دل را بتکانید/ محمد جاوید
زمان انتشار: 20 اسفند 1396 ساعت 23:19:33
تعداد بازدید: 273
چون سال جدید آمده با تنبک و با تار ،‌دل را بتکانید
این واقعه هر سال شود یک سره تکرار، دل را بتکانید
 
خود را شَل و پـَل کرده و یعنی که تمیزید؟،البته عزیزید!
جای کمد و قالی و مبل و کت و شلوار، دل را بتکانید
 
یک سال نه شُستید و نه رُفتید و نه سُفتید،البته که گفتید!
حالا که شده موسم رُفتیدن بسیار، دل را بتکانید
 
یخچال به این گُندگی و هیکل ناجور، شد یک شبه چون حور
اما دل پانصد گرمی مانده سر ِ کار، دل را بتکانید
 
فرشی که زپا و کمر انداخته ما را، نه یا که شما را
از شدت شستن شده مثل گچ دیوار، دل را بتکانید
 
سالی دلتان مخزنی از نفرت و کین شد، با غصه عجین شد
با ذره ای از خوش دلی و اندکی ایثار، دل را بتکانید
 
گفتید فلان ابن فلان کرده به من پشت، یا این که زده مُشت
وقت است ببوسید زهم گونه و رخسار،دل را بتکانید
 
گویی سونامی آمده از دست تکان ها، درکل مکان ها
تا کی بتکانید زخود دستک و دستار؟ دل را بتکانید
 
هر سال تکان می خورد اسباب و لوازم، دکتر؟ بله لازم
امسال علیرغم تکان های بد ِ پار، دل را بتکانید
 
گر خانۀ دل را بتکانید پریدید، فردا که ندیدید!
شاید ملک الموت شود شایق دیدار، دل را بتکانید
 
آهسته وپیوسته ولی دل بتکانید،گر پیر و جوانید
گیرید از این واقعۀ نادره آمار، دل را بتکانید
 
لالایی بلد هست اگر حضرت  جاوید، ای وای که خندید؟
گویید به او این همه یک ریز نخواند، دل را بتکاند!
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام