دکتر مهران صولتی
خطر فرسودگی روشنفکران!
زمان انتشار: 5 آبان 1396 ساعت 11:44:36
تعداد بازدید: 253
دکتر محسن رنانی روشنفکر کامیابی است! کلامی پرنفوذ و قلمی روان و تاثیر گذار دارد. در همه این سال ها هم تریبون هایی برای سخن گفتن و ارائه نظریاتش در اختیار داشته است. جامعه هم گوش شنوایی در اختیارش گذاشته است. 
گواهش استقبال از نوشته ها و کانال تلگرامی سی هزار نفری اش است. ولی امروز این روشنفکر پرآوازه در یادداشتی از خستگی و فرسودگی مفرط خود سخن به میان آورد! پدیده ای اسف بار که باید به عنوان نمادی از  روشنفکری خسته و فرسوده ی امروز ایران مورد توجه قرار گیرد. اگر چه همه ما انسان ها در جریان زندگی روزمره گاهی دچار ملالت ها و دل زدگی هایی می شویم ولی واقعیت این است که خستگی روشنفکران بیش از دیگران خسارت بار است! روشنفکران در دیار ما اگر چه اندک هستند ولی از اهمیت زیادی برخوردارند.
 
برای کشوری مانند ایران که هنوز به تلفیق کارآمدی میان سنت و تجدد دست نیافته است، روشنفکران برای حرکت در مرز میان این دوساحت بسیار ضروری اند، همچنین روشنفکران به عنوان منتقدان همزمان سنت، قدرت و مدرنیته می توانند به جامعه شجاعت اندیشیدن و ایستادن در قبال اسطوره های هر یک از این حوزه ها را بیاموزند! روشنفکران در همه جای دنیا صدای گروه های بی صدا و حاشیه ای هستند، همچنین روشنفکرانمی توانند با گشودن چشم اندازهای امیدآفرین، نوید بخش حرکت جامعه به سوی ایجاد دگرگونی و تحول باشند.
 
مرگ روشنفکری، مرگ جامعه است و احساس فرسودگی روشنفکرانی تاثیر گذار از جمله دکتر رنانی باید به مثابه زنگ خطری برای کل جامعه محسوب شود! جامعه بدون امید و فاقد افق های انگیزه بخش، جامعه ای مرده است حتی اگر از رفاه و امکانات زیاد هم برخوردار باشد.
 
شاید مهمترین دلیل خستگی روشنفکران ایران را باید در ناشنوا بودن حکومت نسبت به نقدهای دردمندانه این طیف جستجو کرد! فکر می کنم که اکنون بسیاری از روشنفکران دریافته اند که صرفا مشغول صحبت کردن با جامعه و بیان دغدغه های خود برای مردم هستند و هیچ گونه تاثیرگذاری معناداری بر فرایندهای تصمیم سازی ندارند! روندهای بوروکراتیک حاکم بر عرصه سیاست گذاری در ایران چنان متصلب، معیوب و ناکارآمد
شده اند که تحول آفرینی در آنها به سختی ممکن است.
 
کار روشنفکری البته اگر بتواند جایگاه بایسته خود را بیابد می تواند با نقد همزمان فرهنگ و قدرت ( مردم و حکومت)، چشم اندازهای تحول را فراروی جامعه ترسیم کرده و انگیزه کافی در مخاطبان خود حتی در عرصه های تصمیم سازی(سیاست گذاران) ایجاد نماید، ولی متاسفانه فرسودگی روشنفکران در وضعیت کنونی نشان از فاصله داشتن ما با چنین شرایطی دارد. وضعیتی که می تواند موجب خروج هر چه بیشتر روشنفکران از عرصه گفتگو با مردم، و رها شدن جامعه در برهوتی از پریشانی، سردرگمی و ناامیدی باشد!
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام