نقدی بر کتاب "نهل تا سودابگرد"/ محمد سعید دانشور
زمان انتشار: 5 آذر 1392 ساعت 00:13:32
تعداد بازدید: 3600
به تازگی کتابی با موضوع بررسی تاریخ و فرهنگ آبادی های بخش اشکنان فارس با عنوان از نهل تا سودابگرد نوشته جوان محقق آقای ایوب محمودی روانه بازار کتاب شده است. این کتاب در 436 صفحه به معرفی تفصیلی بخش اشکنان و روستاها و آبادی های تابعه می پردازد؛ اگرچه تلاش و جدیت مولف محترم در گردآوری مطالب کتاب که از لابلای کتاب خود را نشان می دهد ستودنی و غیرقابل انکار است اما مواردی نیز وجود دارد که قابل نقد و بررسی بیشتر می باشد. 
 
 
 - 
در این نوشتار نگارنده بر آن است که به سه مورد از آن اشاره نماید. اگر چه کل مطالب یاد شده در کتاب در حوزه مطالعه و تحقیق این جانب نمی باشد اما مواردی در کتاب عنوان شده که با توجه به تحقیقات و مطالعات نگارنده در این حوزه، جای بررسی و تامل بیشتری دارد و شایسته است مولف محترم بدان ها عنایت داشته باشد.
 
الف) در صفحه 39 و 40 کتاب ضمن چاپ تصاویری در مورد کوه گاوبست آمده است: " ... برای نخستین بار و با استفاده از تصاویر ماهواره ای ما به وجود دو چشمۀ آبی بزرگ در ارتفاع 2000 متری این رشته کوه پی بردیم که در نوع خود یک کشف بزرگ است...." 
 
در این خصوص باید توجه داشت این دو چشمه ای که از آن به نام کشفی بزرگ یاد شده است به نظر می رسد همان گودال هایی عمیق و عریضی هستند که در گویش محلی عماددهی به آن ها برستو/bærestu/ می گویند و چنان که گقته شد عبارتند از گودال هایی است که محل تجمع آب باران است که از صدها سال پیش منبع تأمین آب عشایر کوه نشین و دام های آنان است و نیز محل آمدوشد دوستداران طبیعت و کوه؛ دورتادور آن ها را کوه فرا گرفته است و نه چشمه ای موجود است و نه سرچشمه که از آن رودی جاری شود( چنان که عکس ها نیزنشان می دهند)؛ و چند گودال دیگرنیز به همین نام در ارتفاعات پایین تر با همین کاربری وجود دارد، دورتادور این گودال ها را سنگ چین نموده اند. البته فرضیه ای نیز موجود است که این گودال ها محل برخورد شهاب سنگ هایی است که در قرن ها پیش به کوه گاوبست اصابت نموده است( پیروی: 1392) که بررسی آن از حوصله بحث ما خارج است.
 
ب) در صفحۀ 418 در بخش مشاهیر کال در معرفی سید کامل پیر آمده است: "... سید فخرالدین فرزند ارشد سید ابولفضل محمد مشهور به قتال در سال 628 قمری از مادری به نام بی بی شیخه بنت عجلان در قریه کال متولد شد..." آن چه محل مناقشه است محل تولد سید کامل پیر است که در این کتاب روستای کال اعلام شده است و شایسته بود مولف محترم مأخذ خود را ذکر می نمود. 
 
به هرحال در منابع مختلفی که در باره شاه سیف الله قتال نگاشته شده به محل تولد سید کامل پیر اشاره ای نشده است. آن چه در کتاب تحفه الراغبین که قدیمی ترین منبع شناخته شده در شرح حال شاه قتال می باشد؛ در این باب آمده است حکایت از آن دارد که شاه سیف الله قتال پدر بزرگوار سید کامل پیر قبل از ترک بغداد و مهاجرت به سوی جنوب ایران سفری به مکه مکرمه داشته و در این سفر با شیخه بنت عجلان ازدواج نموده است که سید کامل پیر و فرزند دیگری از شاه قتال مشهور به شاه غیب حاصل این ازدواج بوده است.( علی بن حمدی، 1403ه.ق: 55) 
 
در سایر کتب نیز که در این موضوع نوشته شده به محل تولد سید کامل پیر اشاره ای نشده است؛ از جمله: نسخۀ خطی دیوان سیدابراهیم سیدخلیل به نام تحف القلوب، تاریخ جهانگیریه و بستک ، دیوان محیا نوشته محمدنور بخشایش؛ که شایسته بود مولف محترم منبع خود را جهت استفاده محققان دیگردر این خصوص عنوان می نمود. ج) در همین بخش در معرفی سید محی الدین قتالی دوبیتی سرای معروف او را سید محیای کالی نامیده است و اورده است: "... سیدمحی الدین از علما و شعرای قرن یازدهم هجری است که در حدود سال 1015 یا 1020 هجری قمری در روستای کال چشم به جهان گشود..." 
 
اگرچه ایشان اضافه نموده اند" روایتی است که وی در عمادده از محلات هفت گانه لارستان به دنیا آمده است"؛ اما در قسمتی دیگر بعد از ذکر جمله ای از محقق محترم حسن حبیبی در خصوص رد بردخونی بودن محیا متذکر شده است:"... با این که آقای حبیبی در اصل می بایست وی را محیای کالی می نامید..." که معلوم نیست مولف محترم بر اساس چه سند یا اسنادی این چنین حکم قطعی بر کالی بودن محیای شاعر می دهد؟ و جالب اینکه در همین کتاب صفحه 421 آمده" محیا در یک دوبیتی موطن اصلی خود را چنین معرفی کرده است: (دوبیتی شماره 1) من و ول هردو مادر زاد بودیم ز یک اصل و ز یک بنیاد بودیم عمادالقریه محیا گشته مأوا که اصلاً سید بغداد بودیم و اضافه نموده "همین بیت است که عده ای او را زاده عمادده می نامند که محیا از آن به عنوان عمادالقریه یادکرده است.
 
 البته بعضی تلاش کرده اند تا با تغییر در اصل این شعر محل تولد او را از زبان خودش عمادده بنامند. به این شعر توجه کنید: (دوبیتی شماره 2) من و ول هر دو مادرزاد هستیم ز یک اصل و ز یک بنیاد هستیم عمادالقریه محیا گشته مولود که اصل سید بغداد هستیم" سوال این جاست که مولف محترم از کجا به این قطعیت رسیده اند که دوبیتی ای که ما آن را شماره 1 نامیده ایم اصل است و شماره 2 صورت تحریف شده آن؟حال آن که اصل این دوبیتی در منابع مختلف به صورت دوبیتی شماره 2 آمده است از جمله در ضمیمه کتاب تحفه الراغبین نوشته سید علی بن سید حمدی که در 1403 توسط عبدالرحیم بن محمدزمان العباسی بازنویسی و منتشر شده است.( همان: 259) 
 
تقریباً همه متون بازمانده از شرح حال این خاندان بزرگ در این باب سکوت کرده اند: در تحفه الراغبین به عنوان قدیمی ترین سند مکتوب در این باره از محل تولد سید محیا ذکری به میان نیامده. در مثنوی تحف القلوب سیدابراهیم سیدخلیل نیز در باره سخنی به میان نیامده است. در تاریخ جهانگیریه و بستک نیز تنها به محل سکونت شاعرو نه زادگاه او (روستای کال) اشاره شده است ولی در ادامه او را از شاگردان شیخ عبادالله انصار عماددهی می داند.( بنی عباسیان بستکی، 1339: 29) از معاصرین نیز که تاکنون به انتشار اشعار محیا اقدام نموده اند محمدنور بخشایش محل تولد او را عمادده( بخشایش، 1373: 11)؛ و حسن حبیبی زادگاه او را کال می داند.( حبیبی، 1370: 40). 
 
در کتاب تاریخ مفصل لارستان زادگاه او را عمادده عنوان شده است.( تقوی، 1385: 1623) با توجه به مطالب بالا حال که همه متون تاریخی در باره زادگاه سید محیا سکوت اختیار کرده اند به نظر می رسد شروه های این شاعر خود بهترین سند در باره زادگاه وی می باشد. چنان که ذکر شد سید محیا در ضمن یک دوبیتی عمادالقریه یا عمادده را زادگاه خود می داند( دوبیتی شماره 2) این دوبیتی به این صورت هم در نسخه بخشایش( بخشایش، 1373: 112) و هم در نسخۀ حبیبی( حبیبی، 1370: 141) وجود دارد و هم در ضمیمه نسخه ای از تحفه الراغبین.( علی بن حمدی، 1403ه.ق: 55)
 
 اما در این که زادگاه وی روستای کال می باشد سندی وجود ندارد و تنها سندی که شاید بتوان از آن غیرعماددهی بودن و نه کالی بودن شاعر استنباط نمود و دلیل مخالفان این امر؛ این دوبیتی است: برفتم مادده ملک ندیده طواف سید عالم گزیده دوصد صلوات بر مولای محیا عجب نوری به قتال آفریده( حبیبی، 1370: 141) که از این شروه نیز با عنایت به متن تاریخ جهانگیریه و بستک که محیا را از شاگردان شیخ عبادالله انصار عماددهی می داند نمی توان چنین برداشتی نمود و عملاً این حکم ثابت نمی شود .( بنی عباسیان بستکی، 1339: 29) چنان که گذشت شروه این شاعر به عماددهی الاصل بودن ایشان گواهی می دهد و شایسته است بعد از این هم دیگر محققان این حوزه نیز با دقت و وسواس بیشتری نسبت به درج مطالب تاریخی اقدام نمایند.
 
منابع( کتاب): 1- بخشایش م. 1373. دیوان محیا. تهران: انتشارات جهان معاصر، 216 صفحه 2- بنی­عباسیان بستکی م. 1339، تاریخ جهانگیریه و بستک. تهران: (بی­نا)، 3- حبیبی ا. 1370. محیا. شیراز: انتشارات نوید،190 صفحه 4- علی­بن حمدی. 1403 ه.ق. تحفه الراغبین فی ذکر حالات شاه سیف الله­القتال. (بی­نا): 279 صفحه 5- وثوقی م و دیگران. 1385. تاریخ مفصل لارستان. ج دوم. تهران: همسایه،1845 صفحه منابع(وبلاگ و سایت اینترنتی): http://www.globalcity.blogfa.com
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام