مرضیه شمس
برای همه و هیچکس
زمان انتشار: 9 دي 1395 ساعت 23:23:16
تعداد بازدید: 235
جسارت به خرج می‌دهم و بی‌مقدمه شروع می‌کنم. این کاغذ بی‌زبان که قرار است با حرف‌هایم به سیاهی بکشانمش، این روزها بهای معنوی‌اش دیگر به‌اندازه شیشه پاک کردنی که حداقل به شفاف شدن دنیای پشت شیشه ختم می‌شد، هم نمی‌رسد! 
 روزنامه، هفته‌نامه، دوهفته‌نامه، ماهنامه یا هر نامه دیگری که می خواهد صدای وزینش را به گوش مخاطبان برساند، تقریبا بعد از انقلاب چنان تولید فله‌ای داشته که حالا ناخوش‌احوال شده است و دارد به کما می‌رود. اولویتِ دادنِ اعطای مجوز به افراد دیگر تخصص و سابقه نیست. همین‌که سواد نوشتن داشته باشی (البته سواد در معنای لغوی مدنظر است، نه بی‌سوادانی که می‌نویسند و حتی نمی‌دانند چه نوشته‌اند و از کجا کپی کرده‌اند!) و قلم را از خودکار و خودکار را از خودنویس تشخیص بدهی و بدانی تا کجا می‌توان خط قرمز کشید و از خط زرد هم برای تزیین روزنامه‌ها خوشت بیاید و یاد گرفته باشی چگونه جاده خاکی‌ها را با بولدوزر و چشم‌بسته آسفالت کنی، تمام موارد یک مدیرمسئول حاذق و جسور را دارا هستید.
 
اصلا مهم نیست که خبرهایتان خبرهای کپی شده یا کش رفته از بغل‌دستی‌تان باشد. اگر شما اشتباه کنید، بقیه هم اشتباه می‌کنند، اگر شما تکذیب کنید، بقیه هم تکذیب می‌کنند و اگر شما به شوخی و یا اصلا سه‌ها حرفی از دهان مبارکتان بیرون بیاید، بقیه هم خیلی ناخواسته دهن‌کجی می کنند. باوجوداین سوابق تکثیرشده، چیزی که از محتوای روزنامه‌ها منتشر می‌شود، خبرهای صاحبان سازمان‌ها و نهادهایی است که درونشان یک بخش روابط عمومی تدارک دیده‌شده تا مبلغ اهداف و سیاست‌های دیکته شده خود باشند. اینکه وجود روابط عمومی در هر سازمان چقدر حیاتی و ملزوم است بر هیچ‌کس پوشیده نیست و ارتباط با رسانه¬ها مزایایی برای هر دو سو دارد که بیشترین طیف آن را رپورتاژها و آگهی های دولتی و خصوصی در بر می گیرد که رسانه¬ها وظیفه دارند آن ها را در کنار مطالب تولیدی به گونه ای تنظیم کنند که شبیه محتوای عادی نشریه باشد. زمانی این مسئله به فاجعه نزدیک می‌شود که خبرنگار جایگاه خود را به‌عنوان مسئولی که باید بی‌طرفانه موضوعات پیرامونش را به‌نقد بکشاند و آگاهی‌بخش باشد، فراموش کند. خبری که فی‌الواقع از زبان روابط عمومی‌ها به خبرنگار تزریق شود، منعکس‌کننده دیدگاه خبرنگار نیست. اینکه یک نفر بنشیند و برای تمام رسانه‌ها خط‌مشی تعیین کند، بزرگنمایی کند و ایراداتی را که به دلش ننشیند، نفی کند و جامعه را به‌جایی برساند که فقط نظاره‌گر باشند، دیگر قدرت نقد و نقادی به حدی کاهش می‌یابد که تشخیص سره از ناسره غیرممکن می‌شود.
 
حالا اگر روزبه‌روز به تعداد نشریات ما افزوده و صدای نشریات محلی گویا و رساتر می‌شود، زیاد هم گل از رخسارمان نشکفد. بالاتر رفتن سطح استفاده از رسانه ها، الزاما به بالا رفتن سطح کنش های آن منجر نمی شود. البته تعداد معدودی از نشریاتی وجود دارد که رسالت و وظیفه خود را اطلاع رسانی و بصیرت افزایی بی شائبه و همچنین شرافتمندانه می دانند که روی سخن ما با آن¬ها نیست. ولی ارادتمندانی هم وجود دارند که برای به ثمر رساندن برنامه‌های ریز و درشت روزانه و چند صباحشان، تذکره‌ای می نویسد و به جان این کاغذ بی‌جان افتاده و وقتی که افاضاتشان لبریز شده و سرازیر، دست از کاغذبازی می کشند و بعد از انتشار چند شماره ناقابل، دیگر اثری از نسخه‌ها و آدم‌های خبر نویس و روزنامه به دست نمی‌بینیم. این در حالی است که حرفه‌ای‌ترین روزنامه‌نگاران نواندیش ما که مویی سفید کرده‌اند و کار و نفس کشیدنشان به بوی چاپخانه‌ها و کاغذها گره‌خورده بود، حقی برای  تولید نشریه و مجوز در این بازار گرم تولید فله‌ایِ مجوزها ندارند.
 
شاید این بهای سنگین از دست رفته و ضربات متحمل شده بر بزرگان این عرصه، برای ما روزنامه‌نگاران جوان قابل‌درک نباشد. چیزی که بیشتر با آن دست‌ و پنجه نرم می‌کنیم این است که اگر قرار باشد تمام زندگی‌مان را وقف انتشار کاغذهایی بکنیم که از دل‌ و جان، تک‌تک فعل‌ و انفعالاتش را به زیر تیغ تیزچشمانمان می بریم و با صبر و حوصله و کنار گذاشتن تمام تفریحات سالم و انسان دوستانه‌مان و تا جایی که عقلمان قد بدهد روی کاغذ حک می کنیم، امیدمان به مخاطبانی باشد که بدانند چقدر برایمان گران‌قدر هستند و بدانیم نتیجه این فرسایش‌ها و بی‌خوابی‌ها روزی برای آیندگانی که بالاتر از ما می‌ایستند، بار کوچکی است که برایشان به ثمر نشانده‌ایم.
 
 
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام