رضا عالم نژاد
نسبت اصلاح طلبی و انقلابی گری
زمان انتشار: 23 خرداد 1396 ساعت 03:36:44
تعداد بازدید: 476
بدون تردید تجربه دو پدیده انقلاب و اصلاحات در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی موضوع قابل پژوهش از ابعاد مختلفی بوده است.از منظر آموزه های قرآنی، اصلاح، شالوده حرکت سالم سازی فضای زیست انسان ها به شمار می آید و ریشه در جریان اصلاحی پیامبران دارد. 
 
اصلاح با دو مفهوم آشتی دادن و رفع موانع و مفاسد، به طور مطلق در قرآن به کار رفته است. و کاربرد آن در روش‌های متنوع فرهنگی و غیرفرهنگی، بسته به میزان، نوع و درجات فساد و مفسدین، برای رفع مفاسد و تبدیل نقاط ضعف و کاستی‌ها به نقاط قوت و کمال در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توصیه شده است .نکته قابل تامل این که اصلاح هرگز در تقابل با انقلاب نیست، بلکه برعکس انقلاب وانقلابی گری خودیکی از گزینه های اصلاح طلبی است.
 
در حوزه مباحث سیاسی اصلاحات به مفهوم ایجاد تغییرات تدریجی جزء به جزء و مسالمت آمیز و از همه مهمتر ارادی و بر اساس برنامه ریزی است، حال آن که انقلاب به معنای تحولات پرشتاب، فراگیر، با روش‌های خشن و غالبا غیرقابل کنترل و پیش بینی است.
 
انقلاب اسلامی ایران، اگر چه با انقلابات سده‌های اخیر تفاوت‌هایی دارد، اما به هر حال یک حرکت پرشتاب و فراگیر و خارج از کنترل و پیش بینی کنشگران موافق و مخالف - اعم از داخلی و خارجی -  شمرده می شود. که سرانجام به سرنگونی رژیم سلطنتی در ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی انجامید.
 
امروز با پشت سر گذاردن مراحل مختلف حیات خویش، مسولین دلسوزنظام به پروسه اصلاحات در راستای تثبیت آرمان‌ها، اهداف و ارزش‌های انقلابی و اسلامی نظر دارند. برخی معتقدند طرح مساله اصلاحات در ایران، نشانه بازگشت و عدول از انقلاب است و جنبش اصلاحی امروز را در تقابل با انقلاب ۵۷ مینمایانندو از آن نوعی برداشت تجدید نظر طلبانه اراده می‌کنند.وحتی برخی دیگر  با تصوری غلط از معنای انقلاب، نه تنهااصلاحات را بر نمی‌تابند بلکه آن را به معنای نفی ماهیت اسلامی انقلاب تفسیر می‌کنند. به نظر می‌رسد دست کم در مورد انقلاب اسلامی و جامعه مسلمان ایرانی، هر دو گروه به خطا و غلط، اصلاحات و انقلاب را در تقابل با هم می‌انگارند.حال آن که در یک نگاه عمیق و برخاسته از منظر دینی، هر دو می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.و آموزه‌های بیشمار قرآنی در این زمینه، به همسویی انقلاب و اصلاح طلبی نظر دارد.
 
اصلاح کلمه‌ای عربی و از ریشه  صلح  است و به دو معنا به کار می‌رود: یکی از ماده صلح و دیگری از ماده صلاح است. اصلاح از ماده صلح به معنای آشتی دادن، رفع اختلاف و دعوا و مشاجره بین دو فرد یا دو گروه بکاررفته است.
 
واستعمال دیگر اصلاح، از ماده صلاح است ، یعنی صلاح در مقابل فساد که در فارسی روان معمولا صلاح را به شایستگی ترجمه می‌کنند. بدین ترتیب عمل صالح یعنی عمل شایسته و صالح و صالحان یعنی افراد شایسته. با این توصیف، اصلاح در برابر افساد قرار می‌گیرد و به معنای انجام دادن کار شایسته یا بر طرف کردن فساد است و به کسی که در صدد است کار شایسته‌ای انجام دهد و فسادها و نقص‌ها و عیب‌ها را بر طرف کند، مصلح می گویند. ودرمقابل کسی که در صدد بر هم زدن کارها و ایجاد فساد در جامعه است، مفسد می‌نامند و تعبیر  مفسد فی الارض  نیز از همین مفهوم ناشی شده است.
اجمالا طبق فرهنگ لغات  اصلاح ، یعنی سامان دادن، بهینه ساختن و به نیکی و شایستگی در آوردن و یا گفته‌اند:صلاح، درست بودن وضعیت چیزی است و اصلاح در وضعیت درست قرار دادن چیزی.
بنابراین اصلاح و فساد دو صفت متقابل و متضادند.
 
مرحوم علامه طباطبایی می‌نویسد: فان الصلاح و الفساد شانان متقابلان. [۱]
شهید مطهری نیزدراین مورد می فرمایند:
افساد و اصلاح از زوج‌های متضاد قرآن است. زوج‌های متضاد، یعنی واژه‌های اعتقادی و اجتماعی که دو به دو در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و به کمک یکدیگر نیز شناخته می‌شوند، از قبیل توحید و شرک ، ایمان و کفر ، هدایت و ضلالت، عدل و ظلم ، خیر و شر ، طاعت و معصیت ، تقوا و فسوق، استکبار و استضعاف و... که یکی باید حتما نفی شود
 
تا دیگری به تحقق بپیوندد، اصلاح و فساد از این قبیل است. (2)
از بررسی آیات قرآن چنین بر می‌آید که گاه در قرآن، اصلاح و شایستگی به عمل نسبت داده شده (عمل صالح)، گاه معطوف به خود انسان هاست (صالحین و صالحات)، در مواردی نیز ناظر به روابط میان دو فرد است (اصلاح ذات البین)، گاه ناظر بر روابط خانوادگی و زناشویی است (حکمیت و داوری در رفع اختلاف میان زن و شوهر)، گاهی در مورد اصلاح فرد یعنی خودسازی و سازندگی درونی و مبارزه با هواهای نفسانی و خواسته‌های شیطانی درونی است -که آیات مربوط به تزکیه ، توبه ، تقوا... در این جهت قابل تحلیل است- و گاه در مورد جامعه انسانی به کار رفته که مورد اصلی بحث ماست.
 
نکته قابل توجه آن است که در نگرش قرآنی به صلاح و اصلاح و با توجه به مفهوم وسیع و تقابلی این واژه با کلمه افساد و فساد، هر گونه خروج از حالت سلامت و اعتدال واصلاح، فساد تلقی و عامل آن مفسد نامیده می‌شود و تلاش برای رفع هر گونه فساد در هر حوزه‌ای، وظیفه واجب هر فرد و نظام اسلامی قلمداد می‌شود. بنابراین هر اندازه دامنه فساد وسیع ‌شود، دامنه اصلاح نیز وسیع تر می‌گردد. قرآن کریم با عبارت وسیع فساد فی الارض فساد را یک امرفراگیردرجامعه تلقی کرده است که به تبع آن، اصلاح نیز چنین مصداقی پیدا میکند.
 
شیوه‌های اصلاح در آموزه‌های قرآنی براساس تعالیم وحیانی، آرمان والای انبیا و رسولان ومسولین نظام اسلامی، برقراری جامعه‌ای سالم و عاری از مفاسد اخلاقی ، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و.....است.و به تعبیر زیبای قرآنی آن تلاش برای استقرار  حیات طیبه  است.
 
 در حیات طیبه و جامعه سالم قرآنی، منافع و مصالح جامعه بشر ی بدون آن که با یکدیگر در تضاد و تزاحم قرار گیرند، بر آورده خواهد شد،البته شرط برقراری چنین زندگی سالمی، اصلاح و تغییر ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه انسانی، و به عبارت دیگر سازندگی، در دو بعد فردی و اجتماعی حیات انسانی است ، واین شرط نه تنها بعنوان ضرورت ساختاری بلکه بعنوان یک ضرورت دینی محسوب می شود . زیراقرار گرفتن فرد و جامعه در مسیر الهی و طرح و برنامه تکامل خداوندی، محور اصلاحات درهمه اندیشه های وحیانی و مخصوصا قرآن کریم است.
 
 با دقت در آموزه‌های ژرف اندیشانه قرآن کریم در می‌یابیم که درمسیر تحقق این هدف بلند و متعالی در زندگی انسان‌ها -که مقدمه حیات جاوید اخروی است- یک استراتژی مهم اساسی به نام دعوت وجود دارد و در راه پیگیری این استراتژی از سوی مصلحان حقیقی تاکتیک‌های متعددی نیز پیش بینی و توصیه شده است.
 
شاید رساترین و شفاف‌ترین آیه‌ای که در آن استراتژی وتاکتیک بزرگ دعوت به خیر و اصلاح درآن بیان شده، این آیه باشد:
ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی احسن... [۳]
از فعل امر ادع در این آیه به روشنی به دست می‌آید که اراده الهی بر فراخوانی عمومی انسان‌ها به راه خویش که همانا راه صلاح و خیر و عدل و رستگاری است، می‌باشد و پیامبر اسلام به عنوان بزرگترین مصلح بشریت موظف به انجام وتحقق این فراخوان گسترده وفراگیر است. ونکته عمیق واساسی برآمده از این عبارت قرآنی این است، که برای اصلاح فرد و جامعه، مصلحان  شخصاموظفند به سوی جامعه و تلاش برای رفع موانع هدایت حرکت کنند و انتظار کشیدن برای آمدن انسان‌ها به سوی مصلحان و آن گاه آغاز مسؤولیت اصلاح گری در استراتژی اصلاحات قرآنی نه تنها جایی ندارد بلکه دراکثرمواقع مطرود شمرده شده است؛ از این روست که پیامبر را طبیب دوار بطبه می‌نامند. پزشکی که بر بالین بیماران حاضر می‌شود و به معالجه آنان می‌پردازد و این امر یکی از ویژگیهای بسیار مهم در موفقیت مصلحان اجتماعی است.پس کسانی که در لاک مباحث روشنفکری فرو رفته و با مردم بیگانه‌اند و هر گاه سخن از مردم می‌گویند جز استفاده ابزاری از آنان هدف دیگری ندارند، به تعبیر قرآنی از صف مصلحان خارج هستند. به تعبیر زیبای قرآن، مصلح حقیقی باید از مردم ،با مردم، و برای مردم باشد، با آنان زندگی کند و دردهای آنان را احساس کند، برای خیر آنان تلاش نماید و از میان خود آنان برخاسته باشد.
 
 ازسوی دیگرگرچه قرآن کریم، برای اصلاح جامعه ،روش‌های فرهنگی و روشنگرانه و تبلیغی  وبطور مختصر فرآیند تدریجی همراه با صبر و حوصله و تحمل را توصیه می کند. اما درحقیقت ابن فقط یک استراتژی پیشنهادی درراه هدایت و رفع مفاسد اجتماعی به شمار می آید ، اما ازآنجا که دامنه کجروی ها همیشه به یک اندازه نیست و حوزه عمل مفسدان نیز تنها به حوزه فردی و شخصی خود آنان محدود نمی‌شود. وچه بسامفاسد کلان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و ...انها درجامعه فراگیر شود، پس دراین صورت  جامعه فقط با کاربرد روش‌های مسالمت آمیز اصلاح نخواهد شد. این جاست که قرآن کریم در کنار آن شیوه لطیف وکارآمد، به برخوردهای عملی از نوع سلبی وایجابی درجهت اصلاح جامعه توصیه می کند. زیرا همیشه کار جامعه‌ای که گرفتار ناهنجاری ها است فقط با اندرز و نصیحت و هشدار و روش‌های زبانی و حکمت و موعظه  سامان نخواهد یافت،واقدامات بازدارنده عملی، ضرورت پیدا می کند. نکته درخور تامل این که با وجودبکارگیری روشهای عملی اصلاح طلبانه در یک اجتماع فرهیخته بشری، گاهی عده ای منفعت طلب و تن آسا ، به دلیل قطع منافع نامشروع خویش، نه تنهاحاضر به دست برداشتن ازکجروی های خود نیستند بلکه اصرار دارند که  انحراف فکری  خود را درجامعه گسترش ‌دهند، و علاوه بر خود، مسیر جامعه انسانی را نیز دچار اختلال می‌کنند؛ این جا است که تحقق اصلاح جامعه  فقط با حذف  وتغییراین موانع واپس گرایانه محقق  می‌ شود. وقرآن کریم درآیات متعدد خویش به صراحت از ضرورت به کارگیری این روش، در اصلاح مفاسد تاکید دارد.
 
پس یک جامعه اصلاح طلب پویا وپیشرو،نه تنها به سبب وجود جریانهای منفعت گرا، کنشگری های فعالانه خود رامتوقف نمیکندبلکه هرگزآغاز حرکت اصلاحی خودرا به حصول کامل پیش شرط های اخلاقی وفرهنگی واقتصادی و.....پیوند نمی زند، زیرا دراین حالت هنجارشکنان تمام جامعه رابه تباهی کامل خواهندکشید.
 
پس طبق آموزه های قرآنی،پدیده انقلاب خود یکی از شیوه‌ها ومصادیق اصلاح جامعه به شمارمی آید. (برخلاف فرهنگ سیاسی عامیانه ای که برخی افراد منفعت جو وفرصت طلب انقلاب را در تقابل با اصلاحات می‌نمایانند.)
 
از این منظرمعمارانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) قبل از اینکه یک انقلابی باشد یک مصلح بزرگ جهانی بشمارمی آید.زیرادرشرایطی حساس وسرنوشت سازکه برخی وقوع انقلاب راپدیده ای شتابزده وناکارآمد می دانستند، با یک استراتژی شجاعانه ازپاریس  به خیل مشتاقان خویش درایران پیوست، و دست خداوند از آستین مصلحی  بزرگ وحق جو و مبارز ،در راه حذف موانع هدایت بشریت بیرون آمد و دامنه این مبارزه عمیق و فساد زدایی به همه آحاد جامعه مظلوم و تحت ستم گسترش یافت وآحاد مردم درراستای یک حرکت مردمی و فراگیردرجهت حذف موانع فساد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و.... 
 
حماسه سازشدند.وبا الهام از تعالیم آسمانی و در سایه پیروی از رهبری پیامبرگونه ایشان در جهت حاکمیت ارزش‌های انسانی و دین خدا، جمهوری اسلامی را پایه ریزی کردند.و اکنون پس از گذشت نزدیک به چهار دهه ، به برکت تداوم رهبری حکیمانه بنیان گذارجمهوری اسلامی توسط حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی وسایردلسوزان نظام جمهوری اسلامی ،پیکرتنومند جامعه اسلامی علاوه برعقلانیت اصلاح طلبانه، به زینت تدبیرواعتدال حکیمانه نیز آراسته شده است.
۱.  محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۱۱۰.
۲.  مرتضی مطهری، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۶.
۳.  نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۵.
 
 

 

کد امنیتی:   
 [19 نظر]

بدون نام
Iran, Islamic Republic of
27 خرداد 1396   ساعت: 13:52:47

انقلاب اسلامی واسلام انقلابی خیلی با هم فرق دارند.اولی معرف وشناسه ماست ولی دومی یک تاکتیک واستراتژی تلقی میشود.

 
احمد
Iran, Islamic Republic of
27 خرداد 1396   ساعت: 05:58:49

اغلب رواج تصور بداز انقلابیگری، یک رزمنده موقعیت شناس رابه شخصی داعش صفت بدل میکند.ممکن است گاهی به سود ما برزمد ولی مانند شمشیری دولب است ویک شبه میتواند 180 درجه تغییرکند.خوارج زمان علی ع اینگونه بودند -بسیارخشن وبسیارمعتقدوبسیارجاهل وسطحی نگر- . آنها دشمنِ همه کسانی هستند که مثل خودشان نمی اندیشند. آنها یک نحله فکری تندرو وبه تعببری یک«روحیه» اند وممکن است در درونِ همه ماخفته باشند. ... شهید مطهری آن را «روح خارجی‌گری» می نامد که از قضا خیلی هم «متدین»می نمایند: «روح خارجی‌گری عبارت است از تدین خیلی شدید و توأم با جهالت و نادانی و قدرت نداشتن بر تجزیه و تحلیل که به دنبال خودش تنگ‌نظری و تکفیر و تفسیق می‌آورد و اینکه غیر از خودش و گروه خودش، همه مردم را دشمنان خدا بداند. همه را معذب بداند، همه را گمراه بداند که این جریان همیشه در طول تاریخ هست.» ( مجموعه آثار، ج15/ 996)

 
سیدمهدی
Iran, Islamic Republic of
26 خرداد 1396   ساعت: 06:22:26

کشور را باید عقل و علم در یک شرایط آرام اداره کنند .فرصت زیادی باقی نمانده است. اگر طی 30 سال آینده نتوانیم سرمایه های نفتی را به تکنولوژی مدرن و کالای سرمایه ای درآمد زا تبدیل کنیم، پس از دوران نفت، به بنگلادش تبدیل میشویم؛ آنهم بنگلادش خشک و بی آب! تبدیل نفت به تکنولوژی، در شرایطِ صلح، و با توسّل به مدیریّت علمی و عقلانیّت و علم و فنّ ممکن است؛ و اینها سرمایه و امکانی است که تا کنون «راست»ها با آن بیگانه بوده اند، مگراینکه خود را «اصلاح» کنند. فرصت زیادی نداریم.

 
ندا
Iran, Islamic Republic of
26 خرداد 1396   ساعت: 05:35:36

گاهی حس میکنم که درکشورما.عده ای فرصت طلب انقلابی گری را با طغیان وشورش درمی آمیزند.شورش حرکتى مقطعى در اعتراض به موضوعى خاص است. شورشیان غالباً نارسایی‌هاى موجود را نه به نهادها و ساخت‌هاى اجتماعى، بلکه به افراد نسبت می‌دهند. ازاین‌رو، هدف آنها محدود به از میان برداشتن افراد خاصى در حاکمیت و یا زدودن موضوع خاصى در حکومت است، بی‌آن‌که ترکیب نظام سیاسى-اجتماعى را تغییر دهند، معمولا شورشیانی که بافت اجتماعى را نشانه می‌روند، طرحى براى آینده ندارند و معمولاً اعتراض آنها مقطعى و درجهت منافع آنی خود ونزدیکانشان وارد عمل می شوند.[

 
بدون نام
26 خرداد 1396   ساعت: 22:57:35

لایک، بابا بعضی ها اگه دستشون برسه شورش که هیچ ، کودتا هم میکنن و اسمش را انقلابیگری میذارن.

 
T.y
Iran, Islamic Republic of
26 خرداد 1396   ساعت: 04:51:33

ازجمله بدبختی های ما این است که برخی ازانقلابی بودن خود سوءاستفاده های زیادی میکنند مثلا بعضی از....در حیف‌ومیلِ دارایی‌های عامه، و بی‌مهری نسبت به مردم دستِ بالا را دارند .درحالی که آنها باید الگو ومروج اخلاق وعدالت وایثار دینی باشند.

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
26 خرداد 1396   ساعت: 02:25:12

تعبیر «رحیم» و مشتقات «رحمت» در جای جای قرآن، ده‌ها بار آمده است. وآنجا که سخن از هدایت می‌رود نیز رحمت را در کنارش نشانده: هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ﴿لقمان ٣﴾ بااین‌همه اما کسانی از سر جهل یا غرض خواسته‌اند این «رحمت» جاری و مؤکد و مکرّر را با «جباریّت» الهی در یک وزن و میزان بنشانند حال آنکه تعبیر «جبّار» درباره‌ی خداوند، فقط یکبار و آن هم لابلای دیگر اوصاف الهی آمده تا مبادا کسی بیش از اندازه برایش وزن و شأنی قائل شود: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴿الحشر ٢٣﴾ پس فهم رحمانیِ قرآن و مولود آن یعنی «اسلام رحمانی» مناسب‌ترین و قرآنی‌ترین تعبیری‌ست که می‌تواند و باید، هم الگوی تفسیری ما باشد و هم شیوه‌ی مسلمانیِ ما.

 
مریم
Iran, Islamic Republic of
26 خرداد 1396   ساعت: 02:07:11

متا سفانه برخی عادت کرده‌اند همیشه خدا را از دریچه" جباریت "به دیگران معرفی کنندحال آنکه قرآن به دفعات ما را فرا خوانده است تا با برآمدن ازاین تنگنا "او" را با نام‌های نیکویش (اسماءالحسنی) که خود معرفی کرده است، مثل: رحمن، رحیم، غفور، مجیب و... بخوانیم (۱). این نام‌ها در واقع نه الفاظ وعناوین، که بیانگر صفات و ویژگی‌های او هستند: اعراف ۱۸۰- وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ نیکوترین نام‌ها (صفات) مختص ِِ"الله" است. پس به همان نام‌ها او را بخوانید و به حال خود واگذارید کسانی را که در نام‌هایش منحرف می‌شوند . آنها بزودی نتیجه عمل خود رامی‌بینند.

 
زهرا
Iran, Islamic Republic of
26 خرداد 1396   ساعت: 01:58:17

سلام، عالی بود، بزرگترین معضل جامعه ما شاید این باشد که برخی سعی دارند انقلابی بودن را جانشین مسلمان بودن بودن کنند.وبا این معیارافراط گرایانه عملا نه انقلاب مصون خواهد ماند ونه مسلمانان.باتشکر

 
یوسف
Iran, Islamic Republic of
25 خرداد 1396   ساعت: 05:48:32

سلام عالیه ،به نظر میرسد که انقلابی بودن یک نسخه دایمی برای التیام تمام دردها نیست.واصلا همچون اکسیری دردین توصیه نشده است.مثلا:آیات جنگ و جهاد در قرآن، “مطلق” نیستندبلکه “مقیّد”اند؛ نمونه‌هایى از این “قید” را در آیاتى چون ٣٩سوره‌ى حجّ مى‌خوانیم: «اُذن للذین یقاتَلون بأنهم ظُلموا…» یعنی به آنان که مورد هجوم نظامی واقع مى‌شوند اجازه داده شده که بجنگند زیرا مظلوم واقع شده‌اند. جهاد در قرآن تنها در برابر هجوم نظامى دشمنان، مجازشمرده شده است.پس دین ابعادمختلفی دارد، نه یک بعد.

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
25 خرداد 1396   ساعت: 05:17:22

متن کمی طولانی است ولی پیام خوب وجدیدی دارد، کاش میشد این پیام رادرسر انحصارطلبان خودبین فروکرد.که فقط شما نیستید که به ظاهر حافظ امنیت جمهوری اسلامی هستید بلکه اگرلازم شود تمام ایرانیان دریک انسجام ملی وزیرلوای اسلام ازکشورخود دفاع میکنند.همانطور که در8 سال دفاع مقدس خوش درخشیدند.پس لطفا خدمات ارزنده انقلابیون مخلص را غصب نکنید.

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام