تأملاتی درباره لزوم فعالیت حزبی زنان:
زنان، در سایه/ منیره جهانبین
زمان انتشار: 23 مرداد 1396 ساعت 13:24:44
تعداد بازدید: 109
منیره جهان بین: تاریخ را که برگ می زنم، دیدن نام و نشان سیاستمداران مرد هم به وفور جاذبه و شگفتی خاصی برایم ندارد. 
اما آنجا که نام زنی در میان گیومه ی منتسب به سیاست نظرت را جلب می کند بی اختیار این ندا از درونت بر می خیزد، آیا ازدواج کرده؟ فرزند داشته؟ زیبا بوده؟ چگونه توانسته در میان همهمه ای از نگرش های جنسیتی به این جایگاه دست یابد؟
 
مارگارت تاچر، بی نظیر بوتو، مرکل و در دولت روحانی، مولاوردی و... و بسیاری از زنان ایران که توانسته اند نامشان را در عرصه سیاست ثبت کنند، زنانی بوده اند که مطالعه زندگی شخصی آنها نشان می دهد به بسیاری از وظایف زن بودنشان از جمله مادری رسیده اند و در عین حال به خوبی در بطن جامعه ایفای نقش کرده اند.
 
بسیاری معتقدند زنان وجدان کاری بالایی دارند. در پست های مدیریتی که به آنها سپرده می شود تمام تلاششان را می کنند که بهترین عملکرد را داشته باشند. چرا که نمی خواهند در ناخودآگاه افراد این تصور شکل بگیرد که جانشین مناسب تری می توانست وجود داشته باشد. افرادی هم هستند که به دفعات تکرار کرده اند با توجه به نقشی که زنان در طول تاریخ عهده دار بوده اند، تعلیم و تربیت، (که البته دربعضی شرایط علی رغم میل باطنی زنان و با داشتن توانایی های خیلی بیشتر در این موقعیت ها قرار گرفته اند) بهتر است در این مسیر گام بر دارند اما آن هنگام که صحبت از پست های رده بالای آموزش مانند وزیر زن و...می گردد به راحتی تغییر جهت داده و به داشتن زنانی در عرصه مدیریت اکتفا می کنند آن هم به دلایلی مانند این که زنان ظریف و شکننده هستند، «مرد میدان» سیاست باید بود. زهی اندیشه باطل که بسیاری از این سیاستمداران در دامان همین زنان تربیت شده اند. حال آن که در بحبوحه فضای مرد سالارانه، دیدگاههای خیر خواهانه زن ستیز (زنان ظریف و شکننده) زنان ما پا به پای مردان با سیاست عجین می شوند. تلاش می کنند پارادوکس احساس و منطق را طوری کنار هم قرار دهند که شایسته ورودشان به عرصه سیاست باشد. آن هم در دنیایی که ملاک انتخاب ها به سمت شایسته سالاری می رود نه جنسیت.
 
اما همین زنان آن زمان که به سلاح منطق مجهز می شوند باید بپذیرندکه سودای ورود به سیاست نیازمند «قدرت» است. یکی از ابزار بدست آوردن قدرت شکل گیری احزاب است. زنانِ ما باید جنبش ها، تشکل ها و حزبهای مخصوص به خود را به صورت مستقل تشکیل دهند. چرا که لازمه حضور در مکان هایی که برای زنان تصمیم گیری می کنند دستیابی به منابع قدرت است. آن هم در زمانه ای که با تمام مسائلی که جامعه مردان ما با آن دست به گریبان هستند زنان نیز از آن قواعد مستثنا نیستند. از بیکاری وانواع آسیب های اجتماعی (اعتیاد، تجاوز...) گرفته تا شرکت در میتینگ ها و جلسه های انتخاباتی که در موقع لزوم سیاستمداران ما بخوبی از حضور زنان به نفع خود سود می جویند.
 
با تمام تلاشها و انعطاف هایی که زنان ما در طول تاریخ از خود نشان داده اند و بنا به شرایط زمان و مکان با سعه صدر پشتوانه محکمی برای مردان خود بوده اند باز هم در بزنگاههای حساس به دنبال سهم خواهی نبوده و نیستند. بلکه خواهان شکل گیری این اندیشه هستند که در سبد انتخاب دولتها و دولتمردان جایگاه مناسبی به افراد برحسب شایستگی هایشان داده شود نه براساس جنسیتشان. حال که خواهان دموکراسی هستیم و دادن شعارهای روشنفکری در لزوم برابری جنسیتی از نان شب هم برای عده ای واجب تر می شود و همواره دغدغه زنانی رادارند که در پیچ و خم های اجتماع، فرهنگ و سیاست به ورطه فراموشی سپرده می شوند باید پذیرفت که انسانهایی از جنس همین زنان باید بدون سانسور به تمام حیطه های جامعه راه یابند تا بتوانند متناسب با نیاز هم جنسانشان در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها حضور داشته باشند. احزاب نقطه عطفی است در شکل گیری قدرت زنان، در پیمودن راهی که زنان پیشگام زیادی داشته ولی برای تثبیت آن در هر جامعه ای و نزد هر مردمانی باید شیوه خاص خودش را اتخاذ کرد.
 
احزاب می توانند سکوی پرتاب زنان توانمند ما به جایگاه هایی باشد که به ضرس قاطع باید در اختیار زنان باشد و در این راه حضور مردان خوش فکر در کنار زنان در پیشبرد این هدف راهگشاست. غرض این است به وجود آمدن احزاب در یاری رساندن زنان برای رسیدن به خواسته هایشان مهر تأییدی است بر دموکراسی.
 
* این مطلب پیش از این در شماره 1454 روزنامه بشارت نو منتشر شده است.


مرضیه    شمس

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام