ناشعرها و ناشاعرها
زمان انتشار: 9 آبان 1395 ساعت 14:49:57
تعداد بازدید: 577
دکتر حسین طاهری: اینکه شعر امروز در چه وضعیتی قرار دارد و جهت و مسیرش به کدامین سمت و سو است به دلایل زیادی پاسخ چندان خوشایندی ندارد؛ اما چیزی که همه می دانند آن است که شاعر باید فرزند زمانه ی خودش باشد، و شعر محصول دوره ی زیست شاعر. 
پس وقتی شعر زاده ی زمانه اش بود، مخاطبان بسیاری پیدا میکند؛ پسند می شود، پخش می شود و مورد استقبال قرار می گیرد. اما قبل از آنکه بخواهیم روشن کنیم تولیدات ادبی چقدر فرزند روزگار مایند، باید بسنجیم چقدر شعریت دارند و در چه سطحی از نمودار رشد ادبی قرار دارند. خیلی خودمانی بگویم باید ببینیم شعرند یا گلواژه؟!
 
حالا برویم یک گزارش خیلی کلی و شتابزده از بخش ناخوشایند شعر امروز ارائه کنیم: یکی از دلایل ناروشنی و ناخوشایندی سمت و سوی شعر امروز، همین ناشعرها یا خیلی خودمانی گلواژه ها است که دائم در تکثیر و تغییر چهره است و خودش را به جای شعر جا می زند و مخاطب های بسیاری شکار می کند. این مخلوق ادبی یک معلول تشنج کرده بیشتر نیست اما از آنجایی که اکثریت خالقان و مخاطبان این سروده های بی جان، قدرت تشخیص و درمان آن را ندارند، سرطان ادبی می گیرند و اندک اندک به جای ارتقا در دانش و سلیقه ی شعری، تنزل می کنند؛ تا جایی که دیگر شعر واقعی را نمی فهمند و به طور کامل مذاقشان دگرگون و سطحی می شود؛ به تعبیر ادبا ذوقشان مبتذل می شود. اما این ناشعرها چگونه تکثیر و تولید می شوند؟ و دلیل رشد بی رویه ی آن ها چیست؟
 
به چند دلیل روشن اکتفا می کنم: نخست آن که کشور ما سرزمین شعر و ادب است و همه ی ما ایرانی ها در زمینه ی سرایش دستی بر آتش داریم و به نوعی خودمان را پشت به پشت شاعر می دانیم! نیازی به گفتن ندارد که ادبیات را مقوله ای جدی نمی دانیم و با سرهم کردن چند تا واژه می پندارم بهترین شاعر خانواده یا محله یا شهرمانیم! یک عالمه شاعر کم استعداد و یا متوسط(مثل خود بنده) و چند میلیون ناقد مادرزاد(بازهم مثل خود بنده). صدالبته این از امتیازات زندگی در کشور شاعرخیز گل و بلبلمان است.
 
دیگر آنکه برخی از ما که مدعی شاعری هستیم به مبانی اولیه ی شعر اکتفا کرده ایم و یا حتی خالی از دانش های ادبی هستیم. طبیعتاً سوء تغذیه ی ادبی منجر به تولیدات ارزشمند و فربه نمی شود. مورد سوم که از همه مهمتر است و ریشه ی فرهنگی و جامعه شناختی دارد، سرطان دنیای مجازی است.
 
در این دنیای مجازی تعداد بسیاری از ناشاعرها ناشعرهای خودشان را به اشتراک می گذارند و آدم های بسیاری پسند می کنند و بارها انتشار می دهند. حالا این متن های سرگردان ِعام پسندِ لایک خور تبدیل به نوعی جریان یا الگوی سرایش شده اند که حتی برخی از شعرای شعر شناس را هم تحت تأثیر قرار داده اند، شعرهایشان رنگ و بوی ناشعرها گرفته و حتی دست به خلق آثاری زده اند که از جنایت جنگی بدتر است!
 
به هر حال در تاریخ ادبیات ایران هر وقت شعر از مرتبه ی راستینش نزول کرده و خیلی دم دستی و دست یافتنی شده دچار سرگردانی ها و ابتذال ها و سطحی گرایی شده، هر چند عمومی شدن، نتایج مثبت و قابل تأییدی نیز داشته ولی آبادانی اش بیشتر از ویرانی هایش نبوده است.
 
یکی دیگر از دلایل رشد و پخش ناشعرها رویکرد جدیدی است که انتشاراتی ها در پیش گرفته اند؛ رویکرد پول بده کتاب تحویل بگیر! بله و اینگونه است که تعداد قابل توجهی مؤلف صاحب کتاب داریم که تنها لطفی که کرده اند این است که باعث شده اند چرخه ی چاپ تعطیل و منقرض نشود. از این بابت خدا خیرشان دهد اما از آن جهت که عامل رشد ناشعرها و لطمه به بدنه ی ادبیات کشور هستند باید گفت خداخیرشان ندهد! آدم می ماند چقدر با کاغذ این کتاب ها می شود سبزی خوردن پیچید!
 
سخن آخر اینکه این ها تنها بخش کوچکی از ناخوشایندی های شعر امروز است وگرنه حکایت این کلاف سر در گم قضیه ی مثنوی هفتادمن کاغذ می شود. نیاز به گفتن هم ندارد که شعر امروز بخش های زیبا و خوشایند بسیاری نیز دارد اما من ترجیح دادم تا به جای آنکه از برج و باروی بلندی بگویم که همه از دور آن را می بینند و حظ بصر می برند، از دیوار کوتاهش بگویم که چطور هرکسی از آن بالا می رود و حظ دیگران را کور می کند. ختم کلامم را وصل می کنم به آغاز: بله گلواژه ها هم مانند شعرها محصول این زمانند، و گلواژه گویان هم مانند شاعران فرزندان زمان ما، اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام