منوچهر عابدی راد:
تاریخ پایه گذاری شهر لار و حکومت میلادیان بر لارستان
زمان انتشار: 18 اسفند 1395 ساعت 15:23:18
تعداد بازدید: 1523
آنچه از تاریخ پایه گذاری شهر لار و حکومت میلادیان بر لارستان میدانیم: 
منوچهر عابدی راد: میلاذ جرد، میلاذ ابن جرجین ( میلاد فرزند گرگین) آن موضع را بنا کرده است و آن آنچنان بوده است که میلاذ بدان موضع فرود آمده است. و در آن وقت رودخانه ای بوده است و جای سیل ،کیخسرو از او پرسید که تو کجا فرود آمده ای ، میلاذ به پهلوی گفت : به «لای » فرود آمده ام یعنی به رودخانه و جای سیل فرود آمده ام. پس کیخسرو او را گفت: که اینجا دیهی بنا نه ، میلاذ آن دیه را بنا کرد و بنام خود نهاد.
 
متن فوق از تاریخ قم ،حسن ابن محمد ابن حسن قمی که در سنه 378 ه.ق مکتوب شده است. از فردوسی شاعر بلند آوازه و حماسه سرای ایران داريم: سپاهان به گودرز و گشواد داد/ به گرگین میلاد هم «لاد» داد و همچنین در شرفنامه امیر شرف خان بد لیستی ( قرن دهم هجري قمري) می خوانیم: و گرگین میلاد که به وفور شجاعت و فرط جلادت معروف و مشهور است و الحال قریب چهار هزار سال است که اولاد و احفاد (نوادگان ) و امجاد (بزرگ زادگان )او در ولایت لار به امر. حکومت به استقلال مبادرت مي کنند. که اصلا تغییر و تبدیل در اوضاع حکومت ایشان نشده و گاهی صاحب خطبه و سکه بوده و سلاطین ذی شوکت عجم به اندک تقبل و پیش کشی راضی و متسع گشته و متعرض ولایت ایشان نشده اند.
 
و در دره التواریخ لارستان و منتخب التواریخ لارستان که تواریخ مکتوب محلی لارستان است آمده است: اول کسی که در خطه لار ، فرمانروا شد و تاج سلطنتی بر سر نهاد .میلاد بودی که به بیست و سه پشت به پارس ابن پهلو بن سام بن نوح (ع) می رسد. 
 
چنانچه در کنز التواریخ لارستان مسطور است که گرگین ابن میلاد بن گرگین بن پارس بن پهلو بن ارفخنشد بن سام بن قارن بن سیامک بن طهماسب بن خراد بن نوشاد بن جهان شاه بن آبتین بن طهمورث بن زنکه بن شاوران بن برزین بن پروزین بن مریخ بن پارس بن پهلو بن سام بن نوح علیه السلام است. 
 
چنانچه فردوسی می گوید: نخستین مهین بافر وداد بود نکونام گرگین میلاد بود جهان گشت با فر آن نیکزاد به داد و دهش بود یکسر بلاد چو بنهاد تاج کیانی به سر نشست از بر تخت فرخنده فر منتخب التواریخ لارستان بر مبنای کنز التواریخ لارستان ، تاریخي را برای شروع حکومت گرگین میلاد بر لارستان ارائه میدهد که قریب 624 سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) می باشد. گرچه محتمل است با مراجعه به اسناد و مدارک و تطبیق تاریخی در منابع مختلف ملی، اختلاف قابل توجه اي به لحاظ بازه زمانی با عصر کیانی (اشکانی)وجود داشته باشد که در ادامه سعی بر این است، منابع متعدد دیگری مورد توجه قرار گیرد. 
 
و اما شواهد و قرائن هزاران ساله می تواند خود گویای استمرار یک حاکمیت پایدار در طی حداقل دو هزار سال حاکمیت این خاندان که بعد ها به دلیل سر سلسله آن میلاد با نام میلادیان مشهور گشت را توجیه نماید. آیا نام لار در اصل لاد بوده است: گرچه در منابع تاریخی اشاره دارد که گرگین میلاد در منطقه ای بنام «وار» و وارآباد مستقر شد. که این واژه در اصل واژه ای پهلوی و همانا وار در زبان باستانی ایران با مفهوم باران و سیل شناخته می شود و معني و مفهوم جاي سیل دارد. و لائی نیز گفته می شود . اما قطعا هر منطقه ای ؛ با حضور اشخاص و افراد شاخص و ذی شوکت با نام آن فرد نیز ممکن است مشهور و موسوم گردد. کما اینکه پس از اینکه کی خسرو ( پادشاه کیانی ایران ) سرزمین ایران را بین فرماندهان و بزرگ زادگان تقسیم نمود. 
 
سپاهان (اصفهان ) را به گودرز و گشواد و لاد را به گرگین میلاد تفویض کرد و تاج کی خسروی نیز به رسم تبرک در اختیار گرگین میلاد نهاد . و چنانچه این هدیه بسیار نفیس کی خسرو را ردیابی کنیم این تاج تا زمان سرنگونی حکومت میلادیان لارستان در عصر شاه عباس صفوی یعنی سال 1010 هجری قمری و قریب هزار و پانصد سال پس از تحویل تاج به حکام لارستان. كماكان در خزانه پادشاهان لارستان وجود داشته است. چرا که صاحب عالم آرای عباسی، اسکندر بیگ منشی . که منشی مخصوص دربار شاه عباس می باشد. می نویسد: از خزائن حاکم لار . تاجی مرصع . مکلل (آراسته شده )به در و یواقيت . موسوم به تاج کی خسروی در نزد آبا و اجداد لاريان بمانده بود و به (نزد ) شاه (عباس)آوردند. 
 
گفته. که چون نام پسر گرگین ، لاد بوده آن ولایت بنام وی موسوم شده و تاج از آن او بوده ، باري دوام تاج با این مدت مدید حرفی است از قواعد دانش بعید (والله اعلم) و باز با مراجعه به نوشته عالم آرا عباسی مشخص می گردد. که شهر لار. پس از تفویض به گرگین میلاد با نام فرزند ایشان لاد. نامگذاری شده است.
 
گرچه ممکن است قبل از آن نامهای دیگری از جمله لائی، وار یا اسامی دیگری داشته است . و فردوسی هزار سال بعد از استقرار سلسله میلادیان بر لارستان به آن نام مجددا اشاره نموده است. گرگین میلاد کیست ؟ و در چه عصر مي زیسته است. 
 
شاید کاملترین و مستدل ترین تحقیق و تحلیل ،همانا بررسیهای عمیق و عالمانه استاد محمد باقروثوقی در خصوص این شخصیت تاریخی است. استاد وثوقی با ردیابی اسناد و مدارک تاریخی و با طرح تعدادی سوال و با بررسی عمیق علمی در معرفی شخصیت واقعی گرگین میلاد و ایام حکومت او در تاریخ ، به صورت قطع و یقین پاسخ گفته است. بر مبنای مطالعات انجام گرفته توسط استاد وثوقی ، گرگین در شاهنامه ، هم عصر رستم پهلوان افسانه ای شاهنامه است . و فرزند میلاد بوده وصد ها سال بعد یعنی در عصر سلطنت خسرو ساسانی بهرام چوبین خود را نواده ميلاديان و از نسل گرگين ميلاد مي داند. و مشخص ميگردد ، گرگين ميلاد يكي از امرا و شاهزادگان سلسله اشكاني است. 
 
در شاهنامه فردوسی از گرگین میلاد ،دهها بار نام برده شده است و از شجاعت او در جنگها و ماموریت گرگین از سوی کیخسرو بارها ذکر به میان آمده است. با دقت در اسناد و منابع تاریخی به موقعیت عصر گرگین میلاد به نحو بهتری می توان دسترسی پیدا کرد.
 
حمزه اصفهانی صاحب تاریخ ملوک الارض و الانباء در قرن چهارم هجری: در توضیح طبقه سوم از پادشاهان ایران قدیم و اشکانیان از «خسرو پسر ملاذان»به عنوان دهمین پادشاه اشکانی یاد می کند. ملاذ تغییر شکل یافته میلاد است . کما اینکه در تاریخ قم نیز از «جرجین ابن میلاذ » ذکر نام شده بود و میلاذ همانا تغییر شکل یافته نام مهرداد است. «مجمل التواریخ و القصص از كتب تاریخی قرن ششم هجری قمری و نیز در اثار الباقیه عن القرون الخالیه مربوط به ابوریحان بیرونی نیز به پادشاه دهم و یازدهم اشکانی بنام خسرو بن ولادان « خسرو بن ملاذان اشاره شده است. با این توصیف می توان دریافت میلاد پدر گرگین همانا مهرداد اشکانی و بیستمین پادشاه سلسله اشکانیان است.بنابراین اميران ميلادي لارسستان از نسل، پادشاه بیستم سلسله اشکانیان می باشند که فرزندان ایشان بر منطقه لارستان بیش از دو هزار سال حاکمیت داشته اند ،که آخرین پادشاه از این سلسله ،همانا ابراهیم شاه بوده که در سال 1010 هجری قمری با حمله الله وردی خان از امراي دولت شاه عباس صفوی به لارستان پس از نبردی سنگین دستگیر شده و نهایت کشه شد. 
 
ذکر نام برخی از پادشاهان میلادی حاکم بر لارستان: گرچه ذکر شرح حال و وقایع تاریخی زمان حاکمیت قریب 70 پادشاه ميلادي بر لارستان، کمی مشکل و نیازمند وقت و حوصله کافی است که در این مقاله مختصر نمی گنجد. اما برای مثال و بطور خلاصه، با مراجعه به کتب تاریخ محلی و ملی ایران ،برخی از پادشاهان این سلسله ایرانی را به شرح زیر ارائه میدهیم. +لار = (پنجاه سال قبل از ميلاد)بعد از گرگین بر تخت سلطنت برآمده و ملک لارستان را آباد ساخت. و مردم از او خرسند بودند ،چون شهر لار در اول لاد نام داشت ،چنانچه گذشت، چون لار ابن گرگین، بر اریکه سلطنت نشست ،به اسم او این شهر لار خواندند.(منتخب التواریخ لارستان جلد اول) بعد از گرگین میلاد به حکومت رسیده است (هفت اقلیم امين احمد رازي) +پیروز شاه = (٢٢٤ ميلادي)دوران حکومت این حاکم همزمان با حکومت اردوان ابن اشغ(اشک)(126 تا 224 میلادی) اشکانی بوده که حدود منطقه لارستان شامل لارستان کنونی، قطيف و لحسي (لحسا) و کل امارات در قیضه تدبیر این حاکم قرار داشته (منتخب التواریخ لارستان جلد اول) سیاوش: چون دو سال از حاکمیت این امير میلادی گذشت، 
 
اردشیر بابکان (234 میلادی ) از نواحی لارستان ،شهری که داراب گرد می نامیدند خروج كرد و با سياوش به جنگ در امد، پس از گير و دار بسيار شهر لار را مسخر اردشیر گردید. (منتخب التواریخ لارستان) 
 
در تاریخ طبری حمله اردشیر به لار چنين آمده؛ بنابر افسانه و روایات ایرانی ، رقیب و مدعی اردشیر در ناحیه ای بنام «الار»از رستاق خوجران که یکی از رستاقهای نواحی فال سیف از منطقه اردشیر خوره بوده ،زندگی مي کرده است ،اردشیر اژدهای هفتان بخت را که «لار» آن سرزمین بود بکشت (تاریخ طبري جلد اول ص 820) بهرام: در عصر این پادشاه لشکر اعراب این اعیاد و طایفه عبدالقیس (310 )میلادی به سرکردگی طایر عرب از گوشه بحرین سربه در آوردند و چون سیل از دریا عبور کردند، بندری از بندرگاه لارستان خيمه بر پای داشتند و آن بندر نیز الحال به اسم همان طایر عرب بندر طايری (طاهری )می خوانند (منتخب التواریخ لارستان)
 
در زینه التواریخ مسطور است: اعراب بني عيار و قبيله عبدالقيس سواحل جنوب خلیج فارس را رها کرده درایران خرابیهای بسیار کردند و اول جنگ شاهپور ساساني با طایفه عبدالقیس بود و انتقام شدیدی از ايشان کشیده ،چنانکه از لقب او که ذوالاكتاف است معلوم می شود (تاریخ كامل ایران، ص 71 تا 69) ایزد گشت :ایام حکومت این امير میلادی مصادف با هجوم اعراب به ایران بود (حدود 650 میلادی) امير ايزد گشسب چون تاب مقاومت ،جدال با لشکر اسلام در خود ندید ،نامه به ابوعبیده جراح که سرکرده لشکر اسلام بود ،در داراب نوشت : که من بنده فرمانم ،به شرط ذمه گردن نهادم و، قرارداد ، که هرساله دویست هزار دینار طلا از لار به بیت المال مسلمین بفرستد.
 
سهراب: بعد از پدر بر اریکه سلطنتی نشستی و سال اول از سلطنتش (375 هجری قمری) ... عضدالدوله (ديلمي) که پسر رکن الدوله باشد به جای عم خود برآمدی (منتخب التواریخ لارستان) لاکن گرچه ملوک ديالمه خود را بندگان امیرالمومنین خطاب میکردند،بیشتر در اطراف عراق، کرمان، خوزستان و لارستان در جنگ و صلح به استقلال فرمانروا بودند (تاریخ كامل ایران. ص 183) و ایراهستان (لارستان) در بیابان است... و همواره عاصی بودند. ... اما به روزگار دیلم ،ایشان را قهر کردند و به طاعت آوردندو ده هزار مرد از ایشان به عهد عضدالدوله در خدمت او بودند بر سبیل سپاهی و مقدم ایشان یکی بود جاتی (جاتی =یاتی = یوتیا=نام قوم لارستان در زمان هخا منشی)( ابن بلخی فارسنامه قرن ششم هجری قمری). ملک گرگین ثالث (780 هجری قمری ) ملک گرگین که از نژاد گرگین میلاد بودو والی لارستان به تحف و هدایای لایقه از لار به شیراز آمده منظور نظر عاطفت (امیرتیمور گرگانی )گردید. (جبیب السیر جلد 3 ص 595 حدود 920 قمری) ملک گرگین از ولایت لار ، احرام کعبه آمال بسته از راه خلوص هواخواهی و خدمتگزاری به درگاه جهان پناه (امیر تیمور گورگانی)حاضرشد (زبده التواریخ جلد سوم صفحه 183 حدود 1123 قمری)
 
جهان شاه لاری ... در بین سالهای 860 تا 883 هجری قمری بر لار حکومت داشت. در عصر این حاکم ميلادی سکه لاری در لار رونق داشت و در سراسر آسیا و آفریقا این ارز شناخته شده بود. در دوره جهانشاه لاری قدرت سیاسی و اقتصادی لارستان به حدی بود که اثرات آن در توسعه اسلام در سرزمینهای هندوستان به چشم می خورد. نامه ای از خواجه محمود گاوان از وزرای ایرانی دربار دکن هندوستان در شادباش فتح جرون (هرمز) توسط امیر جهانشاه لاری و نیز در خواست وزیر هند از پادشاه لار برای ارسال سرباز و نقود و امکانات برای تصرف ایالتهای مفتوح نشده هند از جمله بیجانگر ، نشان از قدرت سیاسی و اقتصادی لارستان آن عصر دارد. امیر علاءالملک دوم: بین سالهای 883 تا 916 در لارستان حاکم بود در آن وقت اخی بیگ که به رسالت نزد حاکم لار رفته بود، با پیشکش امیر علاءالملک حاکم آن جا به درگاه معلی (شاه اسماعیل صفوی) آمد (تكلمه الاخبار ص 46) - ابراهیم شاه : آخرین پادشاه میلادی لارستان بین سالهای 983 تا 1010 بر لارستان حاکم بود که در عصر این پادشاه با حمله نفرات صفوی (قزل باش) این پادشاه دستگیر و حکومت میلادیان لارستان – پس از 1900 سال حاکمیت منقرض گردید.
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [5 نظر]

از داراب فارس
Iran, Islamic Republic of
6 خرداد 1397   ساعت: 11:03:36

اردشیر بابکان (234 میلادی ) از نواحی لارستان ،شهری که داراب گرد می نامیدند خروج كرد و با سياوش به جنگ در امد، پس از گير و دار بسيار شهر لار را مسخر اردشیر گردید. (منتخب التواریخ لارستان) : این جمله بزرگترین دروغ تاریخست....یه نسخه دست نویس دوره پهلوی رو چرا به مردم به عنوان یه سند معرفی میکنین.

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
24 اسفند 1395   ساعت: 19:45:26

وقتی دارابگرد هفتمین پادشاهی ایران بود... ایالت شبانکاره قسمت بزرگتر و اصلی ولایت یا کوره دارابگرد است که در زمان مغولها از فارس جدا شده بود و حکومتی جداگانه داشت. مارکوپولو ولایت شبانکاره را با نام سنکاره در سیاحتنامه خود ذکر کرده است. لسترنج در کتاب معتبر سرزمینهای خلافت شرقی «شبانکاره» یا «دارابگرد» را هفتمین پادشاهی ایران آورده و طبق تقسیم بندی مارکوپولو شبانکاره یا دارابگرد هفتمین ایالت از ممالک هشت گانه ایران بوده است. شبانکاره بگفته فارسنامه ابن بلخی طایفه ای از خاندان فضلویه دیلمان بودند و مذهب شیعه اسماعیلی داشتند. در زمان سلجوقیان قبیله شبانکاره و کردها در جنگی علیه اتابک چاولی بر وی غالب شدند و پس از اضمحلال سلجوقیان طایفه مزبور بر ناحیه خاوری ایالت فارس استیلا یافتند. از آن به بعد این ناحیه بنام ایشان خوانده شد. در کتاب تقسیمات کشوری احمدیان، در کتاب گای لسترانج سرزمینهای خلافت شرقی و در نامنانه ایلات و طوائف ایران شبانکاره همان دارابگرد نامیده شده است..محدوده شبانکاره در نزهه القلوب حمدالله مستوفی حدودش با ولایت فارس و کرمان و دریای فارس پیوسته است. استاد جعفر شعار در کتاب صوره الارض حاشیه ای بر شبانکاره نگاشته و شبانکاره را همان دارابگرد آورده است.وی می نویسد: «دارابجرد یا دارابگرد همان ولایت شبانکاره است که در زمان مغولها از فارس جدا شده بود و حکومتی جداگانه داشت. به هر حال اسمِ شبانکاره امروز استعمال نمی شود و این ولایت امروز به دارابجرد ]دارابگرد[ معروف است.» نویسنده کتاب «فرهنگ انجمن آرای ناصری»، رضا قلی هدایت در صفحه 501 و در توضیح شبانکاره آورده است:«شبانکاره به فتح شین، ولایتی بفارس و شهر آن دارابکرد است .چو از بناهای داراب بوده. ملوک شبانکاره گروهی بزرگ بوده اند و در نژادنامه پارسیان آورده ام.» حمدالله مستوفی(قرن هشتم هجری) نیز در کتاب«نزهه القلوب» و در ذیل توضیحات کوره دارابجرد آورده است: «کوره دارابجرد به داراب بن بهمن اسفندیار کیانی منسوب است و ولایتی که اکنون شبانکاره می خوانند و علی حده ذکری در بابش خواهد آمد اکثر از این کوره بوده است.» پاول شواتس نویسنده کتاب «جغرافیای تاریخی فارس» نیز در صفحه 129 مکتوب خود آورده است:« سرزمین شبانکاره که حمدالله قزوینی آن را ذکر می کند شامل قسمت بزرگی از ولایت قدیم دارابگرد می شد که شهر اصلی و مرکزی آن را هم در بر می گرفت.» صاحب کتاب «فرهنگ تاریخی و جغرافیایی شهرستانهای ایران» نیز شبانکاره را همان دارابگرد دانسته و می نویسد: «بهر حال اسم شبانکاره دیگر استعمال نمی شود و این سرزمین امروز به دارابگرد معروف است.» 

 
لارستانی
Iran, Islamic Republic of
19 اسفند 1395   ساعت: 17:08:08

درود بر این تاریخ دان 

 
جهاندیده ـ لار
Iran, Islamic Republic of
18 اسفند 1395   ساعت: 22:13:57

درودبرشما مهندس عزیز. تلاشهایتان درجمع آوری اطلاعات واسناد ومتون تاریخی وبه نگارش درآوردن تاریخ مفصل لارستان وهمچنین درسایرعرصه های کاری،ستودنی ست.لارستان،درطول زمان مفتخرو مدیون شمابوده وخواهدبود.موفق وسربلند وسبزباشید.

 
جهاندیده ـ لار
Iran, Islamic Republic of
18 اسفند 1395   ساعت: 22:13:07

درودبرشما مهندس عزیز. تلاشهایتان درجمع آوری اطلاعات واسناد ومتون تاریخی وبه نگارش درآوردن تاریخ مفصل لارستان وهمچنین درسایرعرصه های کاری،ستودنی ست.لارستان،درطول زمان مفتخرو مدیون شمابوده وخواهدبود.موفق وسربلند وسبزباشید.

 
عابدي راد
20 اسفند 1395   ساعت: 20:36:28

محقق ارجمند سركار خانم جهانديده. ممنون از لطف شما. شما نيز در دو دهه اخير اقدامات ارزنده اي در حفاظت از فرهنگ كهن بوم لارستان بكار برده ايد. كه اين تلاشهاي دلسوزانه شما ،شايسته تقدير و قدرشناسي است

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام