حامد مقدم
نکاتی در باب «گزارش نماینده مردم لارستان، خنج و گراش در خصوص ارتقای اوز و استان لارستان»
زمان انتشار: 21 شهريور 1398 ساعت 21:37:47
تعداد بازدید: 479
محتوای این نامه حاکی از آن است که از زمان طرح مسئله انتزاع اوز، تقاضای اخذ امتیاز ادارات کل برای لارستان (بعنوان مطالبه عمومی) مطرح شده تا به این طریق، پیوند و ارتباط مناطقی که جدا می شوند، با لارستان حفظ شود. 
هر چند که پیشتر، نماینده محترم با همراهی برخی از «بزرگان قوم»، با انتزاع اوز موافقت کرده بودند؛ لیکن تعویق این موضوع بدون کسب امتیاز، با تلاشهای ایشان صورت گرفته است که این تلاش نباید نادیده گرفته شود. اما سوال من از نماینده محترم این است که آیا شما در مقوله ای تخصصی (تقسیمات کشوری) هم مانند همیشه، به سراغ معتمدین محلی می روید؟ خواهشم این است که لااقل یک بار هم که شده، بصورت شفاف نام کسانی که در این مشورتها شرکت داشته اند و این نسخه را برایمان پیچیده اند مشخص بفرمائید. دقیقا شش ماه پیش از پایان دولت محمود احمدی نژاد (حدود شش سال پیش) پیشنهاد تهیه «طرح مجموعه شهری» را به حضرتعالی دادم (و حتی ملزومات آنرا بررسی کرده و به حضورتان اعلام نمودم) که نیازی به مصوبه مجلس نداشت و کارکردی هر چند ضعیف، اما مشابه داشت و می توانست در تمام زمینه ها اعمال شود. اما این پیشنهاد، قربانی پیگیری نافرجام ادارات کل شد. این فقط یک نمونه از پیشنهادات قابل اعتنائی است که هر گاه توسط یک متخصص به شما ارائه شد، ارجحیت بر جلسه با معتمدین یا نظرات برخی اعضای دفترتان بود. آیا این بزرگان قوم با چنین مقولاتی آشنا بودند؟! آیا خودشان نباید به این درک رسیده باشند که در این امور باید به نماینده بگویند که نیاز به مشاوره تخصصی دارد؟ سالهاست که از سر دلسوزی به شما عرض کرده ایم که دایره محدود نیروهای دفتر شما، بر بنای حذف نیروها استوار شده و شما هم همواره قول تغییر داده اید و این تغییر هرگز اتفاق نیفتاده است.
 
- دقیقا در بند بعدی، موضوع دخالتها و ممانعتهای برخی مقامات ذی نفوذ دولت در مناسبات منطقه ای مطرح شده است. این دخالتها موضوع تازه ای نیست! در جریان طرح موضوع دو اداره کل و حتی بعدا، اداره کل راهداری و حمل و نقل (که یک حق مسلم بود)، همواره ما از این مداخله گران شکست خوردیم. چرا که در چهل سال گذشته همه مدیران ما منجمله شما بجای نیروسازی، نیروسوزی کرده اند. هر چه آنها مهره چینی کردند، ما نیروهایمان را عقب نگه داشتیم. مضمون این جملات شما، استیصالی است که دردی چند ده ساله از عملکرد مدیرانمان در درون خود نهفته دارد. حتی نیروهای توانمند منطقه و مدیران و نمایندگان اسبق هم، علیرغم نفوذ و ارتباطاتشان، به همکاری و همدلی طلبیده نشده اند و از اغلب اقدامات این گزارش بی اطلاعند. اینکه شما از امتیاز تذکر و سوال در مجلس و استیضاح وزرای دخالت کننده، (با وجود رسوائی های جدی در عملکردشان)، استفاده نمی کنید، شبهه دیگری است که می طلبد در این خصوص پاسخگو باشید. جلسات مکرر سالهای گذشته ایشان با اهالی بخشهای مدعی انتزاع لارستان، موضوعی نیست که شما در قبالش سکوت اتخاذ کنید تا کار به اینجا بکشد. نیک می دانیم که همانها هستند که از ترس موقعیت احتمالی شما در دولت آینده، اصرار دارند تا دقیقا در آستانه انتخابات، موضوع انتزاع اوز رقم بخورد؛ و چه بسا برای جایگزینی شما هم، نیروئی پرورانده باشند! اما متاسفانه عملکرد شما و عدم برخورد با ایشان و رفتارتان در مقابل نیروهای منطقه مزید بر علت شده تا در باب چنین موضوع مهمی، اختلاف در رویه وجود داشته باشد. 
 
- ما می دانیم که لارستان از جمله مناطقی است که بخشهای مستعد ارتقا دارد. شاید لازم بود که خیلی پیشتر، بجای اجازه دادن به نمایندگان دیگر مناطق یا وزرای دولت برای دخالت در بخشهایمان، خودمان با مردم روراست حرف میزدیم و به ایشان می گفتیم که این، راهی است اجتناب ناپذیر. نیک می دانید که هیچ نماینده ای در لارستان، پس از انتزاع یک بخش دیگر نتوانست اعتماد عمومی را جلب کند. چرا که همواره مسائل از مردم پنهان می ماند. آیا نمی شد خودمان با بخشها جلساتی بگیریم و از ایشان بخواهیم در کنار تلاش برای انتزاع، با ما برای کسب امتیاز ادارات کل همکاری نمایند؟ آیا اگر گراشیها می دانستند که از دستاورد ادارات کل، یکی هم نصیب ایشان می شود و ما در برادری خود با ایشان صادق هستیم، باز هم با ما مخالفت می کردند؟ آیا این برادری و همسوئی، از آمال ما لارستانیها نیست؟ آیا این تصمیمات راهبردی، نیازمند یک اتاق فکر راهبردی نبود تا در نهایت به کمک معتمدین اجرائی شود؟ و آیا این اتاقهای فکر در همه زمینه ها، در این هفت سال و اندی، تشکیل شده است و تداوم داشته است؟ یا فقط به وقت استیصال دست به دامن معتمدین محلی شده ایم و بیشتر از آنکه تصمیمی اتخاذ شود، تصمیمات از پیش گرفته شده، به کمک ایشان به اطلاع مردم میرسید؟
 
- در بند بعدی، به اصرار استاندار برای انجام این کار اشاره شده است. استانداری که در ابتدا مورد حمایت شما بود، الان در مقابل شما قرار گرفته است و این یعنی نفوذ مناطق همجوار در استان و در دولت، بیش از شماست. آیا موثرین ما در شیراز که با حمایت شما امتیاز چند میلیاردی را از جیب مردم لارستان اخذ نموده اند، امروز نباید نقش واقعی خود را در استان ایفا نمایند؟ چه چیزی ایشان را تا بدینجا بی تفاوت و یا حتی سوء استفاده گر نموده است تا بنشینند و بجای پیگیری خواست مردم لارستان، پیگیر مقاصد سیاسی خود و تعیین کاندیدا برای مردم لار (پس از انتزاع اوز و حذف احتمالی شما از گزینه های اصلی) باشند؟ اینجا نقش راهبری شما می طلبید که اگر همراهی صورت نمی گیرد، با مردم واضح سخن بگوئید. ضمنا، استاندار و دولت محترم باید توسط شما مطلع می گردیدند که زخمهای سال 88 در جریان تقسیمات لارستان هنوز خوب نشده است و واقعه اخیر کازرون، فارس را کانون بحران اجتماعی و سیاسی کرده است و عبور سلامت از این تقسیمات جدید، درایت ایشان و رضایت مردم لارستان را می طلبد؛ آن هم در آستانه انتخابات مجلس. از طرفی، وزارتخانه ای که خودش وظیفه تامین امنیت کشور را عهده دار است، نباید در جائی که احتمال تنش در این مقطع حساس کشور هست، دخالت کند و وظایف ملی اش را رها کرده و به موضوعات منطقه ای بپردازد. بدیهی است این مداخلات بایستی توسط شما و البته مردم، به اطلاع مقامات عالی رتبه نظام می رسید.
 
- ظاهرا پس از آنکه موضوع ادارات کل با مخالفت و دخالت ذی نفوذان در دولت، متوقف مانده است، در تقابل با ایشان و استاندار، موضوع تشکیل استان جدید مطرح شده است. طبیعی است وقتی که موضوع ساده تر ادارات کل، با مخالفت این ذی نفوذان مواجه شده، ماجرای تشکیل استان جدید، به خواب و خیال شبیه است؛ چرا که حداقل ملزومات آن، یعنی همدلی و همگرائی منطقه ای حاصل نشده است. 
 
- علیرغم آنکه پیگیریهای شما همگی می توانست در صورت تحقق، به نفع منطقه تمام شود، لیکن آن همدلی و هم صدائی که در این امور برای موفقیت نیاز هست، در منطقه دیده نمی شود. چرا که از طرفی، غیر از مردم لار، دیگر مناطق در ارتقاء ادارات و حتی مسئله استان شدن، (که یک مقوله همه شمول است و بر آینده مشترک همه ما موثر است)، به مشورت و همراهی طلبیده نشده اند و کمکهای ایشان، نادیده گرفته شده؛ و از طرفی، علیرغم آنکه همگان بر اصولگرا بودن شما اذعان کامل دارند، در این گزارش که خطاب به عموم مردم لارستان و در باب موضوعی همه شمول است، قید «اصولگرا بودن»، آنقدر در ذوق مخاطب، بد می نشیند که در مکالمات اخیرم با برخی اهالی منطقه، اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، گله مند نحوه تنظیم این گزارشند و ناخود آگاه بخشی از اهالی منطقه از شمول همکاری مستثنی می گردند که این رویه به خودی خود، اسباب گسست در همدلی است.
 
- بسیاری از منتقدین بر این باورند که اخذ هر امتیازی در قبال انتزاع اوز، می تواند کارکردی انتخاباتی داشته باشد و در این مقطع که خیلی از افراد در تلاش برای جلب افکار عمومی به سمت خود هستند، ترجیح قلبی شان بر شکست شماست تا موفقیت شما در این کارزار! و حتی برخی تعمدا آب به آسیاب تقابل می ریزند. لذا وقتی قلبا قصد شما بر سربلندی و موفقیت لارستان باشد، می طلبد که اعتمادسازی لازم صورت گیرد و همه تلاشگران در حصول این موفقیت احتمالی (حتی رقبای شما) به مردم معرفی گردند و رقابت انتخاباتی از سلامت لازم برخوردار باشد و بدین گونه،  راه برای همکاری و همدلی عمومی هموارتر گردد.
 
- حفظ پیوندهای منطقه ای پس از انتزاع، لزوما از کانال امتیازات اداری و سیاسی بدست نمی آید. پایه اشتراکات ما، زبان و قومیت و جغرافیا و «سرنوشت محتوم مشترک ماست» و البته، مراودات اجتماعی و اقتصادی. لذا آنچه بایستی بیشتر مدنظر شما می بود، تقویت امکانات اقتصادی و خدمات در مرکز است.
 
- انتزاع مناطق بدون حصول امتیاز، لزوما خسران نیست. اما اگر امتیازی بدست آید برای کل منطقه بهتر است. لذا اوزیهای عزیز نیز از این امکاناتی که بدست خواهد آمد بهره خواهند برد. پس تعجیل در ارتقا بدون کسب امتیاز، خواسته همان ذی نفوذان در دولت، و به زیان کل منطقه است و لاریها بایستی در باب این مسائل با بخشها و خصوصا اوزیها جلسات مشترکی برگزار نمایند و «تعهدات لازم را به ایشان بدهند» و ایشان را نیز در این مسیر همراه نمایند و البته تمام تلاشها باید بر حفظ اتحاد (علیرغم کوتاهی ها) معطوف باشد. اگر درخواست تعویق توسط ایشان مطرح گردد امکان هر شیطنتی هم از بین خواهد رفت. بی شک، این بار نیز اوزیها می توانند لطف بزرگ دیگری به لارستانیها بنمایند...
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال