راز گلی که خیلی هم سرخ نیست
شاعری در سرزمین عجایب
زمان انتشار: 3 خرداد 1390 ساعت 01:29:56
تعداد بازدید: 3477
شش مجموعه شعر به همراه دو شعر بلند، ماحصل سه دهه کارشعری سپهری است.
آنچه از قلم وتجربیات شاعرانه ی او به جا مانده،از سپهری، چهره ی شاعری جدّی می سازد. شاعری جدّی، از آن رو که واقف به لزوم "تحوّل" است.سپهری از "مرگ رنگ" تا "حجم سبز" حرکتی رو به جلو دارد وعنصر ثابت کارهای او،" تغییر" است.از ویژگی های شاعران جدّی، یکی آن است که به شعرشان به مثابه "کاری جدّی" می نگرند و چه در نگرش، چه درنگارش خویش، مؤمن به تحوّل اند. شاعرجدّی، شاعری در مسیر "شدن" است وسپهری جدّی است چون در دستگاه فکری او این موضوع، یقینی آشکار است و جلوه های مختلفِ خلاقیّت او در "هشت کتاب" این را به ما می گوید. نیز، سپهری را شاعری جدّی می دانیم چون قائل به "فردیت" است.شاعری است بسته و دلبسته ی جهانی برآمده از باورها و تجربیات "خود" و مخالف خوانِ رسم و رسمیّت های پذیرفته شده ی عصر و زمانه اش. اینها ارزشمند اند، مسئله ساز ما اما این است که گرچه شاعر، مفهوم مدرن "فردیّت" را پذیرفته، فردیّت او، فردیّتی مدرن نیست. از این رو، سپهری گرچه در مقایسه با خود، خیز بلندی رو به جلو دارد، به نظر می رسد در مسیر تحوّل و تطّور شعر معاصر، جایگاه مهم و حائزاهمیتی به خود اختصاص نداده است. این نکته را نباید از نظر دور داشت که تحول در "حوزه ی درونی" الزاماً به معنای حرکت در"عرصه ی عمومی" نیست گر چه، هر پیشروی و حرکتی در عرصه ی عمومی منتج از تحول درونی است. فردیّت شاعر، باید واجد عنصر "پیش برندگی" باشد.این پیش برندگی اگر از حوزه ی شخصی و درونی شاعر خارج شود و به "عرصه ی عمومی" حضورش بپیوندد، شاعر را شاخصِ شناخت و صاحبِ کُرسی معتبری در پوئیتیک و حتّا فراتر از آن در حیات فکری و روشنفکری جامعه می کند. درفردیت مدرن،عامل پیش برندگی درچیزی نهفته، که "نیچه" آن را خوب یافته است: "خواست قدرت". فردیتِ نیما،شاملو، فروغ و رؤیایی وحتا این اواخر، فردیت امثال براهنی و باباچاهی، فردیت منفعل و درون نگری نیست که شاعر را ازمسیرتحول درعرصه و جنبه ی عمومی کارش باز دارد.از این اسامی، چه شاعرانی که متعهّد اند و با ادبیات متعهّدشان شناخته می شوند و چه شاعرانی که سرسختانه با تعهّد و تعهّد گرایی درشعرمی ستیزند هردوگروه، در تئوری و اجرای شعرشان و گفت و گوهایی که در حواشی آنها داشته اند، نشان داده اند که اوّلاً، از مسیری که در آن قرار گرفته اند و موقعیّتی که در آن ایستاده اند با اطلاع اند و ثانیاً، به حرکت رو به جلو، چه درشعر خویش و چه درعرصه ی عمومی شعر "می اندیشند"، که این خود، مستلزم تخریبِ ساخت و سازهای فکری و شکلی پیشین و برساختن فکر و ذکری تازه است؛ که هم رد و نشانی از فردیت شاعردرخود دارد و هم حکایت از "جوهر زنده" و "فعل تحول" موجود در او و جریان شعر زمانه اش است. زندگی و شعر سپهری اما، نازک طبع تر، درون گرا تر و محافظه کارتر از آن بود که نسبتی با خواست قدرت داشته باشد. تنها چیزی که شاید سپهری را در ساحت اندیشه، اندکی معاصر زمانه اش می کرد رفتارالتقاطی او بود در آمیزش عرفان ایرانی و شرق دور. مقدمه ی او بر "آوار آفتاب" (1340) حکایت از نگاه تقابلی اوست به حکمت شرق و فلسفه ی غرب (استراتژی کتاب آبی) و بالطّبع، در ستایش عرفان شرق و نیز ستایش کائنات؛ آن هم در زمانه ای که شاعرنوپرداز به دنبال شناخت خود و جایگاه خود به عنوان "فاعل شناخت" است و اتفاقاً می خواهد که از سلطه ی کائنات بگریزد و فاصله ای جدّی از چارچوب ها وبسته بندی های شکلی و فکری پیش از خود بگیرد.خواست قدرت، درجریان شعرمعاصر، درمبارزه با چند سده ذهنیت گرایی، درونگرایی قدسی ، عرفانی گری های مخرب و این دست وابستگی ها، خود را نشان می دهد و یا لااقل باید نشان می داد.چهل سال اما پس از "افسانه"، بازگشت سپهری و یا مخالف خوانی های امثال احمدرضا احمدی ( با کاربست نوستالژی، معصومیت و کودکانگی) و بیژن الهی ( با به قول خودش عرفان کردن در شعر) و ... در برابر مدرنیزاسیون فکری و اجتماعی تازه پا گرفته ی آن دوره، در خود سخنی دارد. اینکه درغرب، صدها سال می گذرد تا به شکلی جدّی به انتقاد از مدرنیته بپردازند و در ما، چیزی کمتر از چند دهه! آن هم از مدرنیته ای که شاید اصلاً اتفاق نیافتاد! در این رفتار هم، سخنی است. و آن، "ناموزونی تاریخیِ" معروفی است که دستش از همان سالها رو شده است؛ فضای حلقویِ دیر پا و بازگشتی ابدی که در خود، بستر فکری و اجتماعی مدوّر و مکرّری ساخته و پرداخته اند که درعصرتفوّق تکنولوژی و صنعت، به شکل ترحّم آمیزی معاصر "فئودالیزم" است! و"شیفته" و با این حال "مرعوب" از نظام استبداد و  الگوی شبان – رمگی و تمام آن چیزهایی است که باعث می شود درنظرگاه لااقل شاعرما، ورود مدرنیسم چیزی از جنس "هجوم مغول" باشد! خود آنچه که باعث می شود شاعر، صرفاً به کودکی پناه ببرد، به طبیعت بگریزد و به عرفان بیامیزد و تا جایی که می تواند این دست تشبّث ها را درشت نمایی کند و تمهید ها را عریان . عدم توازنی که گویی از این مُلک و تاریخ معاصرِاندیشه اش سرزمین عجایبی ساخته و از سپهری و امثال او، شمایلِ شاعرانی در سرزمین عجایب.(فرزاد قناعت پور )

 

کد امنیتی:   
 [9 نظر]

نغمه
Iran, Islamic Republic of
5 خرداد 1390   ساعت: 14:52:38

سلام چطور میتونیم شعر رو براتون ارسال کنیم . با تشکر


صحبت نو :ایمیل کنید یا بیاورید دفتر نشریه .بازار امام فاز 3پلاک 48

 
مسلم
Iran, Islamic Republic of
5 خرداد 1390   ساعت: 14:48:24

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد \ نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت \ ولی بسیار مشتاقم که از خاکِ گلویم سوتکی سازد \ گلویم سوتکی باشد به دست \ طفلکی گستاخ و بازیگوش \ و او یک ریزو پی در پی \ دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد \ بدینسان بشکند او، سکوت مرگبارم را. دکتر علی شریعتی

 
لاری
Iran, Islamic Republic of
3 خرداد 1390   ساعت: 08:24:28

بد نیست درباره پروژه ورزشگاه 3 هزار نفری در لار مطلبی هم بنویسید...فکر کنم این خبر از چند خبر تازتون خیلی بهتر باشه...

 
سينا سينايي
Iran, Islamic Republic of
2 خرداد 1390   ساعت: 21:50:12

صحبت نو خوابي؟ سرپرست استانداری فارس منصوب شد اين هم آدرس خبر: اميدوارم نظرم رو درج كنيد... http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=1319264

 
حرف حق
Iran, Islamic Republic of
2 خرداد 1390   ساعت: 19:43:30

آموزش و پرورش >31 ارديبهشت 1390 - 11:01:23 كجا بوديد وقتي دانش آموز لارستاني مقام چهارم كشوري خوارزمي را آورد و يا همين فرد(روح الله خرم بخت) از سوال امتحان نهايي فيزيك كشوري اشكال گرفته بود و سرپرست تيم فيزيك استان و يكي از مسئولين كشور در اين زمينه دهانشان از تعجب باز مانده بود كه چه قدر زيبا ايشان استدلال كرده بودند لطفا دانش آموزاني را كه در مدرسه اي غير از نمونه دولتي شهيد فراست درس ميخوانند را جز شهروندان به حساب بياوريد و تفاوتي بين دانش آموزان قرار ندهيد ایمیل: سایت: چرا اين نظر را پاسخ نگفتيد؟؟!! احتمالا حرف اين فرد صحيح بوده و شما پاسخي براي اين نداشتيد در سايتي نوشته بود غول هاي اقتصادي جهان به دلايل مختلف در حضور جمع و دوربين ها عذر خواهي كردند اما ماها...

 
م.ص.جاهد
Iran, Islamic Republic of
2 خرداد 1390   ساعت: 02:17:03

احسنت.از فریدون مشیری غافل نشوید

 
پاسخ فريدون مشيري به شعر سهراب
Iran, Islamic Republic of
2 خرداد 1390   ساعت: 02:15:30

من دلم مي‌خواهد/ خانه‌اي داشته باشم پر دوست/ کنج هر ديوارش/ دوستهايم بنشينند آرام/ گل بگو گل بشنو/ هرکسي مي‌خواهد/ وارد خانه پر عشق و صفايم گردد/ يک سبد بوي گل سرخ/ به من هديه کند/ شرط وارد گشتن/ شست و شوي دلهاست/ شرط آن داشتن/ يک دل بي‌رنگ و رياست/ بر درش برگ گلي مي‌کوبم/ روي آن با قلم سبز بهار/ مي‌نويسم اي يار/ خانه‌ي ما اينجاست/ تا که سهراب نپرسد دگر/ خانه دوست کجاست؟

 
خانه دوست كجاست؟
Iran, Islamic Republic of
2 خرداد 1390   ساعت: 02:12:41

در فلق بود كه پرسيد سوار/ آسمان مكثي كرد/ رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت/ به تاريكي شن‌ها بخشيد/ و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:/ نرسيده به درخت،/ كوچه باغي ست كه از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه‌ي پرهاي صداقت آبي است/ مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،/ پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،/ دو قدم مانده به گل،/ پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني/ و ترا ترسي شفاف فرا مي‌گيرد/ در صميمت سيال فضا، خش خشي مي‌شنوي:/ كودكي مي‌بيني/ رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه‌ي نور و از او مي‌پرسي/ خانه دوست کجاست؟

 
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
2 خرداد 1390   ساعت: 02:04:54

آفتاب رو بیارید بالاتر.خیلی ته افتاده.بعد از فرهنگ و ادب بذارید.ممنونیم.

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام