راشد انصاری(خالوراشد)
قصیده ی میخیه!
زمان انتشار: 6 دي 1396 ساعت 23:38:17
تعداد بازدید: 88
کرده ام کنکاش در دنیای میخ
ار فلانِ میخ تا آن جایِ میخ!
یک نفر می گفت تنها جسم؟ نه
جان فدای قامت رعنای میخ
میخ اگر گردد کسی بر میخِ ما
بوسه خواهد زد به سر تا پای میخ
سوزن تَه گِرد می گردد خجل
چون که می بیند قد و بالای میخ
می شود هر جا فرو بی دردسر
آفرین بر همت والای میخ!
میخ اگر کج شد از اول، لاجرم
می رود تا عرش واویلای میخ
با وجود این همه جنس لطیف
بنده دارم باز هم سودای میخ
میخ گاهی سخت مجنون می شود
تخته باشد بی گمان لیلای میخ
مته برقی در کنارش کوچک است
او کجا و قدرت بالای میخ...
قلدری را برده از بابا به ارث
مرحبا بر جد و بر آبای میخ
در میانِ میخ های حرفه ای
میخ فولادی شده آقای(۱)میخ
خط من میخی ست، شعرم همچنین
دفترم سر تا به پا امضای میخ
من ولی یک عمر سالم مانده ام
گر چه بودم غرق در دریای میخ
میخ تان ایمن بماند از گزند
با توام نجار ، ای اوسای میخ
من که می خوانم برای دوستان
از درون حنجره، از نای میخ،
لذتی دارد میانِ انجمن...
شعرخوانی در شب یلدای میخ
کاش روزی تخته های روزگار
جور می شد جمع شان منهای میخ
کارها از بیخ، میخ آلوده اند
هدیه و توبیخ با پهنای! میخ
میخ ها هم صوتی و تصویری اند
از صدای میخ تا سیمای میخ
میزگرد از هر جناحی دیده ام
یک نفر اصل است با اعضای میخ
بعد از این، این مُلک میخستان شود
با همین اشعار بس زیبای میخ
گفت شخصی از گروهِ پر فشار!
بنده هستم عضوی از اعضای میخ!
با چکش سرکوب کردم روز قبل
کودتای دشمنِ فردای میخ
جز نشستن بر دلِ اجسام سفت
چیست ای مردم مگر معنای میخ؟!
آخر از این شهرِ میخی! می روم
بعد ازین یا جای من یا جای میخ!
پی نوشت:
۱- این آقای گل، چیزی است در مایه های آقای گل
 در لیگ برتر فوتبال!
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام