مجتبی نجفی
به استقلال خواهی دموکراتیک نیازمندیم نه اقتدارگرایانه
زمان انتشار: 19 مرداد 1397 ساعت 12:10:37
تعداد بازدید: 141
سخنان اخیر پمپئو در جمع تعدادی از مخالفان ایرانی و درخواست تعدادی از کاربران ایرانی تویئتر  برای عدم دخالت آمریکا در امور داخلی ایران، بار دیگر بحث استقلال خواهی را مطرح  و این بار هم بیشتر از همه، این نام و تصویر مصدق بود که به عنوان نماد استقلالخواهی ایرانی در بسیاری از توییت ها نقش بست.
اما رنج آورترین قسمت صحبت های وزیر امور خارجه آمریکا اشاره او به فساد مسئولان کشور است که بعید می دانم حتی خود مسئولان نظام منکر حجم گسترده فساد در ایران بشوند. باور پذیر بودن ادعای وزیر خارجه آمریکا برای طیف عمده ای از ایرانی ها که نسبت به فقدان اراده جدی در مبارزه با فساد،  عصبانی هستند بزرگترین شکست برای جمهوری اسلامی است. شما تصورکنید وزیر خارجه وقت آمریکا می خواست در مورد فساد مصدق و وزرایش بگوید.  به کدام مورد باید اشاره می کرد  تا سخنانش در نظر مردم باور پذیر می شد؟
 
وقتی از ضرورت استقلال صحبت می کنیم و به ویژه زمانی که به مصدّق ارجاع می دهیم باید در تعریف استقلال هم وجهه بین المللی اش را در نظر گرفت هم  وجهه داخلی اش را. استقلال، آزادی از هر گونه دخالت نامشروع خارجی و رهایی از سلطه هر گونه سازکار استبدادی است. یعنی ملت مستقل، هم  در داخل تصمیم گیرنده سرنوشت خویش است و هم در خارج اجازه نمی دهد بر امورات داخلی اش استیلا یابند. برای همین مصدق  در پیامی خطاب به  مردم می گوید: من ماموریت موکلین خود را قبول نکردم و به این مجلس پا نگذاشتم مگر برای یک مبارزه‌ مقدس و  برای نیل به یک مقصود عالی: در سیاست داخلی برقراری اصول مشروطیت و آزادی و در سیاست خارجی برقراری سیاست موازنه‌ی منفی.
 
در نظر مصدق، خیانت به منافع عالی ملت صرفا وادادگی در برابر زورگویی خارجی نبود بلکه او هر گونه تخطّی از آزادی قلم و بیان را  در ردیف خیانت به ملت می دانست و بر همین مبنا تا آخرین روز زندگی اش هم برای رهایی ملتش از استیلای خارجی تلاش کرد و هم با استبداد داخلی مبارزه کرد.
 
امروز ما بیشتر از هر چیز به تفسیری دموکراتیک از استقلال نیاز داریم که هم به اصل محدودیت قدرت  و تحقق حاکمیت ملت در امور داخلی و هم استقلال و رهایی از سلطه خارجی بها دهد. هر گونه تفسیر اقتدارگرایانه از استقلال، سرانجامی جز مدل هایی که به فروپاشی داخلی  یا تسلیم در برابر قدرت خارجی رسیده اند ندارد. همراهی مردم  با سیاست خارجی یک کشور بیشتر از هر چیز، نیازمند پیوند ملت و حاکمیت است. پیوندی که  به خاطر فساد گسترده، نظارت استصوابی، نظارت ناپذیر بودن نهاد قدرت، دخالت نظامیان در همه امور چه  سیاست داخلی و چه سیاست خارجی، از هم گسسته شده است. به عنوان نمونه  دفاع از نظامی گری در سیاست داخلی و خارجی با  مفهوم ملت مستقل تضاد دارد.
در تفسیر دموکراتیک از استقلال خواهی نمی توان از  نظامی گری چه در سیاست داخلی چه خارجی دفاع کرد.
 
واقعیت امر اینجاست نمی توان مردمی را پشت سیاست خارجی بسیج کرد که در تدوین رئوس کلی آن نقشی ندارند. مردمی که احساس می کنند رای و نظر آنها در اداره کشور اهمیّتی ندارد و اقلیّت
محافظه کار که در خوش بینانه ترین حالت نماینده 20 درصد از مردم ایران هستند به نام آنها حکومت می کنند.
خوانش جمهوری اسلامی و بهتر بگوییم هسته سخت قدرت  از استقلال، اقتدارگرایانه بوده و در این خوانش آنچه غایب است مردم هستند. دفاع از استقلال کشور در برابر تعدّی خارجی، نیازمند
جامعه ای باز، پرتحرک، مولّد با آموزه های دفا ع از میهن است. وقتی در جامعه ای فساد،  سیستماتیک، افسارگسیخته و سرطانی می شود مطمئن باشید میهن دوستی و تعلّق به مای جمعی تضعیف شده است.
 
امروز مقابله با تهدید خارجی بدون توجه به عناصر داخلی ناممکن است. مسئولان جمهوری اسلامی اگر علاقه  مند به استقلال کشور هستند بیش از هر چیز به ملّتی مستقل از بند استبداد بیندیشند و البته تناقض اینجاست مسئولانی که به نظارت ناپذیری و منش استبدادی خو کرده اند  توانایی درک پیام این متن را ندارند و تنها در  تغییر موازنه  قوا و فشار مردمی است که این واقعیت ها بر آنها تحمیل می شود. در نتیجه هر گونه کنش برای نظارت پذیر کردن قدرت، تقویت جامعه مدنی، آزادی رسانه ها، شیشه ای کردن تاریکخانه های فساد در راستای دفاع از استقلال کشور است.
 
استقلال واقعی کشور در همان سخن مصدق خلاصه می شد: رعایت آزادی های بنیادین در داخل و اتّخاذ سیاست موازنه منفی در عرصه بین الملل. این سیاست به این معنی است با جامعه ای مسلح به قدرت شهروندان آزاد و مسئول، با جهان بدون شعار مرگ بر این و آن تعامل کنیم و از منافع ملی در برابر زیاده خواهی ها محافظت.
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام