در گفت و گو با اولین زن خبرنگار شهر لار:
زن های ما هنوز به خودباوری اجتماعی نرسیده اند
زمان انتشار: 18 مرداد 1395 ساعت 11:16:34
تعداد بازدید: 883
منیره جهانبین-مرضیه شمس/ صحبت: گفتگو با اولین خبرنگار زن شهرمان البته به سبک و سیاق کاملا زنانه، باید زودتر از این ها انجام می گرفت. عشرت جهاندیده، بانوی فعال فرهنگی و از خبرنگاران و همکاران قدیمی روزنامه میلاد لارستان، نیازی به معرفی ندارد؛ که سالهاست صفحه محبوب و خواندنی بی بی و مطبخش حضور پر رنگی را در معرفی فعالیت های مطبوعاتی اش رقم زده. اما او اولین های دیگری را هم در کارنامه اجتماعی خود دارد: اولین زن عضو شورای حل اختلاف، اولین مدیرعامل زن انجمن حمایت از زندانیان، اولین زن در هیئت موسس صندوق خیریه مرکز مشارکت زنان نیکوکار، اولین زن در هیئت مدیره خانه مطبوعات و ...
 
ابتدا از خودتان بگویید. اینکه از چه زمانی به فکر نوشتن و ورود به دنیای مطبوعات افتادید؟
 
بر می گردم به زمانی که در دبیرستان مشغول به تحصیل بودم. آنجا روزنامه دیواری آماده می کردیم و علاقه زیادی به مقاله نویسی و نوشتن شعر داشتم و منتخبی از آنها را هم برای صدا و سیمای مرکز بندر عباس می فرستادم( چون لار آن زمان هنوز مرکز صدا و سیما نداشت). همینطور برای تهران هم میفرستادم. خانم مولود فاطمی مجری برنامه ای بود که نمی دانم هنوز در قید حیات هست یا نه، اشعار ما را می خواندند و جوایزی هم در نظر می گرفتند. همین عمل انگیزه ای می شد برای ادامه دادن.
 
 تا اینکه بعد از فارغ التحصیلی، در انجمن ادبی که دکتر اسدالله نوروزی راه اندازی کرده بودند، با تعدادی از بچه های دبیرستان در این محفل شرکت می کردیم و ایشان انگیزه زیادی به ما می داد. می توانم بگویم مسبب اصلی رشد و پیشرفت بسیاری از بچه ها در آن زمان دکتر نوروزی بود.
 
بعد از اینکه در تربیت معلم استخدام شدم، دکتر نوروزی هم به عنوان یکی از استادان ما تدریس می کردند و از ایشان کمک می گرفتم. همچنین آقای مویدی هم به عنوان استاد عربی ما در آنجا حضور داشتند که من برای اولین بار روزنامه میلاد را که پیش شماره آن بود روی میز ایشان دیدم. این را هم بگویم که قبل از آن به واسطه دکتر منوچهر کیانی، یکی از استادان دانشگاه آزاد (که همزمان با تربیت معلمی، در رشته جغرافیای آن دانشگاه هم درس می خواندم) برای روزنامه خبر جنوب اشعارم را می فرستادم. ایشان مسئول بخش هنر و اندیشه این روزنامه بود. علاوه بر آن آقای یزدان پور که مجری برنامه رادیویی «با شاعران این دیار» بود، شعرخوانی ما را از رادیو فارس پخش می کرد.
 
خلق بخشی به نام « بی بی» یا همان باورهای عامیانه و محلی از کجا نشأت گرفت؟
 
زمانی که با روزنامه میلاد لارستان آشنا شدم، احساس کردم جای چند مطلبی که من به آنها علاقه زیادی دارم خالی است. یکی از آنها ادبیات عامیانه و فولکلور لار بود. دلیل توجه من به آداب و رسوم محلی علاوه بر علاقه خودم به ادبیات و نوشتن، وجود مادربزرگم در خانه مان بود. اینقدر دوست داشتنی و قابل احترام بود که دوست داشتم مطالبی که از او می شنوم به چاپ برسانم.
 
تا اینکه در همین موضوع مطلبی به آقای مویدی و نوروزی دادم و مورد استقبال زیادی قرار گرفت و با نام «باورهای عامیانه» و تحت عنوان « جُنگ کوچه» به چاپ رسید.
 
علاوه بر آن در دبیرستان هم نشریه های مختلفی به چاپ رساندیم. مانند «قاصدک»، «خاتون» و  «تسبیح» و...
 
بعد از مدتی از جناب مویدی خواستم صفحه ای به بنده اختصاص بدهد تا مطالبم در یک جای مشخص و به دور از پراکندگی چاپ شود و اختیار مطالب را بدون هیچ ویرایشی در اختیارم بگذارند و اسم صفحه را هم «بی بی» انتخاب کردم و از آن زمان به بعد این مطالب از زبان بی بی نوشته می شد. عناوین مختلفی هم تحت عنوان مطبخ بی بی، طبابت بی بی، آداب و رسوم و ... گماشته می شد.
 
-بی شک رسانه ای کردن فرهنگ و آداب و رسومی که زمانی وجود داشته و باید در جایی گفته شود و به ثبت برسد، کاری است ملزوم و پسندیده. ولی شاید  باورهایی غلط و به عبارتی خرافه هایی هم در این میان بازگو شود. به ثبت رساندن آن ها چه کمکی می کند؟
 
ببینید، ما نمی توانیم بگوییم خرافه. بلکه تحت عنوان باورهای عامیانه مطرح می کنیم. چون  بیان این باورها به این معنا نیست که آن را قبول یا رد کنیم، بلکه به باورهای مردم احترام می گذاریم. و قطعا همه این باورهای یک سرچشمه و منشأیی داشته اند و شاید هم باورهای غلطی وجود داشته ولی به احترام پیشینیان آن را بیان می کنیم تا بدانیم این باورها هم وجود داشته است. هرچند شاید برای نسل های امروزی قابل درک نباشد.
 
-برگردیم سراغ فعالیت مطبوعاتی تان. سوالی که پیش می آید این است که چرا بعد از اینهمه مدت فعالیت در روزنامه، به فکر مستقل شدن و یا انتشار ویژه نامه ای برای صفحه تان نشدید؟
 
درست می فرمایید. اتفاقا در آن زمان به دنبال اخذ مجوز و انتشار رفتم و مرحوم آرین رئیس وقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان هم از این امر استقبال کردند و مدارک من را به تهران فرستادند. همچنین آقای مویدی هم حمایت کردند. و بیشتر هم دوست داشتم در حوزه زنان نشریه ای منتشر شود. ولی متاسفانه به دلیل گرفتاری هایی که داشتم به همراه شغل دبیری و تحصیل، این  فرصت را از من گرفت و در این زمینه سهل انگاری کردم.
 
-شما چند نسل را پشت سر گذاشتید و در دوره های مختلفی کار کرده اید. به عنوان یک زن در جامعه لارستان، زنها را با چه محدودیت هایی بر سر راهشان در این حرفه  می بینید؟آیا این محدودیت ها طی سالیان برطرف شده؟
 
مشکل اصلی از خود زنها شروع می شود. آنها خودشان هیچ تلاشی برای آمدن به این عرصه نمی کنند و یا به آن خودباوری نرسیده اند که بتوانند همپای مردها و شاید بهتر از آنها در زمینه های مختلف حضور داشته باشند. زمانی که من برای شورای شهر اسم نوشتم، اولین زنی بودم که داوطلب شده بودم و خیلی مرا منع می کردند و باور نداشتند. ولی این خبر در میلاد چاپ شد و مردم فهمیدند که زنان هم می توانند حضور داشته باشند و چون مهلت ثبت نام هنوز تمام نشده بود، نه نفر از زنان کاندید شورا شدند.
 
-انتخاب هم شدید؟
 
(می خندد) متاسفانه یا خوشبختانه بله. من تنها زنی بودم که به شورا راه یافتم.
 
-زندگی با خبر و حرفه خبرنگاری را چگونه می بینید؟
 
اگر عاشق خبرنگاری باشی، لذت می بری. ولی من تمام آموخته هایم از زمان دانش آموزی و شیوه های نگارشی بود که یاد گرفته بودم. اگر به دنبال یادگیری تکنیک ها و روش های خبرنویسی هم رفته بودم، خیلی بهتر می شد. و هنوز هم خودم را خبرنگار نمی دانم.از خصوصیات خبرنگاری فقط عشق و علاقه آن را در خودم می بینم.
 
-اگر روزی به قبل برمی گشتید، باز هم این حرفه را انتخاب می کردید؟
 
بله، قطعا. من عاشق خبرنگاری هستم. مخصوصا شرط امانتداری در خبرنگاری را خیلی به آن مقید و پایبند هستم. و به همین دلیل است که مردم به ما اعتماد می کنند و صادقانه جواب می دهند. ولی خیلی از ادارات و نهادها وسازمان هایی که باید اطلاع رسانی کنند و مردم را در جریان قرار بدهند، سهل انگاری می کنند. شاید هم روابط عمومی های ما به این وظیفه آگاه نیستند و یا ضعیف عمل می کنند. ولی مردم را باید از مسائلی که درون سازمان می گذرند، آگاه کرد و این حق مردم است که بدانند.
 
-به عنوان یک خانم خبرنگار و فعال اجتماعی، وضعیت زنان جامعه را در چه جایگاهی قرار می دهید ؟
 
بانوان شهر ما هنوز در آن جایگاهی که باید باشند، نرسیده اند. باید به این باور برسند که پتانسیل و ظرقیت این را دارند که بهتر عمل کنند.
 
-در این ناباوری فقط بانوان ما مقصر هستند؟
 
ببینید، اول از همه باید در شهر ما یک فرهنگ سازی صورت بگیرد و مسئولین مربوطه باید این زمینه را فراهم کنند. ولی در بیشتر زمینه ها خودِ بانوان ما قدم بر نمی دارند. حتی در بعضی مسائل آقایان هم مسئولیت پذیر نیستند.
 
-یکی از خاطره های خیلی خاصِ خبرنگاریتان را تعریف کنید!
 
خاطره که زیاد است! ولی یکبار برای مسابقه اسب سواری قرار شد اعضای شورای شهر را هم دعوت کنند. من هم جزو شورای شهر بودم و هرجا می رفتم، گزارش آن را هم می نوشتم. بالاخره قرار گذاشتیم و هماهنگ کردیم که به مسابقه برویم. ولی آن روز خبری از اعضای شورا نشد و نرفتم! فردای آن روز تماس گرفتم و گله کردم و جویای علت شدم. تا اینکه فهمیدم تمایلی نداشتند که یک خانم با آنها همراه شود. البته خودشان دلیل دیگری آوردند : « ترسیدیم اسب به شما لگد بزند!» ( با خنده)
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام