرت آيت‌الله آيت‌اللهي بردیم و در آنجا كه چند نفر از جمله حضرت آقا، حضرت آيت‌الله مجتبي موسوي لاري و حجت‌الاسلام و المسلمین نسابه  حضور داشتند نشان داديم و پس از آن به محل ميدان بار مركزي لار، برگشته و متوجه شديم كه از مجسمه اثری نيست.  بعداً گفتند كه مردم به كمك چندين نفر از انقلابيون مجسمه را به درون آب‌انباري كه در گوشه ميدان بود انداخته‌اند.
 
بعد از آن از مطبوعات و راديو و تلويزيون مطلع ‌شديم كه مجسمه‌هاي شهرهاي ديگر نيز سرنگون شده‌اند كه سرنگوني مجسمه لار از همه آنها به همت انقلابيون جوان زودتر انجام شده بود.
 
راوي: منصور راست‌پور
 
 
(*)علي عسكرپور  متولد 1338 صادره از لار – در حال حاضر مسئول هيئت کشتی و سرمربي تیم كشتي لارستان است. وی شغل آزاد دارد. 
 
عکس کناری مربوط به میدان جلو فرمانداری لار( میدان بسیج) در ابتدای دهه 40 است.
 

 

کد امنیتی:   
 [3 نظر]

بدون نام
Iran, Islamic Republic of
28 تير 1394   ساعت: 16:31:10

عادل جان یه کم منطقی فکر کن ببین این مجسمه ماله کدوم فرد ملعون مملکته که این مملکت رو به باد فنا داده ,حالا توقه داری بازم هم مجسمه همچین انسان ملعونی بمونه(هرچند تاریخی باشه)

 
عادل
Iran, Islamic Republic of
16 تير 1394   ساعت: 08:50:40

خیلی متاسفم براتون که به این کاراتون افتخار میکنین اگه قرار بود همه مثل شما عمل کنن الان هیچ اثر تاریخی وگذته ای نمانده بود کاری که امروز داعش داره انجام میده

 
سید
Iran, Islamic Republic of
11 اسفند 1393   ساعت: 22:53:59

جه دوران باصفایی بود دوران 40 یادش بخیر

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام