دکتر حسین طاهری
نوگرایی در شعر لارستانی
زمان انتشار: 14 مهر 1395 ساعت 18:22:44
تعداد بازدید: 525
برخی از فعالان فرهنگی_ادبی لار بر این باورند که نوآوری و بهره گیری از ظرفیت های غیرکلاسیک در شعر لاری منجر به شکست است، استدلال اصلی این دسته آن است که اولاً مخاطبان اشعار فولکلور سلیقه ی ایستایی دارند و نوگرایی را برنمی تابند، دودیگر آنکه ظرفیتهای فرهنگی_زبانی لار التقاطی است؛ از اینها گذشته آنچه ما از فرهنگ و رسوم داریم ریشه در گذشته دارد و در صورتی که بخواهیم آنها را در شعر به وجود بیاوریم خواه ناخواه پای نوستالژی و یادگذشتگان به میان می آید.
 
این دسته معتقدند زبان لاری پتانسیل واژه سازی و بازآفرینی خود را سال هاست از دست داده و با توجه به هجمه های زبان و فرهنگ فارسی در خط ایستا و حتی رو به زوالی قرار دارد. عده ای هم می گویند:" نخیر! زبان را میشود احیا کرد، اگر زبان و فرهنگ بومی برای لارستانی ها در بالاترین حد اهمیت قرار بگیرد می توان جلوی زوال را اگرچه به سختی، گرفت. "
 
اینها معتقدند باید زبان را زنده کرد و واژه های اصیل را به عمد به کار گرفت تا دیگران هم راغب به اصیل گویی شوند؛ بنابراین شعر می تواند واژه بیافریند. ترکیب جدید خلق کند و راه تازهای را در پیش بگیرد.
 
گروه اول چنین اعتراض میکنند که " فرض کنیم شعر لاری راه جدیدی در پیش گرفت و با ظرفیت های غیر کلاسیک به وجود آمد، حالا این تولید ادبی را چه کسی میخواهد بخواند؟ مگر نه این است که شعر سروده می شود تا مخاطب داشته باشد؟ پس جز عده ی معدودی در انجمن های ادبی کسی از این آفریده ی نوین استقبال نخواهد کرد؛ زیرا در همین لحظه هم بسیاری از افراد به شعر نو و سپید فارسی تمایل ندارند و اشعار موزون سنتی را ترجیح می دهند. از اینها گذشته شعر بی وزن لاری برای خیلی ها بی معنی و حتی مضحک است."
 
گروه دوم می گویند: " اولاً تا با تمام قوا این مسأله امتحان نشود نمی توان این طور قاطعانه گفت که سپید سرایی در زبان لارستانی شکست می خورد. دوماً تا کی میتوانیم با این بهانه ها خودمان را از ادبیات کشور و حتی ادبیات دنیا عقب نگه داریم؟ ما نشسته ایم دست روی دست گذاشته ایم که: ای آقا مخاطب نداریم! زبان لارستانی در حال زوال است! ماپوشش و فرهنگ مستقلی نداریم! نخیر، این قضاوت درستی نیست. ضمناً بخش زیادی از این مضحک به نظر آمدنی که شما میگویید مربوط است به جایگاه غیرجدی شعرلاری نزد عموم، زیرا تعداد زیادی از بهترین آثار فولکلورمان یا مستقیماً طنز و تفنن اند و یا با بیان طنزآمیز خلق شده اند، پس اول بیایید شعر لاری را جدی بگیرید و به آن جایگاه نخست بدهید بعد ببینید آیا کسی به شعرسپید لاری می خندد یا نه!"
 
گروه اول اعتراض می کنند که" مگر ما چند نفر شاعر لاری سرا داریم که حالا از بین آنها یکی دو تا هم پیدا بشوند که سپید بسرایند؟"
 
گروه دوم می گویند " همین شاعران لاری که با جهانبینی یک آدم امروزی به سراغ سرودن شعر فارسی می روند اگر تلاش کنند شعر لاری بگویند شاعر سپیدسرای لاری هم می شوند، اصل قضیه این است که ما برای شعر سپید لاری ارزشی قائل نیستیم، اگر به آن ارزش بدهیم و شعر سپید لاری را بپذیریم شاعر سپیدسرای لاری و لارستانی هم زیاد می شود."
 
این دو گروه برای خودشان دلایلی دارند که البته بیراه و غلط نیست، من با بعضی از آنچه گروه نخست میگویند موافقم؛ اما سنگرم در گروه دوم است، من معتقدم برای ادبیات باید زمان گذاشت، و برای آنکه نتیجه ی قاطعی به دست بیاید باید راه را هموار کرد، لذا سهل انگاری و کوچک شمردن مقوله های زبانی-فرهنگی و یا به سخره گرفتن نوشتارهای گویشی نباید باعث دلسردی آن دسته از کسانی شود که معتقدند شعر لاری را باید تکان داد، یک تکان اساسی. تا کنون کسی را با خودم کاملاً هم عقیده نیافته ام و در گفتگو، هر کدام از دوستان و فعالان ادبی به نکته ای اشاره کرده اند که اگرچه درست است اما قانع کننده برای منتفی دانستن سپیدسرایی نیست.
 
بیشتر از این نمیشود با ذکر اسامی خاص(گیاهان، جانوران و آدمها) از گذشته سرود و یاد و خاطره و بو و رنگ لار قدیم را تکرار و تکرار کرد؛ زیرا همین حالا هم برای جوانترها که تجربه ای از آن ایام ندارند کم معناست. البته این سخن به این معنی نیست که دوره ی شعر کلاسیک و نوستالژی سرایی تمام شده، بلکه شاعر اگر شاعر باشد از کلیشه ها هم شاهکار می آفریند، چنانکه دوست و شاعر کم نظیرم عبدالرضا مفتوحی شاهکارهای بنام و افتخارآفرینی خلق کرده است.
 
حرف اصلی من این است که رویکرد جدیدی وارد شعر شود، یک پنجره ی جدید و وسیع با قابلیت فراگیر. طبیعتاً نوستالژی و اسامی خاص هم در این افق جدید وجود دارد منتها با شکلی دیگر. وگرنه من مخالف نوستالژی سرایی یا موضوعات دیگر نیستم.
 
حرف من تغییر قالب کهن و گرفتن پوست جدید نیست، بلکه حرف من آن است که دگرگونی در مغز و نوع نگاه و شگردهای شعری اتفاق بیفتد و بعداً به قالب هم سرایت کند. تفکر مدرن باید وارد ادبیاتمان شود وگرنه نوستالژی و یاد گذشته هست و خواهد بود؛ اما کارکرد ادبیات لارستانی صرفاً این مقوله نباید باشد. کوتاه سخن آنکه: شاعرهای لارستانی ظرفیتهای جدید خلق کنید.

 

کد امنیتی:   
 [3 نظر]

بدون نام
Iran, Islamic Republic of
15 مهر 1395   ساعت: 11:44:46

نیمایی باید در شعر لارستان ظهور کند. وگرنه همین آش و همین کاسه

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
15 مهر 1395   ساعت: 10:55:34

در حوزه شعر آیینی که نوگرایی به این معنا که آقای طاهری در نظر دارند با شکست مواجه شده است

 
شاعر نوگرا
Iran, Islamic Republic of
15 مهر 1395   ساعت: 10:50:14

پرداختن به این موضوع فتح باب خوبی برای آغز دوره ای جدید در شعر لارستانی است. سپاس از توجه به این موضوع

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام