نقش شاعران در زندگی اجتماعی مردم اوز
زمان انتشار: 12 ارديبهشت 1393 ساعت 16:36:27
تعداد بازدید: 4056
همه می دانیم که کشور ایران همیشه و در هر شرایطی کانون شعر و فرهنگ و ادب و هنر بوده است. تعداد بسیار زیادی از ضرب المثل ها، متل ها و بازی های بچگانه منظوم وشعر هستند.
 لارستان و منطقه اوز به طور فطری شعر گرای و شعر دوست هستند. لالایی هایی که برای خواباندن بچه ها در گهواره خوانده می شود همه شعر هستند. بازی های کودکانه در این مناطق نوعا منظوم هستند و یا این که عبارت موزون دارند و این سیر فرهنگی در زندگی ایرانیان بویژه مردم لارستان ادامه دارد. 
 
 هنگام فرا رسیدن مرگ باز می بینیم سوگ سروده ها با زبان شعر هستند. و حتی در سنگ مزار نیز شعر می نویسند. بهرحال زندگی مردم منطقه از تولد تا مرگ به نوعی آمیخته با شعر و شاعری است. البته می دانیم این شعرها مبنایی بر خدا باوری، خوش اخلافی و مهربانی، عشق، جدائی و خردورزی است. شعر در لارستان بویژه شهرهای لار و اوز یک پدیده فرهنگی – هنری فردی و خصوصی نیست چون پیوسته شعر از بطن و متن جامعه بلند شده و شاعر احساسات قلبی و ماحصل اندیشه و ذوق و دانایی خود را به زبان شعر برای مردم بیان کرده است.
 
 اگر از شاعر بلند آوازه ایران که شاهنامه بزرگ خود را با این بیت ماندگار آغاز می کند و می سراید: به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه بر نگذرد تا شاعران محلی لارستان و اوز چه آنانی که شهره هستند و چه کسانی که ناشناخته مانده اند، همه توانسته اند بر زندگی اجتماعی مردم منطقه تاثیر گذار باشند. 
 
وقتی مروان خرم روز شاعر روستای محلچه اوز می سراید: جانم هوای کوی جانان کرده امشب/ یارم جدل با دین و ایمان کرده امشب وی از عشق و عوارض احتمالی آن می گوید و یا سکینه نوروزی اهل فیشور اوز در مورد مادر می سراید: وقتی که بیدار شدم، ستاره ای را کنار بالینم دیدم، بی خوابیش را خواندم، مهرش را آموختم.
 
 با همین ابیات ملاحظه کنید شاعر تحت تاثیر رویدادهای زمانه سعی می کنید تاثیر گذار باشد و شعرهای آنان باعث تفکر مخاطبان شده است. شیخ سعدی می سراید: ای معلم تو نیک می دانی/ خو پذیراست نفس انسانی و یا بیت زیبای منصور پدرام که چه زیبا از آّب و برکه منطقه می گوید: اَچِلَ ی داغ تا وِ سوتِکِ تاو وَ یَک دَس کوزا و یک دسَ سک رو و محمد کریمی نژاد شاعر اهل می سراید: گذر کردم زگلزار ادیبان/ بخواندم دفتر اشعار ایشان/ زهر باغی گلی چیدم معطر / بشد جانم زبوی آن معنبر
 
 تاثیرات ادبیات و نوشته ها بر روی یک شاعر آنقدر عمیق و مشخص است که سروده ها را باغ گلستان نامیده و ارزش ادبیات را چقدر بالا برده است. به خاطر دارم در دوران کودکی دختر بچه ها در یک بازی محلی به دو دسته تقسیم می شدند و گروهی می خواندند: آی ننه هاوش بردام (Inana havosh bordam) گروهی دیگر جواب می دادند: خداکِ بَبَه زنده به(khoda ke baba zenda be) یعنی گروه اول می گفتند ای مادر مرا آب برد و گروه بعدی جواب می داد خدا کند که پدر زنده باشه
 
 و این تاثیر فوق العاده اشعار به روی کودکان در جایگاه و ابهت پدر خانواده است که یعنی تا پدر است تو در امن و امانی و دغدغه ای نیست. بهرحال منطقه لارستان در طول تاریخ، توانسته است مردان و زنان بزرگی را بپروراند که مولانا عبدالغفور لاری، قطب الدین لاری، تائب اوزی، مولوی اوزی، ملامحمد نامی از جمله شاعران بزرگ گذشته منطقه بودند که اشعار آنان تاثیرات زیادی در زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم داشته است.
 
 وقتی تائب اوزی می گوید: تو شیرینی و تائب همچو فرهاد/ غمش سنگین چو کوه بیستون است در این تشبیه ضمن معرفی داستان شیرین و فرهاد و کوه بیستون در ایران می توان دریافت که چگونه او با دانش خویش توانسته است در زندگی مردم تاثیرات زیاد داشته باشد.
 
 یا وقتی سیلوانا سلمانپور شاعره محبوب شهر اوز درباره روز زن می سراید: دیروز روز زن بود، دیروز روز همسر اما بیچاره همسرم آنقدر غرق بود در عرصه تلاش مکرر در ازدحام تلخ فراموشی که حتی نتوانست یک جمله شادباش بگوید و... 
 
در پایان اشعارش می گوید: در عرصه زنانگی خویش، مردانه می خروشم و..... مدفونم اگر به عمق این شعر توجه کنیم او ضمن مخاطب بودن در عرصه اجتماعی و زندگی ولی مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد و هشدار هم می دهد. اگر بخواهیم از تمام شاعران لارستانی و حتی منطقه اوز ذکر کنیم این مقاله را یارای آن نتوان بود.
 
 و در اینجا به عنوان نمونه بسنده کرده و باید ذکر شود. که بی تردید شاعرن منطقه در هنگام سرایش به اجتماع واقعی نظر داشته و این همه تاکید بر روی فراق و دوری را که ملاحظه می کنیم شاید جدایی از آرمان ها، رفاه اجتماعی و آنچه حق مردم است را مد نظر داشته اند. و بطور قطع و یقین برای بهسازی جامعه و رساندن آن به مرحله صلاح و فلاح می سروده اند. و بی شک سروده های آنان نیز توانسته است در تحولات زندگی مردم تاثیر گذار باشد.
 

 

کد امنیتی:   
 [1 نظر]

اوزي
Iran, Islamic Republic of
28 دي 1395   ساعت: 23:23:21

من چند بار اين مقاله راخواندم وهر بار لذت بردم ، چرا نام نويسنده آن كه گويا آقاى احمد خضرى است ننوشتيد ؟

 
لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام