شعری از دانش آموز 12 ساله لارستانی, مهسا زرگریان
زمان انتشار: 3 بهمن 1395 ساعت 13:32:46
تعداد بازدید: 631
متکبرانه 
 
صبحدم پروانه ای پر ادعا
 
رفت پیش عده ای از کرم ها
 
گفتشان:ای کرم های بی نوا
 
روز و شب هی میخورید این برگ را
 
بال من زیبا ترین بال ها
 
مثل یک گوهر،جواهر یا طلا
 
گفتنش: تو بوده ای مانند ما
 
بی پناه و بی نوا ، بی دست و پا
 
لیک این پروانه ی مغرور ما
 
شد به حرف کرم ها بی اعتنا
 
تا که آنها هم شدند پروانه ها
 
بس قشنگ و خوب و ناز و دل ربا
 
رفتند آنها پیش آن پر ادعا
 
گفتنش: حالا بکن ناز و ادا
 
گفت آن پروانه با شرم و حیا
 
من زیادی خود پسندم بچه ها
 
معذرت ، ای دوستان با وفا
 
من نمیدانم که مغرورم چرا
 
حال میدانم که هریک از شما
 
می شوید روزی از این پروانه ها
 
پس بیایید بگذرید از من ، شما
 
روزی هر کس میکند کار خطا


محمدعلی    دلفروز

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام