رئوف آذری دبیر کارگروه سوادرسانه ای و مسئولیت اجتماعی انجمن سواد رسانه ای ایران:
ظهور وب نگاران زرد،ابهام زایی در جامعه و ضرورت آموزش سواد رسانه ای
زمان انتشار: 13 شهريور 1397 ساعت 01:57:37
تعداد بازدید: 121
 وب نگاران زرد – اصطلاح روزنامه نگاری زرد عبارتی است که در غرب از آن تحت عنوان Yellow Journalism یاد می‌کنند. روند تولد چنین نشریاتی، با نشریات شهر نیویورک در دهه ۱۸۹۰ آغاز شد. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین نشریه‌ای که بنیان روزنامه‌نگاری زرد را از نظر جذب مخاطب و نه محتوای آن پایه‌ریزی کرد، نیویورک سان  (New York Sun) بود.مجله گونه‌های روزنامه‌نگاری این نشریه در سال ۱۸۸۳ متولد شد.
نیویورک سان نشریه‌ای بود با قیمت یک پنی كه در واقع همين ارزان بودنش سبب فروش زیاد آن شد. از سوی دیگر نیویورک سان بنیانگذار دوره‌ای از نشریات است که در غرب به آنها نشریات یک پنی (penny press) گفته می‌شود. نشریات یک پنی هم تقریباً مانند روزنامه‌نگاری زرد به میدان وارد شدند. نشریات یک پنی تیترهای بسیار درشتی داشتند و این تیترهای درشت به این دلیل استفاده می‌شد که شاید در آن مقطع فکر می‌کردند حتی یک پنی هم برای خرید نشریات زیاد است، بنابراین آنها را روی دیوارهای شهر نصب می‌کردند تا رهگذران بتوانندتیترها را راحت بخوانند و یا حتی اگر دلیجانی از خیابان می‌گذشت، سرنشینان آن بتوانند از موضوع روز مطلع شوند. نشریات یک پنی در واقع روزنامه‌هایی کاملاً مردمی بودند که خبر را برای مردم تولید می‌کردند. اما در قرن نوزدهم چرخشی در این پدیده به وجود می‌آید و روزنامه‌نگاری از تولید خبر برای مردم، به سمت تولید خبر برای بازار کشانده می‌شود.
 
دوران بعد از نشریه سان:
در سال ۱۸۹۶ ژوزف پولیترز (۱۸۴۷-۱۹۹۱) (Joseph Pulitzer) نشریه‌ای را منتشر می‌کرد به نام نيويورك ورلد (New York World) که با هر شیوه‌ای تلاش می‌کرد تا تعداد مخاطبانش را بالا برده و تیتراژش را افزایش دهد و طبعاً در این ابزارها خشونت و سکس حرف اول را می‌زد. در همین دوران ویلیام راندولف هرست (۱۸۶۳-۱۹۵۱) (William Randolph Hearst) هم نشریه‌ای را منتشر می‌کرد به نام نیویورک مورنینگ ژورنال (New York Morning Journal). این نشریه با نشریه پولیترز به رقابت پرداخت و جنگ این دو نشریه بر سر تیتراژ آغاز شد.
 
اما چرا روزنامه‌نگاری زرد؟
به دلیل این که ابتدا پولیترز در نشریه خودش یک شخصیت کارتونی خلق کرد که به آن اصطلاحاً Yellow Kid (بچه زرد) می‌گفتند. پس از ظهور این شخصیت در نشریه پولیترز ، هرست هم بلافاصله به یک کاریکاتوریست سفارش یک شخصیت مشابه را داد و در واقع به این ترتیب بود که پدیده بچه زرد متولد و مظهر درگیری این دو روزنامه وسپس نماد روزنامه‌نگاری جنجالی شد. سپس رقابت آغاز شد و ضمیمه‌های رنگی و عکس‌های بزرگ و تیترهای درشت ابزار این مبارزه شد و آرام‌آرام Yellow Kid سمبل یک نوع روزنامه‌نگاری شد که به روزنامه‌نگاری زرد شهرت یافت.” (یونس شکرخواه، همشهری آنلاین،۱۸ مرداد ۱۳۸۶) اجازه دهید نگارنده با الهام از فحوای روزنامه نگاری زرد و رسانه های زرد، واژه ترکیبی “وب نگار زرد” Yellow webliographer را برای اولین بار طرح کند. رسانه های تلویزیونی و ماهواره ای، رادیویی و مکتوب هر یک سهمی از رسالت اطلاع رسانی را برعهده دارند و در این میان اخلاق حرفه ای رسانه حکم می کند، آنچه که دست اول و واقعی است منعکس گردد تا مخاطبان به برداشت درست بر مبنای واقعیت، برسند!  در طول عمر زندگی خود، کم تر رسانه ای رسمی یافته ام که بی دخالت جغرافیا، ایدئولوژی(آسمانی یا زمینی)،مذهب، نژاد،زبان، و سپهر سیاسی و گردانندگان، به نقل اخبار و گزارش خبری پرداخته باشد، حال اگر رسانه های غیررسمی و ویژه تر شبکه های اجتماعی که میزان آموزش حرفه ای اپراتورهای شان حداقلی بوده یا اصلا” محلی از اعراب نداشته، را ملاک بگیریم که شرایط دوگونه و چندوجهی خواهد بود! امروز ذیل سایه انقلاب ارتباطات و انفجار اطلاعات، هر کس، قلمی دیجیتالی یا صفحه ای هوشمند دم دست خود بیند بی محابا و بی تحقیق و کند و کاو، هر آنچه رسانه ها و کارگردانان پشت صحنه و نیز “وب نگاران مأمور” نگاشته اند، تکثیر می کنند و خود در دام ”تور زردِ“ وب نگاران زرد، گرفتار می شوند و همان یک واژه های کارگردان ساخت، را تکثیر و منتشر می کنند تا قافل را درمیدان و بازار مجازی نباخت باشند اینان با تلفیق بخشی ”حداقلی از واقعیات“ به “حداکثری از حدسیات”، چنان فضای قضاوت را وهم آلود کرده اند که تشخیص ”سره“ از ”ناصره“ را سخت نموده اند! از یک طرف وب نگارانی ظهور کرده اند که لقب ”شهروند خبرنگار“ به خود گرفته اند که در لحظه و آنلاینند و سر صحنه حضور دارند و می توانند و می باید درست بنگارند و به اندازه و مربوط! بسیاری از اینان حرفه ای عمل می کنند و به گاه می نگارند و به اندازه و متناسب با واقع پیرامونی شان و همین سبب شده تا در محافل عمومی و تخصصی، دلخوش باشیم به ظهور و بروز چنین تک نگاران و تصویرنگاران و واژه نگاران وب محور و فعال در شبکه های اجتماعی که بی شک اینان خواهند بود که رسالت رکن چهارم دموکراسی را برعهده خواهند گرفت و الفبای حکومت مردم بر مردم را نهادینه خواهند کرد... و شاید همان دلخوشی باشد که استاد بزرگ توسعه کشور، دکتررنانی عزیز، اشاره می کنند که: “علی رغم همه این‌ها، من امید فراوان دارم که همین شبکه‌های مجازی پر آسیب، مقدمات ورود گسترده‌ی جامعه ایران به چارک چهارم توسعه را فراهم آورند. انشاء الله.”(چارک توسعه،۲۷بهمن۹۶- تارنمای رسمی محسن رنانی) از آن سوی، متأسفانه شاهدیم که برخی از اینان نیز گاه، تحت تاثیر ایدئولوژی فکری، شرایط خاص و نیز وابستگی و دلبستگی حزبی شان، دلبخواه یا مرجع بخواه و یا رسانه بخواه، می نگارند و بسیار پیش می آید که حداقل های حرفه ای زیرپا گذاشته می شود و “اخلاق” در معامله با ایدئولوژی یا گرایش فکری، سیاسی و حزبی، قربانی می شود! در سال های اخیر رسانه های اجتماعی و در رأس آنان، شبکه های اجتماعی فیس بوک،توییتر،وایبر، واتساپ و ویژه تر تلگرام و اینستاگرام در ایران ما، نقش بارزی در اطلاع رسانی به موقع و شکستن انحصار رسانه ای ایفاکرده اند! “وب نگاران” در فضای شبکه های اجتماعی، خود، در نقش تولیدکنندگان و توزیع کنندگان همزمان اطلاعات عمل کرده اند و همین دریچه هایی از امید به نهادینه شدن رکن چهارم دموکراسی گشوده و امیدزا شده ولی با کمال تأسف، از طرفی همین تولید و انتشار همزمانی، وقتی که از تخصص حرفه ای به دورمانده است، آسیب زا و اُمیدزدا شده است! در قسم دوم داستان رسانه ها و شبکه های اجتماعی در طول این سال ها، همواره شاهد آسیب هایی در حوزه های گوناگون دینی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و... بوده ایم! از جمله آنها، بروز و ظهور جریان های انحرافی در دین و مذهب، گروه های زیرزمینی سیاسی کار و متلون صفت، و نیز گروه های مافیایی مالی و نیز اخلاق ستیزان مأمور و تابوشکن بوده ایم! در این مقال، سعی مان بر اینست که مراد از “وب نگار زرد” را تشریح کنیم و سپس راهکاری برای فرار از ”زردنگاری وب نگاران“ پیشنهاد کنیم. ”وب نگار زرد“ از منظر نگارنده، اُپراتوری است که پشت دستگاه کامپیوتر، لب تاب و گوشی هوشمندش، مدام در حال رصد فضای مجازی است و بر مبنای کاوش هایش در این فضا، انگشت بر کیبورد یا صفحه هوشمند می کشد یا قلم دیجیتالی اش را به چرخش وامی دارد و آنلاین و در لحظه می نگارد و بلافاصله، نگاشته اش را بر بستر اینترنت سوار می کند! منبع، مر‌جع و مأخذ اطلاعاتی”وب نگار زرد“، همان فضای مجازی، وبسایت ها، و بیشتر پیج های فیسبوکی،اینستاگرامی، توییتری، شبکه ها و کانال های تلگرامی و... است و خارج از آن نیز شاید گاه گداری رسانه های تصویری ماهواره ای و یاحرف و حدیث های محفلی یا درون گروهی نیز مورد امعان نظر قرار گیرند! ”وب نگار زرد“، معمولا بر محورهایی تأکید دارد که تمرکز بر آنها، تحت تأثير فضای حاصل از کنش کارگردانان یا ”رسانه های زرد“ به راحتی می تواند، ذهن مخاطب را با خود همراه کند و تا ناکجاآباد ذهنی گاه موقت و گاه درازدامن اما باز موقت پیش برد...در این فضای ملتهب اما آماده، ”وب نگار زرد“ تلاش می کند، ”بچه زرد“ یا همان شخصیت کارتونی یا بهتر بنویسیم کاریکاتوری خود را با استفاده از داده های پیرایش شده کارگردانان یا ”روزنامه نگاران زرد“ خلق کند و به قولی از آب گل آلود، ماهی خود را به تور می زند و سریع تر از آن در ویترین بازار مجازی، عرضه می دارد! جالب اینجاست که چون دنیای واقعی که معمولا بزهکاران بیشتر از نیکوکاران گرد هم حلقه می زنند و انرژی شان را در هم زنجیر می کنند، ”وب نگاران زرد“ نیز بسیار راحت در کنش و واکنشی لحظه ای، همدیگر را می یابند و شبکه ای از ”وب نگاران زرد“ شکل می گیرد و در کسری از ساعت، محتوای نگاشته شده، توسط ”وب نگار زرد“، با واسطه گری ”پیرو نگاران زرد“ تکثیر شده و باز نشر می شود به نحوی که سنگینی آن بر فضای مجازی مشهود و هویداست... فصل مشترک ”وب نگاران زرد“ را می توان در چند محور ذیل خلاصه کرد:
 
 ۱-برخط بودن و آنلاین بودن تقریبا” ۲۴ ساعته یا اکثر اوقات شبانه روز
 
۲-برچشم داشتن عینک بدبینی و در دست نهادن قلم بد نگار
 
۳-تمرکز بر نقاط افتراقی و بهره گیری از انبر فصل
 
۴-حذر دادن صوری دیگران از تشکیلات و سازمان در حین اشتغال خود در چارچوب کارتشکیلاتی و گروهی
 
۵-خود را حق مطلق پنداشتن و حصر نیکی ها در دایره خود و گروه زردنگاران
 
۶-اتهام زنی،برچسب تراشی و دامن زدن بر توهم توطئه
 
۷-تحمیل باور و عقاید خود به هر روش ممکن
 
۸-حصر جغرافیای ملیت، قومیت و سیاست در دایره دُگم خود
 
۹-دشمنی واضح با مستند نگاری و دوستی افراطی با مبهم نگاری
 
۱۰-بهره گیری از نام کاربری کاذب و تصویر پروفایل دور از ذهن
 
و...
 
مخلص کلام ”وب نگار زرد“ تمام انرژی خود را بکار می گیرد تا ضمن دستیابی به ”یک پنی های“ بسیار در بازار رسانه[کسب منفعت مادی]، در عرصه رقابت سیاسی نیز، چنان حریف-به زعم خودشان- را زمین گیر کنند که دیگر مجالی برای بلند شدنش، باقی نماند! از مصادیق ”وب نگاران زرد“ در دنیای امروز ما، می توان مدیران گروه ها و کانال های تلگرامی جوشیده در افکار جریان ها و احزاب خاص، و نیز برخی سلبریتی های شبکه ساز مجازی را نام برد که عطش بسیاری برای مجهول الهویه نگاری، شایعه سازی و مصداق نگاری ”بگم بگم“ های سیاسی کاران بیگانه با علم سیاست دارند... در تداوم این مجموعه حداقلی، متأسفانه جمعی حداکثری و جویای نام نیز ظهور کرده اند که باز نگارنده عنوان ”پیرو نگاران زرد“ را برازنده شان می داند. اینان نیز بی محابا و بدون هیچ تحقیق و تفحص و راستی آزمایی، هر آنچه ”وب نگاران زرد“ و ”سلبریتی های متولد شده در فضای مجازی“، بر بستر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی از خود یا دیگری سوار می کنند، بی ملاحظه، در چشم بر هم زدنی و کسری از ثانیه، البته چشم بسته نیز به اتاق های گروهی و پیچ های عمومی منتقل و پرت می کنند و بدین منوال، عطش خودشیفتگی شان را سیراب می کنند! حاصل کار فعالیت ”وب نگاران زرد“ روزمزد بگیر و “پیرونگاران زرد ” خودشیفته، کاشتن بذر
” توهم“ و پرورش جوانه “بی اعتمادی” است و این در درازدامن، جاده صاف کن ”خصلت واگرایی“ و بر هم زدن “روح همگرایی” خواهد شد که سرانجام آن، شکل گیری جزایری با مجموعه هایی “پوچ گرا” و نهیلیست خواهد بود که از مراوده، ارتباطات، تعامل و همزیستی چیزی جز، ”برچسب زنی“،”توهین“،”افترا“، ”تابو شکنی“، ”هنجارستیزی“ و ”خودحق مطلق پنداری“، نمی شناسند و از سیاست و علم اداره مدن و تدبیرجمعی نیز، جز آن بخش ماکیاولی و قربانی ”وسیله“ به پای ”هدف“، اثری باقی نمی گذارند! البته اینان(وب نگاران زرد و پیرونگاران زرد)و در رأس هر دو کارگردانان شان، شاید در حبابی از بی خبری شهروندان از بازی های شطرنجی سپهرسیاست و نیز نقصان سواد رسانه ای بتوانند برای دوره زمانی محدود، سر مردم را شیره مالیده و با آسمان و ریسمان دوختن واژگان، غرض نگاری کرده و جو را مسموم و آب را گل آلود نمایند اما حتم باید دانست که فقر ”سیاست دانی“ شهروندان و نقصان در توان تحلیل بازی های شطرنجی سیاستمداران ماکیاول پیشه، درازدامن نخواهد بود و مردمان سیاست زده ایران امروز، بلاخره راهی خواهند گشود تا در مدارس علوم سیاسی روز، ”الفبای سیاست“ را به ”سواد رسانه ای“ منبعث از تلاش کارشناسان اکادمیک و شناسنامه دار آن حوزه، پیوند زنند و آنگاه سره از ناسره بازشناسند و آنی دانند که باید بدانند و آنی فهمند که شایسته فهم شان باشد... صدالبته این روزها که بیش از هر زمانی به ”همدلی“، ”همگرایی“، و تلاش برای توسعه ”صلح“ و ”مهربانی“ نیازمندیم، بر دلسوزان این آب و خاک و میهن و نشتیمان، واجب است، همت گمارند اگر که چند صباحی در مکتب سیاسیون، علم سیاست خوانده اند به پرداخت زکات آن همت گمارند و آنان که پیشتاز سوادرسانه ای اند، در انتقال آن به نسل امروز و فردا تلاش نمایند تا بیش از این، شهروندان روشن ضمیر این خاک پرگهر، در فقر سواد سیاسی و رسانه ای، بازیچه ”کارگردانان زرد“
”وب نگاران زرد“ و ”پیرو نگاران زرد مسلک“ نشوند و خود با‌ پاشیدن رنگ ”سبز“ به زندگی و ”سفید“ به ”همزیستی“، فضای مجازی را به جولانگاه ”کبوتران“ سبکبالی تبدیل کنند که جوانه ”بلوط مهربانی“ در پنجه، آسمان ”آبی“ را برای رساندن ”پیام امید و اعتماد“ گز می کنند... ختم کلام اینکه امید می رود اراده متولیان بر تمهید پروژه های آموزش محور ”الفبای سیاست“ و ”سواد رسانه ای“ چون راهبرد رهایی از ”ابهام زایی“ رسانه های زرد، ”وب نگاران زرد“ و ”پیرونگاران زرد“ متمرکز گردد و این پیش نیازها، به گاه، به اندازه و پیش برنده، توسط متولیان اطلاعاتی و ارتباطی و نیز خبرنگاران حرفه ای و کارشناسان آکادمیکی و مدرسان شناسنامه دار، به علاقه مندان به بروز و ظهور در فضای رسانه ای و مجازی منتقل گردد...
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام