دکتر حسین طاهری
حاشیه ای در رد عرفان های کاذب
زمان انتشار: 2 آذر 1395 ساعت 15:20:00
تعداد بازدید: 626
عرفان تنها زمانی اصالت دارد که بر دو اصل قرآن و سنت عرضه شود و هیچ منافاتی نیابد وگرنه آن دیگر عرفان نیست. 
عرفان طبق تعریف عرفا نوعی معرفت است که جنبه ی شهودی و باطنی دارد، یک نوع خداشناسی مبتنی بر دریافت های قلب است که البته علم النفس و جهانشناسی را هم شامل می شود. به همین خاطر عرفان برپایه ی دین بنا شده مثلاً عرفان یهودی بر اساس تعالیم وحیانی حضرت موسی است، عرفان مسیحی و اسلامی هم بر پایه ی وحی حضرات عیسی و محمد(ص).
 
در عرفان دینی اساس نیت و عمل عارف، تقرب به خدا است، و آنچه به آن کرامت می گویند هرگز هدف سلوک او نیست، چرا که به قول خواجه عبدالله: اگر بر روی آب روی خسی باشی، و اگر به هوا پری مگسی باشی. به همین خاطر هیچ کدام از عرفا به دنبال یافتن نام و نان و کسب وجهه با انجام اعمال محیرالعقول و درمان بیماریهای صعب العلاج و یا نمایش نیروی درون نبوده اند، هر چند برخی از این اعمال را هم انجام داده اند.
 
با این مقدمه ی کوتاه می خواهم بگویم مدتی است جریانهایی در برخی از نقاط کشور راه افتاده که به شکل نشست های نسبتاً آشکار، خصوصی و یا پنهانی در حال رشد است؛ مدعیانش آن را عرفان می خوانند و با استفاده از قرآن و مسائل اسلامی تلاش می کنند نظراتشان را توجیه کنند و مردم را جذب افکار و نظریه های به ظاهر زیبا و فریبنده شان نمایند. اینها با آمیزه ای از نظریه های عرفان اسلامی، تئوری های فرا روانشناسی، زیست شناسی، حکمت و فلسفه و روشهای عملی ریاضت و برخی اعمال عجیب مدعی هستند می توانند نیروی درون را بیدار کنند و حتی با لمس بدن بیماران را شفا دهند.
 
این افراد معتقد به تفسیر شخصی از قرآن اند و می گویند هر برداشتی از آیات صحیح است. افرادی که وارد این گروه ها می شوند ابتدا باید اختیار خود را کنار بگذارند و بی هیچ چون و چرایی به هرچه می شنوند ایمان قاطع بیاورند و هر چه امر شود اطاعت کنند.
 
اساتید این گروهها با اخذ شهریه کلاس برگزار می کنند و از این راه برای خودشان نام و نان کسب می کنند. این گروه ها در دانشگاه ها هم فعالیت دارند و حتی افکار و آموزه هایشان را علمی و به صورت کتاب منتشر میکنند. بخشی از افکار این گروهها ارائه ی تزی جدید در برابر پرسشهایی است همچون معنای زندگی چیست؟ مرگ چگونه است؟وتفسیری مطابق با تئوری هایشان از آیاتی از قرآن که به زندگی و مرگ پرداخته است.

من قصد ندارم افکار گروه های مدعی عرفان را شرح کنم، قصد من آن است که بگویم این مسائل ربطی به عرفان ندارد و اصلاً شایسته نیست عرفان نامیده شود. راه خبط و خطا رفتن در وادی متافیزیک ولو اینکه نتایجی هم داشته باشد قابل تعمیم و انتشار نیست.

 

عرفان تنها زمانی اصالت دارد که بر دو اصل قرآن و سنت عرضه شود و هیچ منافاتی نیابد وگرنه آن دیگر عرفان نیست. قدرت درون، شفای بیمار با انرژی و بسیاری مسائل عجیب دیگر، در اصل درست و غیرقابل انکاراست؛ اما راه و روشی که مدعیان عرفان حلقه و کیهانی می خواهند به آن برسند خلاف موازین عرفان اسلامی و در بسیاری موارد مخرب فکر، روان و اخلاق و حقوق انسان است.

طبق نظر عرفا هدف هیچ وقت وسیله را توجیه نمی کند، عرفا می گویند برای رسیدن به خدا و کسب مزایا و امتیازهای عرفانی مانند تقویت نیروی درون و انرژی های شفا بخش باید راهی را رفت که خود خدا آن را تأیید کرده است.

هر کسی می تواند راه خودش را به سمت متافیزیک و عالم غیرمادی داشته باشد اما راه شخصی هر کدام از ما باید چارچوبی درست و قوی و تأیید شده داشته باشد. اما حرف آخر: چرا باید نیروی یک جوان که می تواند صرف پیشرفت شخصی و خانوادگی و باعث رشد و بالندگی کشورش شود، و به عنوان یک فرد مفید بخشی از اهرم محرکه ی علم و صنعت باشد صرف به دست آوردن افکار موهوم و تعلیمات خیالی اینگونه مدعیان قرار بگیرد، و شادابی و جوانیش تحلیل برود؟

 

چرا به جای مطالعه و به دست آوردن اطلاعات متافیزیکی دست اول از منابع صحیح، به مدعیان دروغین و گروههای باطل مراجعه میشود؟ کتابخانه های عمومی و تخصصی می توانند نیازهای اطلاعاتی و مطالعاتی جویندگان علوم ماورایی را برآورده کنند ولی متاسفانه اکثراً چنان که شایسته است مراجع و مخاطب ندارند؛ اما این گونه کلاس ها و گروه ها مخاطبان بسیاری یافته اند و متأسفانه بسیاری از گردآیندگان و طرفداران این نوع جلسات از قشر تحصیلکرده اند!



عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام