دکتر مهران صولتی
چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟!
زمان انتشار: 20 اسفند 1396 ساعت 23:19:12
تعداد بازدید: 299
در ایران امروز باید از سیاست به عنوان  درمان دردها و درد بی درمان نام برد! درمان دردها است، چون در هر محفل و مجلسی بی اختیار همه بحث ها به آن ختم می شود و همه راه حل ها سیاسی به نظر می رسد! همچنین درد بی درمان است چون معلوم نیست که چگونه قرار است این همه مسائل و گفتگوهای سیاسی زمانی به سرانجام برسد! و همین می شود که سایه اش دست از سر ما بر نمی دارد و در هر فضای حقیقی و مجازی آرام و یواشکی به میانه بحث می خزد و منطق خود را بر هر عرصه تخصصی و عمومی تحمیل کرده و عنان گفتگوها را به دست می گیرد! در این میان هم نهیب همیشگی بحث سیاسی ممنوع! کمتر خریدار می یابد و باز روز از نو و روزی از نو! ولی چرا سیاست و بحث های سیاسی تا این حد برای جامعه ایران جذاب است که می توان امتداد آن از درون تاکسی ها تا جلسات دانشگاهی، و از فضاهای واقعی تا گروه های حتی تخصصی تلگرامی هم رهگیری کرد؟
سخن گفتن از سیاست نیاز به تخصص ندارد: هر چند که در ایران همواره می توان بدون داشتن مهارت اظهار نظر کرد، ولی گویا در مسائل سیاسی به همان اندک تخصص نیز نیازی وجود ندارد. یادش بخیر! استادی در درس جامعه شناسی سیاسی داشتیم که صریحا می گفت رانندگان تاکسی تحلیل های
دقیق تری از ما دارند! واقعیت این است که چیرگی نظریه توطئه بر بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران موجب پررونق شدن تحلیل های دائی جان ناپلئونی در ایران شده است! تازه این تحلیل های دم دستی بیشتر هم در ذهن مخاطب می نشیند و ماندگار می شود!
 
 سیاست، کانون نارسایی های ساختاری است: همه بیش و کم در ایران فهمیده اند که تا سیاست در این دیار سامان نگیرد بسیاری از امور حل و فصل نمی شود! از فساد گسترده و مناقشات جناحی بگیرید تا عدم اجماع بر سر بحران های موجود، همه و همه پیشاپیش سیاسی هستند! در حقیقت مردم این را خوب فهمیده اند که کانون بسیاری از معضلات ساختاری نوعی چالش پرهزینه سیاسی است که ترکش هایش را حوزه های دیگری مانند اقتصاد، فرهنگ و آموزش و پرورش متحمل می شوند!
 
سیاست گستره امکان و عرصه ای پیش بینی ناپذیر است: سیاست به تعبیر رسای ژاک دریدا عبارت از  تصمیم در شرایط عدم تصمیم است! سیاست از محدودیت های ساختاری می گریزد و چون با سیاستمدار نسبتی محکم دارد می تواند پیش بینی ناپذیری انسان را هم از او وام بگیرد! همین است که سخن گفتن از سیاست را برای مردم جذاب می کند؛ طوماری که به تدریج گشوده می شود و امکان های جدید و غیر منتظره خلق می کند. آن هم در کشوری که کوتاه مدت بودن ویژگی بارز عرصه سیاسی آن می باشد!
 سخن از سیاست، راز گشایی از یک معما است: سیاست در ایران به دلیل پیچیدگی تاریخی، عدم شفافیت و خطراتی که برای افشاگران پشت پرده اش به همراه آورده است، همواره شگفت  و هراسناک بوده است! از همین رو گفتن و شنیدن از رازهای آن نیز امری شجاعانه و جذاب تلقی می شده است! فقدان شفافیتی که نه تنها می تواند شما را از آوردن سند برای اثبات ادعاهای تان بی نیاز نماید بلکه خود می تواند سیاست را به کانونی برای تولید شایعات عجیب تبدیل کند! بگذریم از اینکه سر نخ کشف این معما در تحلیل ها نیز همواره در دستان افرادی خارج از مرزها قرار داشته است!
 
 سخن گفتن از سیاست در جوامع بسته نوعی نمایش مقاومت است: در جوامعی که مردم از ایجاد تغییر معناداری در سرنوشت سیاسی خود محرومند سخن گفتن از سیاست چیزی بیش از یک اظهار نظر ساده می باشد! جلوه ای از مقاومت در قبال نظمی سیاسی که شهروندان را از خود بیگانه ساخته است! در چنین وضعیتی ناراضیان می کوشند که از سیاست و معماهای نامکشوف آن حساسیت زدایی کرده و هر چه بیشتر آن را مبتذل سازند. افزایش جوک های سیاسی از جمله مصادیق چنین وضعیتی هستند!
 
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام