عنایت الله نامور
قحطی سال 1322 در اوز
زمان انتشار: 22 بهمن 1396 ساعت 22:51:08
تعداد بازدید: 1192
« سی پره نوشته » قدیمی  ؛ نوشته هائی است بر حاشیه سی پاره  قرآن  و بنا به ابن که اغلب در مجالس ترحیم درگذشتگان نوشته شده بدیهی است که حاوی مطالبی درباره فوت شدگان باشد . البته تقریا تمامی انها همین را در بر دارد . ولی گاهی در نوشته ای بر همان « سی پره » ها مطالبی هم درج می شوند که خبری عام است و وضعیت اجتماعی مردم را در یک برهه نشان می دهد . نوشته زیر را زنده یاد محمد امین شریف زاده بر یک سی پره قدیمی در سال 1322 شمسی نوشته است . و حکایت از جنگ دوم جهانی دارد و قحطی و گرسنگی و کمی باران .و نهایت هم قیمت بعضی از مایحتاج مردم را آورده است . این نوشته دست اولی است که درباره قحطی آن سالها باقی مانده است.
 
 همه ما درباره قحطی و کمبود توشه مردم و کمی بارندگی و کم ابی در حین جنگ دوم جهانی در اوز مطالبی را شنیده ایم . ولی این نوشته در واقع به صرف شنیده ها اکتفا ندارد بلکه وضعیت را در همان حال که بوده است بر ما آشکار می کند . درباره علل و عوامل قحطی های منطقه فارس و بوِیژه جنوب فارس از ابتدای جنگ اول جهانی تا پایان جنگ دوم مطالب بالنسبه فراوانی در دست است و تحقیقات خوبی شده است . ایران در آن فتره صحنه کشمکش و رقابت های بین دو کشور روسیه در شمال و انگلیس در جنوب بود. هریک از انها به دنبال تامین منافع خود بودند و دم از حمایت از ایران می زدند .مردم جنوب فارس در آن زمان گرفتار خشکسالی های پیاپی و حضور نیروهای متفقین بودند . فارس  در معرض عبور و حمل و نقل متفقین قرار داشت که همین امر بر اقتصاد منطقه آسیب شدیدی می زد . در رابطه با علل این قحطی ها می توان به عوامل طبیعی اشاره کرد . خرابی و عدم وجود جاده ها یک عامل عمده بود. سیل و زلزله هم مزید بر علت می شد و همان جاده های خراب را ویران می کرد. مثلا در 1310 سه زلزله متوالی از بستک تا لنگه را خراب کرد . خشکسالی هم عامل طبیعی دیگری بود که موجبات قحطی شدید شده است . در بعضی از نوشته های روزنامه های قدیمی مثل اطلاعات در سال 1311 اشاره به کمبود شدید آب در مناطقی نظیر دشتستان شده و نوشته اند که آب اب انبارها هم تمام شده و مردم آب را از خارج می آوره اند . نظیر این خشکسالی را من خودم در سال 1341 در اوز دیده ام . آب تمامی برکه تمام شد و برکه های خارج از شهر هم چندان آبی نداشت و مردم ساعتها برای یک حلبی اب در « برد اشتر- چاهی در شمال اوز - » صف بسته بودند .گاهی هم می شد که هجوم ملخ ها هم مزید بر علت گشته و باعث از بین رفتن بسیاری از محصولات مورد احتیاج شود . از دیگر عوامل غیر طبیعی می توان به نا امن بودن تمامی جاده های قافله رو اشاره کرد .
 
 در دوره قاجار اصولا عقیده حاکمان بر این بود که بین مناطق تجت حکم نبایستی جاده های هموار ساخته شود چراکه دشمن می تواند به آسانی به شهرها دسترسی داشته باشد . برای همین هم اصولا فکر ساختن جاده ها نبودند . همین امر و عدم دسترسی نظامیان به مناطق دور افتاده باعث می شد که دزدی از کاروانها امر ساده و رایجی باشد و کمتر می شد که دزدها دستگیر شوند . در بحبوحه خشکسالی همیشه احکتار رو می داد و بعضی ها برای طمع غلات و مایحتاج را در انبارها جمع اوری می کردند تا به قیمت گزافی بفروشند . کشاورزان هم از بیم قحطی در خانه هاشان غلات را ذخیرمی کردند و همین امر بر شدت قحطی می افزود.
 
حضور نیرو های بیگانه در فارس مثل پلیس جنوب که هم هندی هایی بودند که همراه انگلیس ها امده بودند و هم عشایری که از قحطی خانه خراب شده بودند باعث می شد تا آن بیگا نگان از آذوقه مردم محلی برداشت کنند . و این امر بر کمبود ها می افزود . ضمن این که حضور همین نیرو ها و عبور و مرور آنها باعث خرابی مزارع و کشاورزی هم می شد . انگلیس ها بلافاصه بعد از جنگ اول جهانی در شیراز شروع به خرید گندم به هر قیمتی از مردم کردند و چندی نگذشت که مردم دیگر گندمی نداشتند و محتاج شدند .در این رابطه آنچه که در اوز روی می داد را هم می توان به راحتی تصور کرد .
جنگ جهانی دوم که از سال 1318 با حمله هیتلر صدراعظم آلمان به لهستان آغاز گردید و مدت 7 سال به طول انجامید.
 
 در حین آشفته بازاری کلانتری اوز به مرحوم محمدیوسف محمودی رسید. در سه سال اول کلانتری از نظر امنیتی آسوده خاطر به امور روزمره مردم رسیدگی می نموده است.
 
در امنیت سخت گیرانه  رضا شاهی با حضور قوای ژاندارمری در اقصی نقاط لارستان مردم بدون دغدغه از سارقین در تردد بودند اما از سوم شهریور 1320 با اشغال ایران آن امنیت از بین رفت با خلع سلاح عوامل  سلطنت رضاشاه ؛ تفنگ چیان قدیم  هم  قبلا بدون سلاح شده  بودند.  اکنون جاده ها توسط اشرار مسدود و روستاها غارت می شد. مرحوم محمودی با مراجعه به هنگ لارستان جهت حفاظت اوز توانست مقداری تفنگ گرفته و آنها را در اختیار تفنگ چیان قدیمی نهاده تا بتوانند چنانچه اشرار به اوز هجوم آوردند از اوز دفاع کنند.بعد از اشغال ایران و استعفای رضاشاه نا امنی گسترده در فارس به وجود آمد. طغیان ایل قشقائی به تلافی کشته شدن صولت الدوله در زندانهای رضاشاهی شهرهای فارس مورد تعرض قرار داده با چپاول روستاهای اطراف اوز و عدم بارندگی دست به دست هم داده و روزگار تیره ای برای اوز رقم زده شد. 
 
مرحوم محمودی (ناظم) با مراجعه مکرر به فرمانداری لارستان و درخواست کمک جهت جلوگیری از مرگ و میر مردم در اثر گرسنگی نتیجه ای عایدش نشد. اقتدار دولت از بین رفته بود اگر آذوقه ای در انبارها مانده بود باید به قوای اشغال کننده تحویل داده می شد. غذاهای بیشتر مردم هسته خرما شده بود. شاه تازه به تخت نشسته فقط در کاخ خویش فرمانروایی می کرد. کاری به کار کسی نداشت و کسی هم به حرفش گوش نمی کرد. تعداد زیادی از مردم از ترس گرسنگی از اوز فرار کردند که شاید بتوانند خود را به جائی برسانند که قحطی نباشد خیلی از آنان در راه از گرسنگی تلف شدند بدون آنکه نام و نشانی از آنان بجا بماند. در چنین اوضاع و احوالی افرادی بودند که از آب گل آلود ماهی می گرفتند با احتکار ارزاق و وارد کردن اجناس قاچاق به ثروت افسانه ای دست یافتند.
 
البته این وضع ناگوار با همت نیکوکاران اوز چندان دوام نداشت و نهایتا آنها با ارسال قافله هایی از منطقه داراب گندمی که از خراسان رسیده بود خریدند و به اوز وارد کرده و بین مردم تقسیم نمودند. سال بعد هم بارندگی خوب بود و کشت کار به ثمر نشست و به تدریج مردم از قحطی نجات یافتند. ................................
 متن « سی پره نوشته » را با هم می خوانیم .برای سهولت در پرانتز کلماتی اضافه شده است : 
 
« پنجمین سال محاربات و مجادلات بین دول یورپ و آفریق و آسیا در جریان ( است ) . بر اثر این جنگ پر آتش بی سابقه میلونها و هزار ها نفوس بشر( از ) التهاب اسلحه های مدافعین از بین رفته ( اند ) و مخلوق خدا در مضیقه و مهلکه و برهنه و گرسنه مانده ( اند ) . گرانی ماکولات و ملبوسات رو زافزون ( است ) و قیمت لوازم زندگی مردم را در هراس ( افکنده است ).تا امروز که 5 محرم 63 ( برابر با 11 دی ماه 1322 = 2 ژانویه 1944 ) می باشد و 12 روز ( از ) چهل روز زمستانی گذشته ؛ خداوند فضل رحمت نفرموده برای کاشتن « بَش » باران خیلی کم آمد و اهالی آنچه در قوه داشتند کاشتند . خداوند واصل رحمت فرماید و عموم بندگان خدا آسوده گردند . آنچه که قیمت ارزاق و غیره است :گندم 35 ریال برنج 90 ریال روغن 180 ریال خرما 30 ریال هیزم یک من یک ریال ذغال 8 ریال جو 28 ریال سایر چیزها معلوم .قند روسی 45 ریال -- محمد امین شریف زاده --» .
 
.....................................................................................
منابع 1-علل و عوامل قحطی های فارس بین سالهای 1914 – 1945 ...نوشته ظریفه کاظمی مدرس دانشگاه پیام نور مرو دشت ...فصلنامه پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران بهار و تابستان 1392 2- عصر اوز شهریور 1392...نوشته ای از عبدالله کمالی دررابطه با قحطی اوز 3- فارس و جنگ بین الملل ....از فریدون آدمیت
 
عنایت الله نامور
1389 دبی
 
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام