محسن مهدیان:
از صف های دهه 60 تا صف های امروز
زمان انتشار: 13 شهريور 1397 ساعت 01:58:50
تعداد بازدید: 106
صف ایستادن در دهه 60 تنها برای نان و نفت نبود. بسیاری از نیازهای مردم در صف ها ارائه می شد. حتی خرید روزنامه و سیگار. سهمیه ها نیز به قاعده جمعیت و بدون بازار سیاه، متفاوت بود. مثلا به گزارش کیهان وقت، سهمیه سیگار امام زاده قاسم 6 بسته ومحله دارآباد 3 بسته بود. ایستادن در صف الگوی اقتصادی و پیوند دهنده اجتماعی میان مردم بود.
 ایستادن در صف قواعدی داشت و احکامی بر آن حاکم بود. مثلا خروج از صف تقریبا ناممکن بود مگر برای آنانکه از ابتدا به این الگو تن نداده بودند و بدلیل توان بالای اقتصادی  زندگی مستقلی داشتند. البته این افراد به سرعت در بین مردم حذف و تحقیر می شدند و در متن مردم قرار نداشتند.
 
 خلاصه اینکه کسی در صف تخلف نمی کرد. کسی خارج از صف نمی امد و مردم بدون کنترل بیرونی نظم این صف ها را خودجوش حفظ می کردند.
 
 صف خود به خود یک سامانه کنترلی درست کرده بود که نه تنها انضباط صف، بلکه نظام اقتصادی در جامعه را هم سامان بخشیده  و نوعی کنترل در مصرف غیرضرور و تظاهری ایجاد کرده بود. نظام کنترلی صف که ابتدا ساختاری بود بعدها به نظم خودجوش آگاهانه در دیگر بخش های زندگی تبدیل شده بود. اما امروز صف ها تنها وتنها به قاعده سوداگری قابل تحلیل است. صف هائی که اخلال گر نظم اقتصادی است و آدم ها در صف ارز و طلا و خودرو می ایستند تا رندی کنند و میانبر بزنند که از روزگار عقب نمانند و به دولت رخ نشان دهند.  ریشه این تفاوت را باید در رابطه مردم با حاکمیت تحلیل کرد. وقتی مردم رابطه شان با حاکمیت را تقویت کنند و اعتماد دوسویه ایجاد شود، سرمایه ای شکل می گیرد که می تواند.

کاستی های اقتصادی را تبدیل به یک داشته اجتماعی کند. دفاع مقدس قدرت وحدت آفرینی و تبدیل کمبودها به یک سرمایه قابل اعتنا داشت. امروز هم تحریم ها نیازمند چنین بستر و شرایطی است. مردم ما همان مردمند؛ رابطه این مردم با یکدیگر نیز همان است. تنها تفاوت امروز و دیروز در رابطه مردم با حاکمیت است که یکروز سرمایه دولت بودند و امروز آسیب دولت. این دولت بماند یا نماند، تا این بی اعتباری ترمیم نشود، آب از آب تکان نمی خورد و سنگ روی سنگ بند نمی شود.
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام