آسیب شناسی جایگاه عکاسی در مطبوعات
زمان انتشار: 25 شهريور 1396 ساعت 01:51:30
تعداد بازدید: 231
مرضیه شمس: شاید اگر مشروطیت رخ نمی داد عکاسی به همان عکس های درباری کوچه و بازار ختم می شد. با انقلاب مشروطه عکاسی به سمت اجتماع و مردم آمد و اسنادی که از آن زمان باقی مانده حاصل عکاسانی است که متأسفانه بیشترشان گمنام مانده اند. عکاسی مطبوعاتی در ایران فراز و نشیب هایی در طول سالیان داشته است.
 
سال های 57 تا 61 یکی از پرشعف ترین سال های عکاسی خبری است. بعد از آن سال 76 و با باز شدن فضای نسبی مطبوعات و تنوع روزنامه ها این نوع عکاسی هم وارد مرحله جدیدی شد و عکاسان جوان و مستعدی به عرصه آمدند. اما در دوره هشت ساله احمدی نژاد به مراتب شاهد افول بسیاری از روزنامه ها و محدود شدن فضای کاری عکاسان شد. تا جایی که بیشتر آنها دلگرمی و احساس امنیت کاری خود را از دست دادند یا عطای کار در برخی رسانه ها را به لقای کار آزاد بخشیدند.
 
امروزه از تأثیر عکس بر مطبوعات نمی توان چشم پوشید که گاهی اوقات یک عکس باعث می شود قوانین را تغییر دهد یا سیاست ها را دگرگون کند و حتی دولتی را تغییر دهد. مانند عکسی که چند ماه پیش در مورد گورخواب های تهران به عنوان عکس یک روزنامه شهروند منتشر شد و مسئولان را وادار کرد به این موضوع رسیدگی کنند. یا عکسی که یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر با چهره جنجالی موسیقی در فضای رسانه ای منتشر شد و تحولی در انتخاب حامیان ایجاد کرد.
 
کار عکاسان مطبوعاتی در ایران متأسفانه نسبت به رسانه های دنیا دچار ضعف هایی است که مسئولیت این ناتوانی تا حدودی در نحوه برخورد سردبیران و مدیران مطبوعاتی است که اهمیت لازم را برای عکاسی در مقایسه با نویسندگی قائل نیستند. معمولا وجود یک دبیر هنری در کنار دیگر آسیب های مطبوعات نادیده گرفته می شود. این فاجعه در مطبوعات محلی بیشتر دیده می شود. چون سردبیر یا مدیر مسئول، خود به عنوان خبرنگار، مقاله نویس، طراح صفحه، عکاس و ... فعالیت می کند. غافل از اینکه عکس به تنهایی حکم یک رسانه را دارد و انتخاب درست آن می تواند یک روزنامه را به پرتیراژترین تبدیل کند.
 
گاهی اوقات عکس حرف هایی را دارد که با هزاران کلمه هم نمی توان وصف کرد. در این بین عکاسی مستند و خبری همواره از قصه و رویدادی حکایت دارد. همانطور که رولان بارت در کتاب «اتاق روشن» اشاره دارد: «بهترین واژه برای نامیدن کششی که در بعضی از عکس ها در من ایجاد می کند، «دنباله» یا «ماجرا» است. ماجرایی که به من اجازه می دهد به عکاسی هستی ببخشم. در حالیکه بدون ماجرا هیچ عکسی وجود نخواهد داشت.»
 
بسیاری از مطبوعات محلی عکس های خود را از خبرگزاری ها یا عکس های تزئینی استفاده می کنند. البته نگارنده قصد ضعیف قلمداد کردن عکس های تزئینی را ندارد که چه بسا بعضی از آن ها بر حسب اقتضا ملزوم به استفاده است. ولی بعضی از رسانه ها از به کار بردن صحیح آن و مناسب با صفحه بندی و طرز قرارگیری آن هم کوتاهی می کنند.
 
به طور مثال یکی از مطبوعات لارستان که از قدمت زیادی هم برخوردار است در بسیاری از خبرهای دوم و سوم خود عکس های تزئینی از اشیای بی جان و با جان را گرفته که به طور مکرر در چند شماره استفاده می کند. درحالی که گزارش های نقل قولی عکس های مصاحبه کننده را می طلبد. در بیشتر مواقعی هم که عکس ها تولیدی خود رسانه هستند یا از کیفیت مطلوب بهره مند نیستند یا بدون نام منتشر می شود.
 
این امر باعث می شود بسیاری از عکاسان کم کم اعتماد خود را به اینگونه رسانه ها از دست بدهند و حاضر به همکاری نشوند. علاوه بر این پدیده ای را به وجود می آورد که باعث ایجاد خلئی در شناسایی عکاسان حرفه ای در یک دوره می شود. به وضوح شاهد بسیاری از عکس های ناب و با زیبایی بصری بالا در رسانه های اجتماعی بوده ایم که نام و نشانی از عکاس ندارد. در این میان شاید گزارش های تصویری به دلایلی خاص از محبوبیت بیشتری برخوردار باشد. یکی به دلیل دسترسی آسان تر آن ها در فضای مجازی و نحوه انتشار آن که در کمترین زمان از رویدادی خبر می دهد و دیگری اینکه اغلب گزارش های تصویری خبری برنامه نشست ها و جلسات اداری است که دارای چهره های آشنای شهر است که البته در انتخاب هدفمندانه آن ها هر رسانه بر اساس خط مشی خود عمل می کند. علاوه بر تبعیض های جناحی، تبغیض های جنسیتی هم از این قائده مستثنا نیست و پوشش اندک حضور بانوان در میان عکس ها گواه بر آن است که به دلایلی غیر منطقی از صحنه حذف می شوند.
 
*این مطلب پیش از این در شماره 1454 روزنامه بشارت نو منتشر شده است.


مرضیه    شمس

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام