احسان محمدی:
دژخیم درون مان را رام کنیم!
زمان انتشار: 19 مرداد 1397 ساعت 12:13:32
تعداد بازدید: 145
در دوران تفتیش عقاید، کلیسای کاتولیک مخالفانش را به شدت شکنجه می کرد. یکی از این ابزار له کننده سر بود. ابزاری شبیه گیره های بزرگ که سر قربانی را درون آن می گذاشتند.
شکنجه گر به آهستگی پیچ را می‌چرخاند تا نوار فلزی به جمجمه فشار بیاورد و سر را له کند. قربانی به آرامی‌ و با دردی وحشتناک، جان می داد. البته پیش از آن، چشمهایش از حدقه در
می آمد!
 
هر روز بیشتر به این نتیجه می رسم که درون ما یک شکنجه گر کز کرده است. ربطی ندارد که در چه جایگاهی باشیم. کلیددار زندان، راننده تاکسی، دانشجو، یک زن خانه دار یا دختری که دارد برای کنکور درس می خواند.
 
ما می توانیم دیکتاتورهای کوچک اما ترسناکی باشیم. لازم نیست حتماً هیتلر باشیم با یک لشکر، استالین باشیم با تبعیدگاهی به وسعت سیبری،ابوبکر بغدادی باشیم با یک مشت زامبی گوش به فرمان.
این روزها کافی است یک گوشی موبایل دست مان باشد تا به همه چیز و همه کس حمله کنیم. هر کس که مثل ما فکر نمی کند، مثل ما نمی نویسد، هنرمند محبوب ما را دوست ندارد، به حزب سیاسی ما علاقه ندارد، به بازیگر و خواننده و فوتبالیست دوست داشتنی ما ارادتی ندارد... آن وقت چون له کننده سر نداریم، به او فحاشی می کنیم. به خودش، همسر و دختر و مادرش و...
 
بی وقفه حاکمیت را نقد می کنیم که آزادی بیان را محدود می کند اما خودمان مدام می خواهیم همدیگر را وادار کنیم که مثل ما حرف بزنند، فکر کنند، دوست داشته باشند، دنیا را ببینند... دقیقاً مثل ما! در غیر اینصورت مستحق هر توهین و تحقیری هستند.
 
احمد شاملو سال ها مورد فحاشی قرار گرفت که چرا به فردوسی نقد وارد کرده، این روزها اگر کسی به شاملو نقد وارد کند مورد فحاشی قرار می گیرد که تو اصلاً کی هستی به شاملو نقد وارد کنی؟! دنیای مضحکی است.
 
 هر روز کسانی را می بینم که به اظهارنظر یک بازیگر، یک نویسنده، یک ورزشکار و... واکنش نشان می دهند که تو بیخود می کنی اینطور می نویسی! تو بیجا کردی اینطور فکر کردی، به چه حقی اینطور واکنش نشان دادی؟ و...
 
چرا؟ چون طرف نظر او را نمی پسندد و نگاهش با نگاه او فرق می کند. حتی در همین صفحه کوچک  برخی اصرار دارند که من دقیقاً مثل آنها فکر کنم و بنویسم!
 
 اگر قرار بود مثلاً من عین شما لباس می پوشیدم، حرف می زدم، می نوشتم، فکر می کردم و... که خدا همان شما را می آفرید و چه نیازی به آفریدن باقی مردم دنیا بود؟
 
لطف زندگی به همین رنگین کمان افکار و سلایق است. به اندازه کافی در این کشور آدم هایی داریم که عین هم لباس می پوشند، حرف می زنند و کپی پیست هم هستند! چه اصراری داریم شکل هم شویم؟!
هر وقت و هرجا کسی حرفی زد که نپسندیدیم و عصبانی شدیم، به جای توهین و حمله، آرام به خودمان بگوییم: او دشمن ما نیست، ما فقط مثل هم فکر نمی کنیم. همین!
 
تا دیکتاتور درون مان را رام نکنیم، دیکتاتورها روی زمین حکم خواهند راند!
 
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام